سه شنبه نهم تیر 1388
دستاوردهای بزرگ خرداد 88
همگان گمان می بردند که این بهت و حیرت یکی دو روزه از سر مردم بیفتد و اعتراض ها از پچ پج های روزانه بین مردم فراتر نرود.اما اتفاقی که افتاد فراتر از آنچیزی بود که همگان تصورش را می کردند.از بعد از ظهر اعلام نتایج به مدت یک هفته تمام کشور و به خصوص پایتخت صحنه حضور میلیونی معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری بود به طوری که دوشنبه موج سبزی که بدون هر گونه مجوزی در خیابان های منتهی به میدان آزادی راهپیمایی کردند خواب را از سر تمامی حاکمان حجره نشین ایران پراند و اگر نبود سرکوب خونین شنبه سیاه تهران این اجتماعات مدنی و آرام تاکنون به قوت به کار خود ادامه می داد.
امروز در یادداشتی باعنوان "غنیمت های بزرگ یک شکست" در سایت فیلتر شده آینده می خواندم که یکی از خبرنگاران در دیدار با سید محمد خاتمی نقل قول جالبی از وی کمی قبل از انتخابات دارد که بدون کم و کاست برای شما می گذارم.
وقتی به زیارت( حرم حضرت معصومه) مشرف شدم جمعیت زیادی که حدود 500 نفر بودند، از من استقبال کردند و با شعارهایی لطفآمیز ابراز احساسات کردند اما در مقابل این جمعیت 5، 6 نفر بودند که با فریاد کشیدن و به کار بردن عبارتهای توهینآمیز قصد برخورد فیزیکی داشتند، اما از سوی آن جمعیت که تعدادی حدود صد برابر این افراد بودند، واکنشی برای جلوگیری دیده نشد و من به این نکته پی بردم که هواداران و حامیان ما، حداکثر حاضرند برای حمایت از عقیدهشان یک رأی بدهند، اما هواداران و حامیان ... حاضرند از روی تعصب بکشند و کشته شوند و در جامعهای که دموکراسی نهادینه شده نیست، مقایسه این دو جریان مقایسه اعداد و آراء نیست.
اما اتفاقی که پس از انتخابات در کشور افتاد با گفته سید تفاوت زیادی داشت ما در این روزها به گفته مقامات رسمی حد اقل ۲۰ شهید دادیم و صدها تن از هواداران جنبش سبز توسط حکومت به خاک و خون کشیده شدند.این رخداد ها باعث شد که به گفته ولایتی شیشه حکومت اقتدار گرا بشکند و راه برای اعتراضات بعدی باز شود.اکنون هزاران عکس و فیلم از رخدادهای ایران در دسترس است که نارضایتی مردم ایران را از حکومت اسلامی به وضوح نشان می دهد.
به راستی اگر این جنبش سبز هفته های پایانی منتهی به انتخابات و رخدادهای پس از انتخابات دستاوردی جز همدلی مجدد مردم و یکی شدن آرمان ها و خواسته هایشان برای تحقق ایران آباد و آزادو همین طور شکستن هیمنه دروغین حکومت به ظاهر اسلامی نداشته باشد همین به تنهایی دستاورد فوق العاده ارزشمندی برای ما خواهد بود.
فلش بک:چهارشنبه ۲۰ خرداد ۸۸به یاد ماندنی ترین شب برای من بود زمانی که همه دوستاران جنبش سبز پس از روزی باشکوه در میدان بزرگ نقش جهان و مانور به یادماندنی در طول خیابان تاریخی چهارباغ در انتهای شب و لحظات پایانی در سراسر شهر با شکوه تمام ایستاده بودند و با شعارهای سبزشان سرنشینان خودرو ها را بدرقه می کردند.من که در آن شب توانسته بودم به سختی تاکسی ای بگیرم وقتی دوستان سبزم را دیدم شال سبز خود را به دور دستم پیچیدم و انگشتانم را با علامت پیروزی بیرون نگه داشتم.برایم باور کردنی نبود همشهریانی که از کنارشان عبور می کردم هر کدام به نوعی به این نشانه من واکنش مثبت نشان می دادند و با موج مثبتشان مرا دلگرم می کردند.
