یکشنبه سی ام دی 1386
کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود
سلام بر صبر زیبای زینب(س)

آری عاشورا هم امد و توفان به پایان رسید .
زینب با برادرش وداع کرده است وحالا نمی داند چگونه این غم بزرگ را تحمل کند از طرفی باید جلوی
هتک حرمت لشکریان عمر سعد رابگیرد او در کنار امام سجاد(ع) تمام تلاش خود را کردند تا فا جعه از
این دهشتناکتر نشود. اما .....

در این میان امام زین العابدین به عنوان خلف امام حسین نقش سنگین خود را ایفا می کند و بار
سنگین امامت به همراه انتقال پیام عاشورا را برعهده میگیرد و عاشورا را در یادها جاودان می کند.
سلام بر حسین(ع) و ابا الفضل العباس (ع) و ۷۲ یار باوفای انها.
سلام بر زینب (س)و سجاد (ع)که عاشورا را برای ما زنده نگه داشتند و ان را چون
میراثی به یادگار گذاشتند .
و لعنت الله علی القوم الظالمین .
دهه عاشورای امسال نیز امد و به سرعت تمام شد امیدوارم که همگی از معنویات این دهه پر برکت
بهره مند شده باشیم .درسی که امسال من از محرم گرفتم باز گشت به خویشتن بود بیایید یک بار
دیگر به دنیای درونمان بنگریم و نفسمان را تزکیه کنیم راهش هم تفکر در عوالم نفس است.
خودمان را که شناختیم قطعا در شناخت خدای خودمان و عوالم خلقت نیز توفیق خواهیم یافت.
خداوندا این عاشورا را اخرین عاشورای ما قرار مده ( و لا جعله الله اخر العهد منی لریارتکم)
خداوندا شفاعت حسین و یارانش را در صحرای محشر نصیب همه ما بفرما .
(الهم الرزقنی شفاعة الحسین یوم الورود و ثبت لی قدم صدق عندک مع الحسین و اصحاب الحسین)
و عجل الله تعالی فی فرجه مولانا صاحب الزمان
امین یا رب العالمین
ان شا الله از این پس باز با مسائل سیاسی با هم صحبت می کنیم . در مسائل دینی تخصصی
نداشتم و اگر ایرادی وجود داشت به علم محدود من بر می گشت اینها نیز دل نوشته هایی بود
از سر درد دل.
یک نکته دیگر اینکه برای دو هفته اینده (به دلیل امتحانات پایان ترم) کمتر می توانم اپ کنم ان شا الله
مطلب بعدی ام بعد از اعلام اسامی نامزدهای مجلس از طرف شورای نگهبان خواهد بود که با شواهد
موجود قطعا بحث بر انگیز خواهد بود.به قول یکی از دوستان نباید از پیش قضاوت کرد اما نمی دانم چرا
دلم بد گواهی می دهد .تا بعد....
شنبه بیست و نهم دی 1386
راز جاودانگی قیام عاشورا
السلام علیک یا ابا عبد الله و علی الارواح التی حلت بفنائک

لحظات پایانی و سرنوشت ساز برای یاران حسین فرا رسیده است شوق وصال در چشمانشان
برق می زند. اخر حسین قول شهادت انها را داده است. امروز را حسین برای نماز از لشکریان
عمر سعد مهلت خواسته است اخر او عاشق نماز است.
امشبی را شه دین درحرمش مهمان است مکن ای صبح طلوع....
امشب غربال نهایی صورت گرفت خیلی ها رفتند اما آنان که ماندند چه کردند...
آری خواهر درحال اخرین وداع با برادر عزیزتر از جانش است .
خدایا چقدر این لحظه ها سنگین است هیچکس در حال خودش نیست همه درخیمه هایشان در
حال عشقبازی با خدایشان هستند.
دیشب درهیئت هم کسی نای بلند شدن و سینه زدن را نداشت همه تو راصدا می زدند .
در سینه زنی همه مست شده بودند گویی خود را در صحرای کربلا می دیدند.
با خود می اندیشیدم این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست .
مگر در روز عاشورا چه اتفاقی افتاده است .فکر می کنم از این فاجعه بدتر هم رخ داده است.
چرا در رسای این فجایع کسی نمی گرید. رمز جاودانگی قیام عاشورا چه بوده است؟
این سوالی است که باید به ان بیاندیشیم. اما ان چیزی که اکنون به ذهن من می رسد این است:
نیت همواره در هر جهادی اهمیت زیادی دارد نیت امام از قیامش به فرموده خودشان احیای
سنت فراموش شده ویا به بیان دیگر نابود شده جدش رسول الله است وهمین طور امربه
معروف ونهی منکربوده است چه نیت والایی.
دیگر نکته ای که به ذهن من می رسد تقابل حق جلی و باطل منجلی و همین طور مظلوم در مقابل ظالم است.
امام در اخرین لحظات و در مقابل لشگریان عمر سعد حجت را بر انان تمام می کنند به انان
می فرمایند به کدامین گناه شما با فرزند رسول خدا به کین بر خاسته اید این از سر ضعف
نیست این برای نجات انان است حتی دراخرین لحظه ندای (هل من ناصر ینصرنی) در گوش
هاست.
(اری برای شهادت حسین حرارت وگرمائی در دلهای مومنین است که هرگز سرد وخاموش
نمی شود)
این را فرزند امام می فرمایند.
می خواستم درباره یکی ازانحرافات عاشورایی دیگر یعنی قمه زنی مفصل صحبت کنم اما دلم
نیامد که این لحظات پرشور را با این موضوع ملالت بار خراب کنم تنها به این جمله که شب
گذشته از زبان استاد رحیم پور شنیدم اکتفا می کنم.
کسانی که این عمل قبیح را انجام می دهند گویی که چون لشکریان عمر سعد در ظهر عاشورا
در مقابل امام شمشیر به کین کشیده اند.