گویی این رنگ سبز زبان مشترک همه ما شده بود و نا خودآگاه الفت و دوستی ای دیرینه در ما ایجاد کرده بود.هیچ گاه آن لحظه های سبز زیبا را از یاد نخواهم برد هر چند که فرجامی تلخ برایش آفریدند اما ما نباید این زبان مشترک خود را از دست بدهیم.همان طور که پس از انتخابات این زبان مشترک ملی ما جهانی شد.ملی پوشان مان در کره جنوبی گویندگان بخش های مختلف برخی خبرها و تیک سبز در گوشه برخی شبکه ها و پس از آن شهادت مظلومانه سمبل اعتراض ندای عزیز این زبان مشترک ما را گسترش داد و اکنون در همین لحظه ما پیروز اتفاقات خرداد ۸۸ هستیم.
ما ثابت کردیم که اگر بخواهیم می توانیم در کنار همدیگر باشیم و زبان مشترکی داشته باشیم.
ما ثابت کردیم که در مقابل دیکتاتور ترین حاکمان هم می توان با وحدت و همدلی ایستاد و نشکست.
ما ثابت کردیم که اگر بخواهیم هر کاری می توانیم بکنیم و این تازه آغاز همدلی ما ایرانی هاست.
ما می خواهیم سرنوشت ناخوشایند تاریخی مان را عوض کنیم و تاریخ ساز شویم.
اینجا آخر کار نیست تازه در اول همدلی سبزمان برای تغییر در حاکمیت سیاهمان قرارداریم.
به لطف خدا روزهای روشنی انتظار ما را می کشد...
شنبه ششم تیر 1388
تشکر از خدای بزرگ برای اعطای نعمت بزرگ زندگی
امروز روزی است که خدا به من این فرصت را داد تا خود را در بوته آزمایش او قرار دهم.او به من گفت این فرصت برای تو بسیار گرانبهاست پس سعی کن از آن به درستی استفاده کنی و بر روی زمین فساد نکنی و از این فرصت گرانبها در جهت خدمت به خلق و برداشتن توشه ای برای سفر آخرتت استفاده کنی...
امروز خداوند به من گفت که بر زمین پاک من حق نداری که بر احدی از بندگانم ظلم روا داری و باید همچون برادر و خواهر تنی خود از حقوق همه آنها دفاع کنی...
امروز خداوند به من ماموریت داد تا در زمین با خلق نیکو کرامت انسانی را پاس دارم و از این حق الهی دفاع کنم...
او به من گفت که تو باید مدافع حقوق ملتت باشی و از موهبت بزرگ آزادی تا جایی که تجاوز به حقوق دیگران نشود پاسداری کنی.
او به من گفت که آزادی و آزادگی بزرگترین هدیه خداوند به بندگانش است پس پاسدار آن باش...
و او به من دستور داد که هیچ گاه در مقابل ظلم ظالم در هر پوششی که می خواهد باشد چه در لباس کفر و چه در لباس دین لحظه ای آرام نگیر...
او از من خواست که دینت را وسیله آباد کردن دنیای خود قرار نده که آتش دوزخ بر چنین فردی صدها بار مهلک تر از کفار بی دین است.
او به من سفارش کرد که حاکمیت مطلق تنها از آن خداوند و اولیای پاکش است..پس از حاکمان بی دین وظالمین به اصطلاح دیندار در امان باش.
و در نهایت او به من ماموریت داد تا مدافع حق عدالت واقعی آزادی و کرامت انسانی باشم و جان ناقابل خویش را در راه آرمان خویش فدا کنم...
خداوند را به خاطر اینکه به من این فرصت بزرگ را ارزانی داشت که 24 سال از نعمت هایش بهره مند شوم شکر می کنم و از او می خواهم که من و هم وطنانم را در این شرایط سخت که مرز بین حق و باطل به باریکی یک مو است جزو پیروان راه حق و حقیقت قرار دهد و لحظه ای مرا به خود واگذار نکند..