آغاز ابرها در ساعت یک است به وقت نجف.
کمی پس از دو باران گرفت در کنار بقیع.
درست ساعت سه توفان شد در کربلا .
حالا به ساعت من فقط کمی به لحظه موعود مانده است.
السلام علیک یا قتیل العبرات
التماس دعا
جمعه بیست و هشتم دی 1386
راز عظمت عباس (ع)
السلام علیک یا ابا الفضل العباس

امروز روز ابا الفضل است او کیست که او را هم سطح اهل بیت می دانند یکی از روحانیون می گفت
که از یکی ازائمه سوال شده بود که ایا مرتبه عباس (ع) از مرتبه سلمان که پیامبر در موردش فرمود
(سلمان منا اهل البیت ) بالا تر است .این بزرگوار پاسخ می دهند که از هر نفس کشیدن عباس هزاران
سلمان بیرون می اید .
براستی رمز این همه عظمت و بزرگی مرتبه چه می تواند باشد.
من فکر می کنم که راز آن یک کلمه است و ان اطاعت است.بله همین است .اما در همین اطاعت بسیار
قصه ها نهفته است که زبان ها از گفتن ان قاصر است.
اطاعت را تنها عباس معنا کرده است و نه هیچکس دیگر.زمانی که هر چه مولایش به او دستور می دهد
انجام می دهد در عین این که قدرمند ترین کاروان است اما فرمان مولایش را به جان می خرد به سمت
شریعه می رود.اوست که زمانی که به اب می رسد و در احاطه لشگریان عمر سعد قرار می گیرد
وتشنگی امانش را بریده است دست در اب فرو می رود و مشتی اب بر می دارد اما به نا گاه چهره
خیمه نشینان در ذهنش تداعی می شود(فذکر عطش الحسین) ومشت اب را به روی اب پرتاب می کند.
حالا رو به سمت دشت می کند و به راه می افتد لشگریان با تیرهای خود در کمین نشسته اند در
اینجا است که او رجز معروفش را می خواند : مرا از مرگ هراسی نیست من مامور برادرم هستم
و تا اخرین نفس می ایستم و لحظه ای از هدفم کوتاه نمی ایم ..
و بقیه قصه که همه می دانید تا انجایی که مولایش بر بالای سرش حاضر می شود و ان جمله معروف
را می گوید (و الله انکسر ظهری... ) .
در راستای معرفت النفس بیایید خودمان را به ۱۴۰۰ سال پیش ببریم .
-ایا در میان کسانی هستیم که زمان حرکت مولا ازمکه او را همراهی می کنیم یا تنها او را بدرقه می کنیم؟
-ایا در میان کسانی هستیم که امشب پس از خاموش شدن چراغ و روشن شدن دوباره ان هنوز در
میان یاران مولا نشسته ایم .
یا از کوفیانی هستیم که در ابتدا دعوت مولایمان را لبیک میگوییم و بعد از به خطر افتادن جان و مالمان
دیگرامامی نمیشناسیم.
اری بیایید باخودمان صادق باشیم .
لاف عاشقی زدن کار اسانی است در میدان عمل چند مرده حلاجی .
اری هنوز تا حسینی شدن فرسخ ها فاصله است این فاصله تنها با اطاعت طی شدنی است
زمانی که دیوارهای توجیه را خراب کنی و از روی جنازه نفس اماره ات رد شوی انگه است که
چهره خندان مولا از دور دیدنی است.
ساقی عطشان کربلا ادرکنی
التماس دعا
پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386
مداحی عشق یا کسب
بوده ایم .که یکی از جالبترین انها سبک های مداحی ها است که اغلب مشاهده می شود از سبک
اهنگ های خوانندگان پاپ وبه خصوص لس انجلس نشین گرفته شده است.این سبک ها که عمدتا
توسط مداحان جوان و جویای نام استفاده می شود با اعتراض فراوان مردم وبه خصوص علمای
دینی همراه بوده است تا جایی که رهبر انقلاب نیز به این نوع سبک های مداحی اعتراض کرد.
امسال صدا وسیما با سرمایه گذاری فراوان بر این بخش توانست به علت فراگیری و اثر گذاری بر روی
مخاطب جلوی این موج را تا حدودی بگیرد.
مورد دیگر که به نظر من از اهمیت بیشتری برخوردار است و متاسفانه کمتر به ان بها داده می شود
مضمون شعرهایی است که توسط این مداحان خوانده می شود.
در چند سال گذشته یک تعداد مداح با سو استفاده از احساسات مذهبی مردم و عده ای دیگر از روی
جهل وتعصبات بی جا چنان غلوها و حرکاتی در مدح هایشان نسبت به ائمه معصومین انجام
می دادند که یک فرد بی غرض تنها با شنیدن و نه دیدن حرکات وسخنان انان دچار شرمندگی در
پیشگاه ائمه اطهار می شد .خوشبختانه در این چند سال با اشنا یی مردم با این گروهای ضاله و انذار
افراد متدین واگاه نسبت به انان شاهد دوری مردم و درنتیجه مترود شدن این دسته از مداحان و
یا تغییر روش انها بوده ایم .اما جا دارد با برخوردهای قانونی با این افراد جلوی مجالس خصوصی انها
نیز گرفته شده تا دیگر در هیچ مکانی حتی شاهد cd های اینگونه مراسم در میان علاقه مندان نباشیم.
به امید روزی که دیگر شاهد عرض اندام این به ظاهر شیعیان که به حق استاد شهید دکتر علی شریعتی
نام غالی رابر انها نهاده و سال ها پیش ظهور انها را در جوامع ما پیش بینی کرده بود نباشیم .
جائی که مداحی اهل بیت وسیله نان خوردن بسیاری و از اهل بیت تنها شاهد نامی و اشکی
از سر بر اورده شدن حاجت نباشیم.

امین یا رب العالمین .التماس دعا
درپایان توجه شما دوستان عزیز را به این جمله زیبا از این استاد بزرگ جلب میکنم که از کتاب
تشیع علوی وتشیع صفوی که به شدت خواندن ان را به شما دوستاران توصیه می کنم جلب می کنم:
(یک قرن بعد صفویه امد وتشیع از مسجد جامع توده برخاست و در مسجد شاه همسایه دیوار به دیوار
قصر عالی قاپو شد .
و تشیع سرخ تشیع سیاه گشت
و مذهب شهادت مذهب عزا.....)
چهارشنبه بیست و ششم دی 1386
یه دل نوشته برای خودمان (آره خود خودمان)
دیشب برای اولین بار در دهه محرم به عزاداری سالار شهیدان رفتم دیر امدم اما رسیدم.
از امشب تصمیم گرفتم تا شام غریبان کمترسیاسی بنویسم وبیشتر درباره عاشورا و حواشی دور
وبرش چیزهایی که به ذهن ناچیزم خطور کرده را ارائه کنم.
دیشب داشتم تلویزیون را میدیدم صحبت های مرحوم مجتهدی تهرانی را داشت پخش می
کرد .

همیشه نشستن پای صحبت های کسانی که رسیده اند برایم جالب بوده است .احساس می کنم که
هر کلمه ای که سخن می گفت را باید با طلا مینوشتند چون که نتیجه یه عمر زهد وسختی و
مرارت درراه رسیدن است او میگفت خوش به حال اونایی که نفس سرکششون رو کشتندو سوار
بر اسب زهد شده اند میگفت ادم هر گناهی که می کنه به خاطر نفسشه .اگه بتونه رامش کنه
اونوقته که تو وادی قرب الی الله افتاده.اونوقته که دیگه هیشکی جلودارش نیست .میگفت دم
مرگ باید جلوی خدا یه چیزی تو دستمون داشته باشیم وگرنه ...
من که براستی در زندگیم همواره حضور نفس را احساس کرده ام .نمیدونم شما چطور .
نمودعینی اش که بی تعارف برای هر کدام از ما هر روز اتفاق می افتد نماز صبح است . شاید
گفتنش زیاد جالب نباشه اما همه می دونیم که اگه یه قراری داشته باشیم یا بخواهیم دانشگاه بریم
همچین ساعت را کوک می کنیم که مو لا درزش نره .تازه چند بار هم قبل از خواب امتحانش
می کنیم تا نکنه یه دفعه ضدحال بزنه اما درباره نماز صبح چطور . حتی درباره نمازهای دیگه
یومیه چقدر به قول خودمون on timeهستیم. این بزرگ که هیچی ائمه اطهار علیه السلام
چقدر توصیه به نماز اول وقت کرده اند.نمیدونم به خدا .هروقت می خوام این کم کاریمو توجیه
کنم به خودم میگم بابا اینجا حسابمون با خود اوسا کریمه خودش گفته که اونا رو نادیده میگره .
اما اینا همش توجیه و بنی ادم هم که استاد توجیه کردن است.
اگه هم ببخشه بازم اون بنده عزیزش ما نیستیم که وقتی بهش نیگا می کنه یه تبارک الله
به خودش بگه و....
پس بیائیم تو این ماه محرمیه یه کم هم که شده بریم تو کار شناخت خودمون که به قول مولا علی بالاترین
وپرسود ترین شناخت هاست و مقدمه معرفت الله است.
حالا که از اون بزرگوار گفتیم برای شادی روحش یه فاتحه بخونین.
تا فردا التماس دعا
سه شنبه بیست و پنجم دی 1386
نسبت اصلاح طلبان با غرب
رسید که امشب یه توضیح کلی در این باره به همه مخاطبان عزیزم عرض کنم .
عنوانش را هم می گذاریم رابطه اصلاح طلبان با غرب.
اقتدارگرایان همواره با عنوان مبارزه با استکبار سعی کرده اند که برای خود دشمنی فرضی
ایجاد کنند و به وسیله ان توانسته اند که به افکار عمومی جهت بدهند و در ایام مهمی چون
انتخابات و راهپیمایی ها به خوبی از ان بهره کافی را برده اند .براستی می توان به این نکته
اذعان کرد که غرب و در راس ان امریکا همواره در جهت منافع این گروه قرار داشته است
اما اصلاح طلبان .... در پس هر رابطه ای باید منفعتی وجود داشته است بیایید این منفعت ها را
بشماریم .
ایا تا به حال حمایت امریکا از آزادی و حقوق بشر در ایران اثری داشته است ایا غیر ازاین است
که این حمایت ها به علت سوظن مردم ایران نسبت به استکبار و همین طور تبلیغات منفی حاکمیت
در این باره نتیجه عکس داشته و کار را برای فعالان حقوق بشر و ازادی خواهان صد چندان
مشکل کرده است .
در ابتدای انقلاب مگر همین اصلاح طلبان در لباس خط امامی ها وقتی که احساس کردند که
امریکاییها در حال شیطنت در لانه جاسوسی هستند اقدام به اشغال سفارت نکردند.
حالا چگونه عده ای انها را به مرعوب شدن در مقابل امریکا متهم می کنند.
در شرایط حاضر نیز که اصلاح طلبان خواهان انجام مذاکره برای حل معضل هسته ای هستند با
نیت حل یکی از وقت گیر ترین پرونده های کل تاریخ ایران است (و براستی همه می دانند که
مذاکره با هر کشور و سازمان دیگری در این راستا هیج فایده ای ندارد ) بگذریم از این نکته که
عده ای خواهان عدم حل این مشکل هستند تا توجه مردم از این پرونده کسالت بار به موارد دیگر
که پاشنه اشیل دولت است جلب نشود.ایا جز این است که نیت انها خیر خواهانه وبرای حل
مشکلات کشور بوده است.
همه میدانیم که عده ای به دنبال بهانه تراشی برای رد صلاحیت اصلاح طلبان هستند وگرنه اینها
دلایل خوبی برای محکومیت انها نیست همان طور که دیروز اشاره کردم اگر براستی مشکل
اصلاح طلبان مرعوب بودن انها است و خواهان ابراز انزجار انها هستید این را هزار بار
هم که بخواهید تکرار می کنیم که هیچوقت هیچ ایرانی وطن پرستی خواهان دخالت بیگانه در
امور کشورخود نیست واگر صحبت از ناظر بین المللی شده بود توسط یک نفر و ان هم در یک
کشور دیگر و در مقام مقایسه بوده است .اصلاح طلبان نیز به خوبی این فرصت را از انها
گرفته اند و از طرف خود شفاف سازی و برای طرف مقابل توبه و یا ابراز انزجار و یا هر
جیز دیگری که انها می خواهند را انجام داده اند شاید مورد لطف و مرحمت اقایان قرار گیرد.
آمین یا رب العالمین
در همیم رابطه لطفا کلیک کنید
میردامادی: بوش بیشترین خصومت را با خاتمی و اصلاحطلبان نشان داد
موسويلاري: هيزم انتخاباتي نخواهيم شد كه خودمان در آن سهمي نداشته باشيم
دوشنبه بیست و چهارم دی 1386
حضور گرم در غروب سرد و ابراز انز جار از بوش...
امیدوارم که از من هم نا امید نشده باشید.من به خدا عزم جدی ای در وبلاگ نویسی
دارم این چند روز هم به دلیل مشکلات فنی (به طور خفنی ویروسی شده بودم ) نتوانستم اپ کنم .
در این چند روز حتی از امار ثبت نامی ها هم خبر نداشتم و اینکه بالاخره کی اومد و کی نیامد.بدجوری تو خماری بودم .بگذریم ...
بالاخره انها که انتظار می رفت امدند بغیر از یکی دو نفر خاص . البته از همین حالا مشخص است که دو سوم این افراد از تیغ شورای نگهبان در امان نمی مانند اما به قول محسن ارمین نباید از ترس مرگ خودکشی کرد و این حضور لازم بود .
تا دوم بهمن باید صبر کرد و دید ایا این صافی کمی گشاد تر شده یا نه و ائتلاف قادر به دادن یک لیست سی نفره هست یا نه .من که با این وضع (صحبت های اخیر رهبری و حداد عادل به عنوان سخنگوی جدید شورای نگهبان)اصلا وابدا چشمم اب نمی خورد اما خب میگویند که در نا امیدی بسی امید است.
دیگه اینکه ما اخر نفهمیدیم این بوش کثیف که اصلا انگار ادم این اقایان است از کدام گروه داخلی حمایت کرده بود نمیدانم این دوره ریاست جمهوری اش هم کی تمام می شود تا ما یه نفس راحت از دست او که ایادی این اقایان است بکشیم انگار که تا نز دیک انتخابات یا راهپیمایی می شود بهش خط می دهند که حالا وقتشه .....بابا مرگ بر این بوش .... دست از سر ما بر دارید .
نمی دانم دیگه چه جوری باید اظهار برائت کنیم تا خیال این اقایان راحت شود اقای احمد خاتمی
شنیدی .
راستی عزاداریهاتان قبول .... من راهم فراموش نکنید من که هنوز سعادت نداشته ام در عزاداری های سرور وسالار شهیدان شرکت کنم .
پنجشنبه بیستم دی 1386
برای چه این همه دویدن ها؟؟؟