آمین یا رب العالمین...
پنجشنبه چهارم تیر 1388
اندر حکایت غریب رسانه دروغ پرداز حکومتی(صدا وسیما)
این رسانه از ابتدای این هفته با به تصویر کشیدن عده ای که مشخص بود به طور آماتور آموزش دیده بودند تا در جلوی تلویزیون اعتراف کنند و پخش تصاویر مضحکی از این افراد در اعتراضات که احتمالا با دوربین صدا و سیما هم گرفته شده بود!!!!همینطور پخش تصاویر افرادی که چهره آنها مات و قابل تشخیص نبود در حالی که اعتراف می کردند که از پایگاه اشرف منافقین!!! برای این کارها اموزش دیده اند سعی داشت که به مخاطب این گونه القا کند که گروه های تروریستی طراح حرکات خودجوش مردمی هستند.
از طرف دیگر تلویزیون رسمی حکومت که برای کشته شدن ده نفر در تظاهرات روز شنبه باید معادله ای برای توجیه افکار عمومی می ساخت کشته شدگان در حوادث روز شنبه را تروریست های مصلح معرفی کرد این درحالی است که همان طور که همگی می دانید و در پست قبلی به آن مفصلا پرداخته شد یکی از این تروریست های مسلح ندا اقا سلطان بود که به طرز مظلومانه ای توسط یکی از لباس شخصی ها(بخوانید بسیجی) مستقر در پشت بام ها کشته شد.
همین طور این تلویزیون در اقدامی سوال برانگیز از شنبه تاکنون درگیری مردم مظلوم با یکی از بسیجیان را که در آن مردم این فرد رابا مشت و لگد (و نه باتوم وچماق) مضروب می کردند مرتبا و بیش از ده ها بار با شرح و تفصیل تمام پخش کرد و دوشنبه شب با ارائه شماره تلفن هایی از مردم خواست که آشوب گران حاضر در صحنه را که درشت نمایی شده بودند به ماموران اطلاعاتی معرفی کنند!!!شب گذشته هم با دستگیری یکی از ضاربین ضرب شستی به مردم نشان داد تا بفهمند که نباید پای خود را از گلیمشان دراز تر کنند.

صحنه ای که در بالا مشاهده می کنید قرین صحنه مورد اشاره رسانه حکومتی است که در آن لباس شخصی ها به شدت در حال مضروب کردن یکی از هموطنانمان هستند.آیا این رسانه علاقه ای به انعکاس این صحنه و معرفی ضاربین به ملت دارد؟؟؟!!!

این درحالی است که روزانه صد ها تن از ماموران لباس شخصی نیروهای امنیتی و نظامی باتسلیحات گرم و سرد خود در حال مضروب کردن مردم هستند و این صحنه ها نه تنها از این رسانه منعکس نمی شود بلکه کسانی را که برای دفاع از خود و هم وطنانشان فردی را تنها با مشت و لگد و نه با باتوم برقی و چماق مضروب کرده اند را متهم به اشوب گری می کند و خواستار معرفی این افراد به نیروهای اطلاعاتی می شود.
از طرف دیگر با محدود کردن تمامی رسانه های داخلی و بازداشت جمع کثیری از آزاد اندیشان و روزنامه نگاران مستقل مردم رابرای پیگیری حقایق ناچارابه طرف رسانه های ماهواره ای یعنی صدای امریکا و بی بی سی فارسی متمایل می کنند و از آن سو این رسانه ها را که به راستی در این دو هفته تنها به انعکاس صدای فروخفته ملت با کمترین جانب داری پرداخته اند را به طراحی و هدایت آشوب گران متهم می کنند.