سلام بعد از دو سه روز دوباره اپ می کنم این هم چند علت دارد یکی از انها بی خبری است چون تقریبا کشور در این ایام تعطیل بوده است از انتخابات هم که تا همین امروز خبر خاصی نبوده است که بخواهیم تحلیلی داشته باشیم دلیل دیگرنزدیک شدن اخر ترم وسرگرم شدن به درس و مشق است ویک دلیل دیگرش هم عدم دلگرمی شما است که ....
بگذریم بعد از مدت ها بی خبری دیروزانقدر خبرهای زیادی بود که به نوعی جور روزهای دیگر را هم کشید از فوتبال که رئیسش را شناخت وضد حال به سپاهان با اون جریمه وحشتناک تا انتخابات و ثبت نام چند چهره نامی اصلاح طلب وهمین طور صحبت های ... مقام رهبری که به واقع حجت را بر همگان تمام کردند .
براستی من که نمی دانم ما ها به چه چیز دل خوشیم که این قدر توی سر و کله خودمان می زنیم و می خواهیم تنور انتخابات را برای اقایان گرم کنیم تا انها اخر سر براحتی اب خوردن بعضی ها را وارد مجلس کنند و بعد از این همه دوندگی به ریش هر چه اصلاح طلب است بخندند و...
همه چیز دال براین است که اقایان بد جوری دارند تیغ هایشان را برای بریدن سر اصلاحات تیز می کنند. از اظهارات رنگارنگ مجلس نشینان در مذمت مجلس ششم بگیر تا انتقادات جانانه روز گذشته ... از کسانی که جهار سال قبل چوب لای چرخهای مبارک اقایان گذاشتند.و خائنانی که خواستار سلامت انتخابات هستند چون که شعور این را ندارند که ایران دموکرات ترین کشور دنیاست وبرای مهد دموکراسی که ناظر بین المللی نمی اورند.
امشب خیلی عصبانی هستم و می گویند ادم عصبانی نباید زیادی حرف بزند .من که کلامم را کوتاه می کنم اما نمیدانم دیگران از چه چیز عصبانی هستند که اینگونه غیر منصفانه بر طبل هیاهو میکوبند
و حتی جایگاه مهم خود را فراموش می کنند.
یکشنبه شانزدهم دی 1386
توصيه به اعتدال گرايي و پرهيز از افراط
احتمالا همگی این اقای مصطفی تاج زاده عزیز را می شناسید.ایشان نیز از ان انسان های صریح الهجه هستند که هر از چند گاهی اظهارات تند وتیزش در رسانه ها ی دو جناح بازتاب هایی دارد در دوران اصلاحات محافطه کاران همواره با استناد به سخنان او اصلاحاتی ها را به رادیکالیسم متهم می کردند.
به نظر من او قلم تند وتیزی دارد و با وجود اینکه با بیشتر حرف های وی موافق بوده ام اما هیچ گاه لحن کلامش را نمی پسندیدم .احساس می کنم که این طرز بیان هر چقدر هم که بوی حق و حقیقت داشته باشد اما وقتی خواننده اش ان را می خواند ومشاهده می کند که نویسنده ان رقبای سیاسی اش را به همه انگ های سیاسی متهم می کند و هم مسلکان خود را از همه چیز تبرئه می کند بوی انصاف را از ان کلام احساس نمی کند.همین لحن را در جناح رقیب حسین شریعت مداری دارد.باید بدانیم که اگر در دوران اصلاحات تریبونی برای بیان بی پرده وجود داشت و می شد جواب انتقادات را داد اما اکنون به راستی هیچ رسانه فراگیری برای اصلاحاتی ها باقی نمانده است که بتوان از ان جواب تحریف ها را داد اکنون محافظه کاران تنها ان بخشهایی را که می پسندند منعکس می کنند وجائی برای پاسخ باقی نمی گذارند.
پس از ایشان و دیگر دوستان اصلاح طلب درخواستی داشتم و ان این است که در این دو ماه کمی سنجیده تر صحبت کنند وبهانه های لازم را در دستان نویسندگان کیهان وبرخی انسان های فرصت طلب ندهند .با این مقدمه توجه شما رابه بخشی ازسخنان اقای تاج زاده که برای من جالب توجه بود جلب می کنم:
.jpg)
-از نظر ما بزرگترین آزمون حکومت یکپارچه و دولت نهم همین انتخابات است. رسیدگی به صلاحیت داوطلبان در هیاتهای اجرایی منتخب وزارت کشور معلوم می کند چقدر حكومت اعتماد به نفس دارد و به قانون تمكین میکند و چقدر به شعار «اتحاد ملی» در عمل پایبند است. از نظر ما چه از منظر حقوق شهروندی و اجرای قانون و چه از دید رفع تهدیدهای داخلی و خارجی و نیز پیشرفت كشور منوط به آزاد برگزار شدن انتخابات است
-
دولت اصلاحات افتخار میكند که با همکاری مجلس ششم آزادترین انتخابات را در دوره دوم شوراها برگزار كرد»، گفت: جالب آنکه ما درجنگ انتخابات آزاد داشتیم و نظارت استصوابی نداشتیم. معمولاً در دوران صلح فضا باز میشود، اما در ایران برعكس شده استا
قای جنتی اخیرا گفت که اصل بر برائت نیست و از اینجا خواستند نتیجه بگیرند كه ما باید صلاحیت داوطلبان را احراز كنیم. اظهارات جنتی با قانون مصوب مجمع تشخیص مصلحت انطباق ندارد-
طبق قانون هر داوطلبی كه رد شود، باید دلایل متقن برای ردصلاحیت وی وجود داشته باشد. این، نص قانون است؛ نه اینكه مراجع مربوطه صلاحیت داوطلبان را احراز كنند. حال، اگر آقایان قانون را قبول ندارند، باید پرسید كه چطور آقایان، نامزدهای انتخابات مجلس را به جرم بیاعتقادی (در عین التزام) به چند اصل قانون اساسی رد میكنند؛ در حالی كه خودشان در رأس نهادی كه باید پاسدار قانون اساسی باشد، به قانون نه اعتقاد دارند و نه التزام-
تندرو كسی است كه قانون را بشكند»، گفت: ما از امثال آقای جنتی نمیخواهیم كه به جمهوریت نظام و قانون اساسی اعتقاد داشته باشند؛ ما میگوییم همین كه ملتزم باشی، كفایت میكند. به همین خاطر ما اصلاحطلبان همچنان میگوییم قانون اساسی باعث مشكلات ما نیست، بلكه بیكفایتی بعضی مدیران و قانونشكنی امثال آقای جنتی مشكلزاست.-
ما شعارمان از ابتدا «دموكراسی در خانه و صلح در جهان» بوده است. همواره دنبال انتخابات آزاد بودهایم. پس، اصلاحطلبان اساساً نیاز به جلب حمایت خارجی ندارند؛ چون به روشهایی غیر از انتخابات آزاد ملت ایران اعتقاد ندارند. در حالیكه اقتدارگراهای مدعی، در عراق با آمریكاییها كمیته امنیتی مشترك تشكیل دادهاند.-
در دو سال گذشته خدا حجت را بر جناح اقتدارگرا تمام كردهاست. از وقتی دولت نهم روی كار آمده است، همه نهادهای حكومتی از آن دفاع میكنند. همسویی صدا و سیما، قیمت بالای نفت، صندوق ذخیره ارزی همه به نفع دولت بوده است؛ خشكسالی و بلایای طبیعی هم نداشتیم. در این شرایط، شاهد وضع بد اقتصادی و معیشتی مردم هستیم.-
مدیریت جامعه در جهان امروز نیازمند تحلیل علمی، تصمیمات كارشناسانه و اداره امور بر مبنای برنامه است. متأسفانه دولت آقای احمدینژاد فاقد هر سه ویژگی است-
با اشاره به یكی از اظهارات اخیر الهام، سخنگوی دولت» كه گفته «انتقاد به آقای احمدینژاد، انتقاد به دانشگاه است»، گفت: حق با وی است؛ نه به دلیل اینكه او سمبل دانشگاه است، چون پیروزی آقای احمدینژاد نتیجه انفعال و سكوت دانشگاه است. اگر دانشگاه زنده بود، كسی جرات نمیكرد بگوید در مدیریت كشور ترمز نداریم و دنده نداریم و فرمان بریدهایم.ما معتقدیم اگر آلترناتیو اصلاحطلبان را دوباره در جامعه ارائه كنیم و تاكیدمان درباره «توسعه همهجانبه»، «مدیریت علمی» و «دموكراسیخواهی» را به گوش جامعه برسانیم، میتوانیم موفق باشیم
.شنبه پانزدهم دی 1386
اغاز ماراتن انتخابات- اغاز ائتلاف-زنده شدن اميدها

جمعه چهاردهم دی 1386
تبریک قهرمانی نیم فصل ویه چیزای دیگه
اول از همه به قهرمانی پرسپولیس در نیم فصل لیگ برتر اشاره ای می کنم این موفقیت را به هواداران صبور پرسپولیس تبریک می گویم ![]()
.
اگر چه اولین شکست تیم محبوب من اتفاق افتاد اما بایدبدانیم که این اتفاق دیر یا زود باید می افتاد.این قهرمانی را اول ازهمه نتیجه تلاش های بی شائبه امپراطور جدید فوتبال ایران یعنی افشین قطبی می دانم.وی به تمام معنا حرفه ای است واگر حبیب کاشانی تا اخر فصل از او در مقابل یاغیان پرسپولیس حمایت کند من از همین حالا قول قهرمانی میدهم پرسپولیس بدون نیکبخت ها ویا شیث ها هم میتواند قهرمان شود ولی بدون یک مربی حرفه ای چون قطبی نمی توان قهرمان شد.

در برنامه نود این هفته هم امیدوار شدم و هم نا امید .ازسخت گیری مدیر عامل که از دست دادن 3 امتیاز بازی را ناراحت کننده دانست خوشحال شدم او یک بار دیگر هم این مساله را ثابت کرده بود و ان هم بعد از بازی با شیرین فراز بود که استعفایش را اعلام کرد .
اما بخش نا امید کننده زمانی بود که نیکبخت مغرورانه از نیمکت نشینی اش ناراضی بود و تنها به تمجید از استیلی در مقابل قطبی پرداخت.به قول یکی ازدوستانم اگر این جملات را در روزنامه ها می خواندی فکر میکردی این صحبت های یک بچه 10 ساله است در این مصاحبه من فهمیدم که تنها چیزی که برای او مهم است شهرت خودش و همین طور جیب پر پولش است این را باید روزی که پا روی دل میلیون ها استقلالی گذاشت می فهمیدیم.برای همین هم هست که باوجود گلزنی هایش حتی به تیم رقیب ما و سابق خودش هم هنوز جایی دردل هواداران پرسپولیس باز نکرده است.
بگذریم به امید خدا اخر فصل قهرمان می شویم و بعد از سال ها جام را در بالای دستان کاپیتان با غیرت پرسپولیس یعنی کریم باقری خواهیم دید.
دیگر نکته ای که بد ندیدم به ان اشاره کنم در مورد سریال های تلویزیونی در حال پخش از تلویزیون بود.
سریال طنز چارخونه که واقعا کسالت بار شده است ولی خوب این نوید را میدهم که تا سه چهار شب دیگه تمام میشه یک دلیل طول کشیدنش هم تمام کردن ان با اغاز ماه محرم است .
سریال های دیگر هم که عناصرمشابهی دارند حلقه سبز و ساعت شنی هستند .من نمی دانم چه چیز باعث شده که فیلمسازان کشورمان این قدر به موضوع های ماورائی علاقه مند شده اند فکر می کنم از فردا همه ملت روح زده می شوند ودر خیابان انهارا در حالی که با خودشان در حال کشتی گرفتن هستند خواهیم دید.
درباره نکات مثبت صحبت شده و من بر خود لازم دیدم که با توجه به تاثیر زیاد تلویزیون بر مخاطب از افراطی که در این زمینه درحال انجام است انتقادی کرده باشم.