به راستی این رسانه و این رژیم به کدامین سو می روند؟؟ و تا چه حد قادر خواهند بود که افکار عمومی ملت ایران را در گوشه گوشه کشور از دانستن حقایق تلخ منحرف کنند.از همه شما دوستانی که به اطلاعات واقعی دسترسی دارید می خواهم که اجازه ندهید رسانه حکومتی این چنین به دروغ پردازی های نکبت بار خوددر وارونه جلوه دادن حقایق ادامه دهد و حقایق را هر گونه که می توانید در اختیار هم وطنان خویش قرار دهید.اگر تظاهرات ادامه یابد باید روزی صدا و سیمای لجن زده حکومتی را از دست این ایادی ظلم و زور خارج کردو در اختیار ازادی خواهان قرار داد...به امید اینکه روزی شاهد شنیدن حق و حقیقت از رسانه واقعی مردم باشیم.
سه شنبه دوم تیر 1388
ندایی که در سراسر عالم شنیده شد...

اما به راستی او در این چند لحظه تا وداع تلخ و ناباورانه اش با این دنیای کثیف به چه می اندیشید؟؟؟
به رویاهای پیش رویش در زندگی مشترک که داشت بر باد می رفت؟به آرزوهایش در راه موفقیت در درس و موسیقی؟؟ و یا حتی به این که چرا نمی تواند در کنار دیگر هموطنانش ادامه دهنده مبارزه برای نابودی استبداد متحجران و آزادی وطن باشد؟؟؟
همانطور که جگرش در آتش کینه یک بسیجی کثیف می سوخت و فوران می کشید صداهای محوی نیز در گوش خود می شنید ندا ...ندا چیزی نیست نترس...اما او هنوز داشت به رویاهای بر باد رفته اش می اندیشید و درهمین حین به ناگاه فرشته ای از آسمان آغوشش را به سمت او دراز کرد.ندا نگاهی به او کرد و ناگهان احساس سبکی کرد.انگار از تمام غم ها و دردهای این دنیای کثیف به ناگاه خلاص شد.وفتی پر می کشید هموطنانش را دید که بر سر جنازه ای بر سر و تن خود میزدند هر چه بالاتر می رفت جمعیت بیشتری را می دید که گویی سال هاست که مصیبت سنگینی را بر دوش های خسته خود حمل می کنند و رفت و رفت و رفت...

لحظه تلخ جان دادن دختر پاک ایران
او رفت و ما ماندیم و غم جانکاهی از درد و یاس و خشم و عذاب و کینه ای که سرتاسر وجودمان را فراگرفته است.او رفت و از تحمل استبداد سیاه نجات یافت اما ما ماندیم و تحمل دیکتاتوران زمان....او رفت تا نبیند کشته شدن دیگر هموطنانش را و ما ماندیم و مصیبت های پیش رو...
او رفت تا تبدیل به نماد و سمبل آزادی و مقاومت شود و دنیا او را و مظلومیت او را ببیند و ما مانده ایم در عرصه ای که اگر در آن ساکت بنشینیم و دست روی دست بگذاریم شاهد پایمال شدن خون او خواهیم بود اما شجاعت مرگ شرافتمندانه را هم نداریم.
نام ندا آقا سلطان در تاریخ ایران و جهان به عنوان شهید راه آزادی وطن به نیکی ثبت خواهد شد اما مایی که باقی مانده ایم چه؟؟؟
آیا نام ما هم سال های بعد در تاریخ به نیکی ثبت خواهد شد یا چون اسلاف خود با سکوت دردناک خود اجازه خواهیم داد که جباران زمان همچنان به حکومت نکبت بار خود ادامه دهند و جزء افرادی خواهیم بود که نسل های بعد بر ما و بر پدران مان که شکل دهنده انقلابی سیاه بودند لعنت خواهند فرستاد.
تاریخ همواره قاضی عادل و صدیقی بوده است باید شاهد قضاوت تاریخ در مورد خویش باشیم!!!

یکشنبه سی و یکم خرداد 1388
تکرار ماجرای اعتراف و اعتراض
امروز نهمین روز اعتراضات مردمی به نتایج اعلام شده انتخابات است و هنوز معترضین در سراسر کشور و به خصوص در پایتخت به شدت به اعتراضات خود ادامه می دهند و نیروهای امنیتی و انتظامی هم چنان با سرکوب این اعتراضات حتی به وسیله به خاک و خون کشیدن ملت نتوانسته اند که اندکی از خشم ملی ایرانیان را از تقلب بزرگی که در آرایشان صورت گرفته را کاهش دهند.