ازسریال بیداری هم که چیززيادي نگویم بهتر است .واقعا نمی دانم مردم ما غم وغصه کم دارند که باید شب ها بد بختی های یک دختر را تماشا کنند شاید هم به قول این
ترنگ خانم این ها برای این است که ما بفهمیم که بد بخت تر از خود ما هم زیاد است البته این را برای شوخی گفتم من که در بست مخلص خدای خودم هستم و ناشکری نمی کنم.
توي همه ايران داره برف مياد به غير از شهر ما اصفهان .من که حسابي تو کفم شما را نمي دونم به همين مناسبت بد نديدم شعر زمستون که افشين مقدم خونده را با لينک اهنگش بذارم.حالش رو ببرين من که خيلي با حاش حال مي کنم .همین طور کریسمس و اغاز سال نو میلادی را به همه مسیحیان به خصوص هموطنانم تبریک می گویم.

زمستون
تن عريون باغچه چون بيابون
درختا با پاهای برهنه زير بارون
نميدونی تو که عاشق نبودی
چه سخته مرگ گل برای گلدون
گل و گلدون چه شبها نشستن بی بهانه
واسه هم قصه گفتن عاشقانه
چه تلخه چه تلخه
بايد تنها بمونه قلب گلدون
مثل من که بی تو
نشستم زير بارون زمستون
زمستون
برای تو قشنگه پشت شيشه
بهاره زمستونها برای تو هميشه
تو مثل من زمستونی نداری
که باشه لحظه چشم انتظاری
گلدون خالي نديدي
نشسته زير بارون
گلای کاغذی داری تو گلدون
تو عاشق نبودی
ببينی تلخه روزهای جدايی
چه سخته چه سخته
بشينم بی تو با چشمای گريون
راستی داره بوی سیب مياد اگه اونا حس می کنی که فبها المراد اگه نه مشامت را تیز تر کن.
( السلام علیک یا ابا عبد الله الحسین)

پنجشنبه سیزدهم دی 1386
اظهارات جالب مغز متفکر اصلاحات و در نظر نگرفتن شرایط زمانی
سعید حجاریان (مغز متفکر اصلاحات) اخیرا در مصاحبه با روزنامه اعتماد یک نظریه جدید و جالب ارائه داده است که مورد توجه بزرگان دو جناح قرار گرفته است.وی در این مصاحبه اصل احراز صلاحیت را پذیرفته است و به نوعی حرف احمد جنتی دبیر شورای نگهبان را تایید کرده است.البته با این تفاوت که وی رسیدگی به این صلاحیت را در حیطه وظایف مردم بر شمرده است.
این بخش از صحبتهای وی با واکنش های زیادی در میان سران اصول گرا روبرو شده است که می توان به صحبت های شریعت مداری اشاره کرد که با تمسخر این ایده که مردم چگونه می تواننداحراز صلاحیت کنند ان را امری غیر ممکن قلمداد کرده است.و همین واکنش در سر مقاله رسالت اشاره شده است با کمی دست مایه طنز بیشتر.
من به این موارد کاری ندارم ولی از اقای حجاریان عزیز که علاوه بر مغز متفکر بودن اصلاحات ایشان را نماد مظلومیت اصلاحات می دانم چند سوال داشتم .
اول اینکه ایا در فاصله تنها دوماه مانده تا موعد انتخابات این زمان را مناسب برای اینگونه نظریات می دانند ؟
ایا این نظریه پردازی های بی فایده که تا به حال ثابت شده به شدید تر از ان نیزتوسط مسولان مربوطه هیچ وقعی نهاده نشده است گره ای از مشکلات کنونی اصلاح طلبان باز می کند .
دوم اینکه ایا بهتر نیست که به جای رویا پردازی در مورد مجلس اینده برای عبور از دیوار بلند رد صلاحیت های شورای نگهبان که زمزمه های ان از هم اکنونشنیده می شود فکری کرد.