رهبر حکومت اسلامی هم در روز جمعه با معترضین و رهبران آن به شدت اتمام حجت کرد و عواقب خون های ریخته شده در این جریانات سرکوب را به گردن موسوی و اصلاح طلبان انداخت تا نشان دهد انچه که قرار است از این پس در کشور رخ دهد نه یک سرکوب که یک کشتار عظیم مردمی خواهد بود.وی گفت که حتی حاضر است جان ناچیزش را هم برای حفظ این انقلاب فدا کند.

این آخرین زنهار یک مقام رسمی کشور و شخص اول نظام بود و به نوعی اعلان جنگی تمام عیار از فردای این سخنان به شمار می رفت و اگر اثر می کرد خاتمه دهنده این حجم سرکوب ها بود اما دیروز بعداز ظهر نیروهای امنیتی با شدید ترین برخورد ممکن باعث کشته و زخمی شدن تعداد زیادی از هموطنان عزیزمان شدند و این شاید اغاز یک جنگ تمام عیار میان نظام و مردمی است که تنها خواسته شان ابطال انتخابات و برگزاری انتخابات مجدد است.
اما چرا نظام حاضر نیست علیرغم خواست ملی مردم کرنش از خود نشان دهد و برای حفظ اندک حیثیت باقی مانده خود در سطح دنیا خواسته مخالفینش را تحقق بخشد.اگر حکومت همچنان به ماجراجویی هایش در این مسیر ادامه دهد مشخص نیست که پایان این همه خونریزی و درگیری چه خواهد شد و شاید ادامه درگیری ها ملت رابه انقلابی دیگر شبیه انقلاب بهمن 57 متمایل کنددیشب ملت شهادت مظلومانه دختر جوانی را دیدند که برای تحقق خواسته اش به میان هموطنانش آمده بودبه راستی مگر او چه گناهی داشت که با او این گونه کردید نگذارید ملت تصمیم دیگری بگیرند با مردم همراه شوید وگرنه شما هم مجبور خواهید شد که به شنیدن صدای اعتراض ملت اعتراف کنید.
اگر به قول رهبر حکومت اسلامی ایشان اهل خیانت در آرای ملت نیستند چرا تن به هیچ گونه بررسی شفاف و عادلانه نتیجه آرای اعلام شده نمی دهند؟؟؟
ایشان که این چنین از حضور ملت در عرصه انتخابات اظهار وجد و شعف می کند چرا اکنون خواسته به حق بخش عظیمی از این ملت را به پشیزی نمی گیرد و دستور غیر مستقیم سرکوب معترضین را از بلندگوی نماز جمعه صادر می کند؟؟؟
بی اعتمادی به مسولین نظام روز به روز بیشتر می شود و اگر تصمیم عاقلانه ای از سوی مسولین نظام گرفته نشود پایان این ماجرا به هیچ وجه روشن نیست و شاید آن چیزی که نباید بشود محقق شود.
چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388
تداوم مقاومت... خواسته ملت و تاریخ از اصلاح طلبان
مهم ترین و زیباترین اتفاق در این 5 روزه راهپیمایی با شکوه روز دوشنبه بود که علیرغم عدم صدور مجوز از سوی وزارت کشور با حضور میلیونی مردم صورت گرفت و مردم شجاع و در صحنه تهران به خوبی اراده ملت را در راه احقاق حقوق پایمال شده خود به نمایش گذاشتند.نکته جالب سکوت و ارامش حاکم بر این تجمع بود.

اما متاسفانه کوردلانی که نمی توانستند حریت ایرانیان را تحمل کنند ساعاتی بعد این تظاهرات ارام را به خاک و خون کشیدند و باعث شدند تا هفت نفر از هموطنان عزیزمان در راه آرمان شان که همانا آزادی وطن از چنگال دیکتاتوری است به شهادت برسند.گفته می شود که هواداران موسوی قصد اختشاش و تخریب اموال عمومی را دارند اما همگان می دانند که اختشاش گران هواداران واقعی مهندس نیستند و این ها بهانه ای است برای سرکوب اعتراضات به حق مردم که متاسفانه به شدت ادامه دارد.
مهندس موسوی و دیگربزرگان اصلاح طلب هم علیرغم بازداشت های گسترده اصلاح طلبان با شجاعتی مثال زدنی مقاومت می کنند و به گفته مهندس وی تا اخرین لحظه از رای ملت دفاع خواهد کرد.متاسفانه آنچه از روز قبل از انتخابات تا کنون رخ داده است بیشتر شبیه به کودتا بوده تا انتخاباتی ازاد و رقابتی که در ان 85 درصد ملت ایران حضور پیدا کردند.
همان طور که در یادداشت قبل گفتم تداوم بازداشت های بی دلیل جمع کثیری از بزرگان اصلاح طلب چون تاج زاده نبوی حجاریان ابطحی و زید ابادی و همین طور سرکوب وحشیانه تظاهرات ارام مردم و امنیتی کردن فضای کشور توقیف اکثریت روزنامه های موثر اصلاح طلب و فیلتر و سانسور شدید سایت های اینترنتی و تداوم غیر موجه قطعی سیستم اس ام اس مخابرات همگی نشان از رخدادی تلخ در دوره سی ساله نظام جمهوری اسلامی دارد که بسیاری از کارشناسان به خوبی بر آن مرگ جمهوریت در این نظام نامیده اند.
این روزها به طور قطع با تداوم مقاومت ملت در دفاع از آرمان هایشان در تاریخ به نیکی به ثبت خواهد رسید و مردم باید بدانند که این یک نقطه عطف در راه دفاع از آزادی های مشروع آنها به شمار می آید وقطعا نسل آینده را از خطرات حاکمیت استبداد و طالبانیسم در کشور در امان نگه می دارد.اما مصالحه قابل پیش بینی توسط سردمداران اصلاحات قطعا تیر خلاصی است بر پیکره نیمه جان اصلاحات نا موفق در ایران که همچون انقلاب مشروطیت و نهضت ملی مصدق به تاریک خانه تاریخ سپرده خواهد شد و این ملت ایران است که یک بار دیگر اسیر استبدادی خواهد شد که سی سال قبل سعی در رهایی از آن داشت.
هر چند تاریخ این نظام نشان می دهد که نمی توان به سرانجام این ماجرا چندان خوشبین بود اما باز هم امیدوارم که اصلاح طلبان ایرانی از آخرین فرصت خود برای اعاده حقوق ملت استفاده کنند وگرنه ملت هیچ گاه به آنها اعتماد مجددی نخواهد کرد و این اخرین حضور آنهابرای تغییر در حاکمیتی بود که رای ملت را تزیینی و برای پز دادن به کشور های دیگر می داند و در خفا هر آنچه که می خواهد بر سر کشور و مردم تحت ستمش می آورد.
یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388
اصلاحی که دیگر ممکن نیست
جریان غیر دولتی و اصلاحطلب باید به این نتیجه رسیده باشد که دیگر از طریق صندوقهای رای نمیشود، به فکر اصلاح بود.
این جمله واقعیتی است که در این انتخابات به وضوح بر همگان اثبات شد.ماجرا درست از زمان انتخابات مجلس هفتم آغاز شد.در آن زمان بیش از 90 نفر از نمایندگان تاثیر گذار مجلس ششم به طور دیمی رد صلاحیت شدند تا اولین پلان این سناریویی که اکنون به ده سالگی اش رسیده است کلید بخورد.سناریویی که می توانیم نامش را "حذف تدریجی گفتمان اصلاحات از درون حاکمیت و جبران اشتباه خرداد 76" نامید.
این پروسه هم چنان با رد صلاحیت مصطفی معین در اننخابات ریاست جمهوری دهم ادامه پیدا کرد و بعد با یکدست شدن کامل حاکمیت در تیر 84 راه را به شدت برای ادامه مسیر خود باز شده دید. این روند با همدستی دولت و شورای نگهبان در مجلس هشتم با هزینه بسیار کمتری محقق شد تا به بزرگترین رخداد و تقلب بزرگ تاریخ 30 ساله انقلاب رسید.