ایشان همین طور اظهارات جالبی در مورد نظریه فشار از پایین و چانه زنی از بالای خودش داشته که مستقیما به انها اشاره می کنم و چون با بیشتر انها موافقم تفسیری در این مورد ندارم.
-هنوز از تز فشار از پايين چانه زني در بالا دفاع مي کنم.من معتقدم حرف من جا نيفتاده است. بايد روي آن کار کنم و همه را اقناع کنم. به طور دقيق تر اين حرف را توضيح دهم، برخي کاستي هايش را حل کنم تا بتوان از آن استفاده کرد
.-
دوستان اشکالات مختلفي گرفته اند. عده يي معتقدند چانه زني کردند اما براي منافع خودشان کردند نه براي پيشبرد دموکراسي در ايران. عده ديگري معتقدند اين دو ربطي به هم ندارند. يا بعضي مي گفتند فشار از پايين، چانه زني در بالا هم محور نبود. يا چانه زني، فشار نداشت.
-به نظرم اين ايده محقق نشد چون من مجري ايده خودم نبودم. البته عده يي معتقدند که اين ايده زودهنگام ارائه شد و همين باعث وحشت عده يي شد. شايد زماني بايد اين حرف بيان مي شد که جامعه مدني به اندازه کافي قوي شده باشد.
-هنوز اصل ايده را قبول دارم و معتقدم اشکالي بر اصل ايده وارد نيست
. تنها راه براي پيشبرد دموکراسي در ايران همين است-
برخي معتقد بودند که مردم با شرکت در انتخابات و راي بالايي که نمايندگان اصلاحات دادند، فشارشان را وارد کردند، اما چانه زني انجام نشد-اما من معتقدم اساساً هيچ فشاري وارد نشد. نمونه جدي فشار در اسپانيا اتفاق افتاده. فشار واقعي را بايد آنجا ببينيد-ما در حد همين قانون اساسي مي توانيم فشار ايجاد کنيم. بگذاريد مثال ديگري بزنيم. آيا همين اعتصابات اخير فرانسه کارساز بود و توانست در مواضع سارکوزي تغيير ايجاد کند؟ فشار بالا بود اما هيچ اثري نداشت. با اينکه اعتصابات در قانون اساسي ما قانوني است اما چون جامعه مدني ما جامعه مدني ضعيفي است، نمي تواند فشاري توليد کند. در فرانسه هم اعتصابي انجام مي گيرد، به نتيجه نمي رسد. چه برسد به ما. مي خواهم بگويم مشکل ما جاي ديگري است
.-ضعف بنيادهاي مدني. يعني نهادهاي مدني ما به کلي متلاشي شدند، به خصوص در اين دو ساله نه سنديکايي باقي مانده است نه اتحاديه يي وجود دارد و نه مطبوعات مستقل هست. حزبي مثل مشارکت هم فاقد روزنامه است. هر چه روزنامه داشته ايم همه را بسته اند.
دوشنبه دهم دی 1386
مصداق ازادی بیان در دو دولت
اما عده ای این وضع را بر نتابیدند وازادی بیان را به سود منافع خود ندیدند البنه تند روی هایی هم در روزنامه های ان دوران صورت گرفت که بزرگترین انها اهانت به ساحت مقدس ائمه اطهار بود همه این ها دست در دست هم داد تا بهانه های لازم برای توقیف فله ای مطبوعات با قانون کذائی مطبوعات که توسط مجلس پنجم تصویب شد به وجود اید .
بعد از ان در دوران اصلاحات ودر ابتدای مجلس ششم هم عده ای اجازه اصلاح این قانون را ندادند و اوضاع روز به روز سخت تر شد تا دورن 8 ساله دولت خاتمی به پایان رسید و دولت رادیکال احمدی نزاد همان طور که پیش بینی می شد این فضا را پیچیده ترکرد تا جایی که هر روزنامه ای از اصلاح طلبان که مورد توجه قرار می گرفت(هم میهن وشرق) بلافاصله توقیف شد ودر حال حاضر تنها چند روزنامه در بخش خصوصی از جناح رقیب دولت در حال چاپ است که انها نیز با گرانی بیش از حد کاغذ یا در حال تعطیلی خود خواسته ویا مجبور به گرانی روزنامه شده اند.
در این شرایط رئیس دولت چند ماه پیش در جمعی ادعا کرد که به مخالفان خود جایزه خواهد داد که این امر با شگفتی همگان روبروشد و همه راچشم انتظار این لحظه مهم کرد سرانجام انتظارها به پایان رسید ودر اختتامیه جشنواره مطبوعات این منتقدان معرفی شدند.

در راس این لیست حسین شریعت مداری مدیر مسئول کیهان قرار داشت ودر رده دوم این افتخار نصیب سردبیررسالت شد.
این ها را گفتم تا به سخنان دیروز خاتمی در میان کرمانی ها اشاره کنم .

سید محمد خاتمی» در جریان سفر خود به كرمان در سخنان مهمی در جمع اقشار مختلف مردم این شهر بشدت از جریان تخریب دولتهای گذشته و چهرههای مؤثر نظام توسط دولت نهم و حامیانش انتقاد كرد و بهطور ویژه اعطای جایزه «منتقد برتر مطبوعات» به «حسین شریعتمداری» مدیرمسؤول روزنامه «كیهان» را زیر سؤال برد
.خاتمی در این بخش از سخنانش با انتقاد از محدودیت منتقدان در دولت نهم بصراحت گفت: انتقاد در کشور باید آزاد باشد، البته نه به این صورت که جوایز منتقدان دولت را به کسی بدهند که «به افراد بسیاری اهانت کرده و تعاریف عجیبی از دولت كرده است
.شنبه هشتم دی 1386
عید غدیر خم -عيد اغاز واقعي دين داري
عید غدیر خم را بر تمام شیعیان ودوستداران ولایت مولا علی (ع) تبریک وتهنیت عرض می کنم.