کودتایی سفید از درون حاکمیت اجازه نداد تا ملت سرنوشت خویش را در 22 خرداد 88 رقم بزنند.اصلاح طلبان این بار در حالی بازی را باختند که تمام پیش بینی هایشان در زمینه حضور بخش های خاموش جامعه ایران محقق شد و موج سبزشان به خوبی توانست در عرض 3 هفته ایران را کاملا سبز پوش کند ولی آن چیزی که از شام 21 خرداد ماه رخ داده و همچنان ادامه دارد به هیچ وجه قابل پیش بینی نبود.
از ساعت 8 شب پنج شنبه سیستم پیامک تمامی اپراتور های مخابرات قطع شد تا اصلاحاتی ها مهمترین وسیله ارتباطی بین خود و هوادارانشان را که در این 3 هفته به خوبی توانسته بود نتیجه دهد را از دست بدهند.در دومین پرده از ساعت 12 ظهر با استقبال گسترده مردم از انتخابات مشکل کمبود تعرفه به طور گسترده در شعبی که هواداران میرحسین موسوی در آن حضور داشتند دیده شد که تا اخرین لحظه انتخابات ادامه پیدا کرد.در ساعات پایانی برگزاری انتخابات در حالی که ساعات اخذ رای از مردم به صورت قطره چکانی تمدید می شد در نهایت ناباوری در ساعت 10 شب به پایان رسید و این در حالی بود که از تمامی شهرهای بزرگ خبر می رسید که صف های طولانی مردم هم چنان پشت درهای بسته حوزه های انتخابی باقی مانده اند. و در پلانی دیگر بعد از ظهر جمعه نیروی انتظامی با اغاز ناگهانی و بدون اطلاع قبلی مانور اقتدار خود اعلام کرد که با هرگونه تجمع انتخاباتی به شدت برخورد می کند.
و همه چیز اماده بود تا صحنه پایانی این انتصابات که شمارش آراست چیده شود.ساعت هنوز به 12 شب نرسیده که خبرگزاری جمهوری اسلامی از پیروزی قاطع محمود احمدی نژاد خبر می دهد این در حالی است که اعضای ستاد میرحسین و در راس آن شخص میرحسین موسوی در کنفرانس خبری خود رسما پیروزی خود را با توجه به اخبار رسیده از ستاد های خود اعلام کردند.اما در کمتر از یکساعت از شمارش آرا درساعت 12:30 دقیقه شبکه خبری پرس تی وی و خبرگزای های مختلف امار شمارش 5 میلیونی را اعلام می کنند که در ان رئیس جمهور کنونی با اخذ بیش از 3 میلیون در راس آن قرار دارد.و از همین لحظه همه چیز تمام شد و شاید هم شروع...
اکنون هنوز 24 ساعت از اعلام رسمی نتایج نگذشته که مردم شهر های مختلف در بهت و حیرت به سر می برند هیچ کس نتیجه اعلام شده را باور نمی کند و دولت و هوادارانش در حال جشن و پایکوبی هستند.مردم یک بار دیگر پشیمانی بزرگی سراسر وجودشان را فرا گرفته است حس حماقتی از اینکه چگونه اسیر بازی ای شدند که هیچ گاه قرار نبوده بازیگرش باشند.هم در انتخاباتی شرکت کردندکه با حضور تاریخی شان موید حکومت شدند و هم با نتیجه ای که اعلام شد رای خود را سوخته شده یافتند و این همه در حالی است که هواداران متعصب هنوز در خبایان ها کتک می خورند و سران اصلاح طلب بازداشت می شوند و در نهایت این پایان یک دروغ چند ماهه بود تا ملت متوجه شوند که دیگر از صندوق انتخابات نمی شود اوضاع را اصلاح کرد.
شنبه بیست و سوم خرداد 1388
همه چیزعالی است.... مبارکتان باد
در تنگ قفس باز است و افسوس که بال مرغ آوازم شکسته است
دیروز چه شد..... دیشب چه شد...... و اما اکنون.....
نوشتیم میرحسین....... خواندند احمدی نژاد
پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388
خروش سونامی سبز فردا ایران را فرا می گیرد
پرچم زیبای ایران را
از امپراطوری دروغ
پس خواهند گرفت...
تا میرحسین یک یا حسین دیگر باقی است....
میدان آزادی چهارشنبه ۲۰ خرداد ۸۸
![]()
میدان نقش جهان اصفهان-چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۸۸
![]()
چهارشنبه بیستم خرداد 1388
ای ایرانی...تا میرحسین یک یا حسین
آری 4 سال قبل با انتخاب خود کشور را به نقطه ای که اکنون در آن قرار گرفته ایم رساندیم.نقطه ای که در آن دولتی حاکم است که ملتش را از لحاظ اقتصادی صدقه گیر بار آورده است و به جای آوردن نفت بر سر سفره آنها بار فقر و فلاکت را بیش از پیش بر دوش آنها تحمیل کرده است.دولتی که اوج توجهش به مردم دادن تراول های صد هزار تومانی در پاسخ نامه های آنهاست.دولتی که با شعار افشای باند مافیایی حاکم براقتصاد بر روی کار امد و اکنون پس از 4 سال بدون افشای نام حتی یک مجرم اقتصادی بار دیگر در شب انتخابات سفره افشاسازیش را پهن کرده است.
به رئیس جمهوری رای دادیم که نقطه بارز شخصیتی اش متاسفانه دروغ و ریا و تهمت زنی به دیگران است.این بار اما فرصت انتخاب من و توست برای خود و برای ایران...
شاید فرداها بار دیگر حسرت این روزها را بخوریم و به انتخاب خود لعنت فرستیم این روزهاست که فرصت تغییر دست داده است شاید با خود بگویید چه تغییری!!؟ حاکمیت از آن دیگری است اما این هم پاسخ دارد حداقل محمود احمدی نژاد پاسخ این سوالات را به خوبی داده است.او ثابت کرد که اختیارات یک رئیس جمهور برای تغییر دادن وضع یک کشور هم کم نیست او به خوبی توانست حیثت جهانی مان رابا گفتمان خشونت طلبانه اش بر باد دهد او همینطور توانست با تصمیمات خلق الساعه درعرصه مدیریت اقتصاد با نفت ۱۴۰ دلار تورم را از ۱۰ درصد به ۲۵ درصد برساند و او بازهم توانست در عرصه فرهنگ و هتر بیشترین حجم ممیزی ها و سانسور ها را از خود بر جای بگذارد.هر چند دولت احمدی در جاهایی هم مبتکر طرح های خوبی چون سفرهای استانی بود اما می توان این طرح خوب را با رئیس جمهوری دیگر که نقطه ضعف های بیشمار او را کمتر در وجود خود دارد هم ادامه داد.
آری وضعیت ایران و ایرانی به هیچ وجه مساعد نیست و باید از همین جا جلوی مصیبت را گرفت و اجازه داد که روندهای مدیریت به روال عادی خود بازگردد.شاید ۴ سال دیگر خیلی دیر باشد چون دیگر از ایران جز نامی و نشانی باقی نمانده باشد.
و اکنون به لطف خدای متعال ملت هوشمند ایران تصمیم خود را بر تغییر گرفته است و برای محکم شدن این پیروزی حضور من و توی ایرانی سرنوشت ساز است.تحریم انتخابات در این روزها بیش از هر کس به سود حاکمان کنونی است.ای تحریمی ها ای کسانی که توهم توطئه دارید به خود آئید و اجازه ندهید چون ۴ سال قبل با عدم حضورتان کسی انتخاب شود که نام ایران و ایرانی را خدشه دار کند و تبدیل به نماد دروغ و ریا شود.پس به پا خیز و در حماسه پیش رو سهم خود را هرچند اندک ایفا کن تا فرداها در چشیدن شیرینی آن بیش از پیش سهیم باشی...تا حماسه پیروزی راه اندکی باقی مانده تا میرحسین یک یا حسین...