نمیدانم درباره این واقعه بزرگ چه باید بگویم تنها چیزی که می توان گفت این است که این روز نقطه عطف تاریخ اسلام است این روزی است که حق وباطل با میزان ان(یعنی علی (ع)) از هم مشخص می شود .
روزی است که دین خدا توسط رسول او کامل و حجت بر مسلمین تمام می شود.
روزی است که دستان علی توسط رسول حق به عنوان خلف او بالا می رود وشاهدان بی غرض بیعت خود با او را فراموش نمی کنند و تا اخرین لحظه در کنار او می مانند و تشیع علوی را پایه ریزی می کنند.
تشیعی که با حکومت علی پایه ریزی می شود وعلیرغم عدم ادامه این حکومت با ولایت ائمه اطهار ادامه می یابد .
تشیعی که ریشه هایش با خون حسین (ع)آبیاری شد و در زمان امامان باقر وصادق (ع) از لحاظ تئوریک تقویت شد وهمچنان با ولایت امام حی ادامه دارد.
اما از طرف دیگر عده ای دیگر که در این روز همچون دیگران با او بیعت کردند بعد از رحلت رسول اکرم بیعت شکنی کرده و کینه دیرین خود را با بنی هاشم عملی کردند وریشه نفاق را در میان مسلمین به ودیعه گذاشتند. اگر ان عده قلیل در ان روز ها چنین نمی کردند و با مولا بیعت می کردند و حکومت در دستان خاندان اهل بیت باقی می ماند اکنون وضع ما چگونه بود.....
اما شیعه تاریخ را نپذیرفت .آری از ان روزافتخاری برای شیعیان واقعی وآه و حسرتی از بیعتشکنی اناني باقي مانده که دنیا را از ولایت ائمه اطهارمحروم کردند.
به نظر من این عید بزرگترین عید تشیع وحتی مسلمین جهان است و باید ان را بسیار گرامی بداریم .
به امید روزی که این عید را به طور جهانی و با حضور فرزند خلفش حضرت مهدی روحی فداک جشن بگیریم.
به امید روزی که یک بار دیگر تشیع علوی زنده شود و شیعه غالی که در حال به وجود اوردن یک انحراف بزرگ است از میان شیعیان رخت بربندد.
آمین یا رب العالمین
یک بار دیگر این روز بزرگ را به همه شما دوستان عزیزم تبریک وشادباش می گویم.
جمعه هفتم دی 1386
ضربه بزرگ به آزادي در پاکستان


پنجشنبه ششم دی 1386
خاتمی در کرمان- اوضاع وخیم باقی


سه شنبه چهارم دی 1386
مناظره داغ در 90
عجب مناظره ای بود خیلی حال کردم واقعا این کار تنها از فردوسی پور بر می امد وبس. باز هم مثل همیشه بی طرفانه وعالی اداره کرد . واقعا قضاوت عادلانه همه چیز را مشخص می کند .ان قسمت هم که صحبت های صفائی در روزنامه ها رانشان داد لازم بود چون شبهه های زیادی در این حرف ها وجود داشت و صفائی نیز نتوانست به درستی ان را توجیه کند.
اما چیزی که مشخص بود این است که او این صحبت ها را برای منافع ملی انجام داده است شکی ندارم .او صادقانه صحبت کرد اما ان کس که فرافکنی کرد هاشمی بود زیرا همواره با لحن کلامش سعی داشت کمبود منطقیات کلام خود را جبران کند.
به نظر من صفائی فراهانی بزرگترین اشتباهش را زمانی کرد که بلافاصله پس از ثبت نام علی ابادی این موضوع را به فیفا گزارش نکرده است چون اگر این کار را کرده بود این همه دردسر برای خود درست نمی کرد .تقصیر اوست که می خواسته اقایان رابا لا پوشانی به مسند ریاست فدراسیون برساند.
قضاوت من به عنوان یکی از افکار عمومی صداقت در گفتار صفایی وفرافکنی درکلام نمایندگان سازمان بود.
براستی صفایی زمانی که این مسئولیت را نمی پذیرفت این روز ها را می دید ...

دوشنبه سوم دی 1386
خاتمي در ميان چلچراغي ها


شنبه یکم دی 1386
انتقادات قاليباف از دولت
به نظر من اگر اتفاقات روزهای پایانی مانده به انتخابات نبود او به همراه هاشمی به دور بعدی انتخابات می رفت و اکنون او رئیس جمهور ایران بود.اما واقعا سیاست روی بدش را به او نشان داد .
اما حالا او به عنوان شهردار بزرگترین شهر ایران هم چنان در راس اخبار قرار دارد وانصافا عملکرد قابل قبولی داشته است. اینها راگفتم تا به صحبت های اخیر وی اشاره کنم:
شهردار تهران روز گذشته نه از جايگاه صرف شهرداري بلکه از جايگاه يک مدير اجرايي کشور از دولت تا صدا و سيما را به چالش کشيد. وي بزرگ ترين مشکل امروز ايران را مديريت ناکارآمدي دانست که «در حوزه عدالت اخلاقي، بداخلاق» است چرا که «وقتي نفت 10 دلار است تورم در کشور وجود دارد و ظاهراً با 100 دلار شدن قيمت نفت نيز مشکلات بر جاي خود باقي مانده است» و خطاب به مديران دولت گفت؛ تا زماني که فکر مي کنيم مي توانيم با مزاح و تمسخر مشکلات را حل کنيم، اشتباه کرده ايم
قاليباف که به خواسته هاي شهردار پيشين مانند انتقال برخي اختيارات دولت به شهرداري ها و ممانعت وي از اين جابه جايي در مقام رئيس جمهور اشاره داشت، نياز امروز کشور را «عدالت اخلاقي» عنوان کرد زيرا «مهم ترين بخش عدالت، عدالت اخلاقي است نه اجتماعي و اقتصادي» و باز هم تاکيد کرد؛ «در حوزه مديريت، کشور ما بداخلاق ترين است.»شهردار تهران ابراز تاسف کرد که «در کشور ما فقط حرف زدن باب شده و سمينارها و همايش هاي ما نيز به حرف و حرف و حرف ختم مي شود، حال آنکه وظيفه مدير اجرايي حرف زدن نيست و بايد به دنبال آن عمل باشد.»
شهردار تهران در تشريح خواسته برخي مسوولان به اين نکته اشاره کرد که گروهي مي خواهند «مردم را گدا بار بياورند» و آنان را خطاب قرار داد که «امروز نيازمند همان روحيه جهادي هستيم اما متاسفانه به جاي آن، نان به هم قرض مي دهيم
شهردار تهران همچنين روش هاي سلبي مانند سهميه بندي بنزين را در کاهش ترافيک مفيد ندانست و باز هم از موضع انتقاد به زمان آغاز سهميه بندي اشاره کرد که «نظر من اين بود که اين سهميه بندي تاثيري در ترافيک نخواهد داشت و آن روزها برخي رسانه ها حرف من را به عنوان يک موضوع تمسخرآميز مطرح کردند.»
محمود احمدي نژاد نيز چندي پيش در مصاحبه تلويزيوني خود عامل بخشي از گراني ها مانند گراني مسکن را بر دوش شهرداري نهاد و با انتقاد از شهرداري و گفتن اينکه «ما خود داخل آن دستگاه بوده ايم» تلويحاً سياست هاي قاليباف را به چالش کشيد. شايد شکسته شدن سکوت شهردار تهران و انتقاد شديد به سياست هاي دولت را از اين زاويه بتوان تحليل کرد.

