جمعه سی ام فروردین 1387
خطوط قرمز نانوشته سیما
دیشب که شب جمعه بود داشتم تلویزیون را نگاه میکردم دیدم هیچی برای دیدن ندارد.کمی با خودم فکر کردم دیدم در روز های دیگر هفته راحت تر می توان یک برنامه را برای دیدن انتخاب کرد اما شب های جمعه که شبای تعطیلی ملت است و بیشتر فرصت تماشای تلویزیون را دارند هیچ سریال نمایشی جذابی پخش نمی شود. فقط چند فیلم سینمایی است که از ابتدای شب در شبکه های سیما تا آخر شب قطار می شوند...
آخر شب ها هم که تلویزیون بینندگان خاص خود را دارد یا دعای کمیل پخش می شود یا...
سال هاست که تلویزیون نشان داده که خطوط قرمز نانوشته بسیاری دارد که در این نوشته قصد دارم به تعدادی از اونا اشاره ای داشته باشم.
اولین چیزی که میتوان با اطمینان به عنوان خط قرمز در سیما به آن اشاره کرد پخش موسیقی در یک برنامه اختصاصی است.
چند سال پیش اگر به یاد داشته باشید در شبکه یک بعد از ظهرها برنامه ای ۱۵ دقیقه ای به نام شبنم پخش می شد که بعد ازمدتی با اجرای بسیار خوب رضا رشید پور به ترنم تغییر نام داد .از پیام های کوتاهی که به صورت زیر نویس از این برنامه پخش میشد به وضوح می شد میزان رضایت مردم را مشاهده کرد و از هر ده پیامکی که می رفت ۹تای آن از وقت کم برنامه گلایه می کردند.
اما دریک حرکت انتحاری به ناگاه پخش این برنامه۱۵ دقیقه ای هم قطع شد تا بینندگان آن را به شوک فرو برد..
چندی قبل هم که شایع شد پخش آزمایشی رادیو موسیقی اغاز شده است اما خجسته معاونت صدا در مصاحبه با رادبو جوان رسما این موضوع را تکذیب کرد...
من علت این بی توچهی را به طور دقیق نمی دانم اما به احتمال زیاد فشار برخی ازعلمای دینی تاثیربسیاری بر این امر دارد وگرنه مدیران صدا وسیما قطعا به میزان محبوبیت موسیقی به خصوص از نوع جوان پسندش در میان جوانان اگاهی کاملی دارند.
یکی دیگر از انواع برنامه هایی که امتحان خود را پس داده و علاقه مندان زیادی دارد همان مصاحبه های رودر رو یا همانtalk show است. همان سبکی که رضا رشید پور و فرزاد حسنی ثابت کرده اند در اجرای آن مهارت خاصی دارند..
و بدون شک اين دو جزء محبوب ترين مجريان تلويزيون هستند کساني که به جاي چاپلوسي هاي خارج از عرف کار خود را بلدند وبينندگان را علاقه مند به ديدن برنامه هاي خود مي کنند.

برنامه های شب و عبور شیشه ای رضا رشید پور و سه گانه کوله پشتی فرزاد حسنی ثابت کردند که چقدر مردم ما به چنین برنامه هایی علاقه مندند اما به علت محافطه کاری مسولان صداو سیما در سال های اخیر فرزاد حسنی به دلیل مصاحبه فوق العاده چالشی وی با رئیس پلیس تهران به ورطه نابودی کشیده شد و رشید پور هم با برنامه های کوتاه چند ده قسمتی آن هم تنها در محدوده تهران میهمان خانه های مردم است.
سال های قبل برنامه هایی ترکیبی مثل پنجره شبانه که شب های جمعه از شبکه سه پخش می شد بینندگان زیادی را با خود همراه می کرد اما این برنامه هم به دلایل نامعلومی دیگر پخش نشد.
این در حالی است که شبکه های ماهواره ای فارسی زبان بیشتر وقت خود را به پخش موسیقی اختصاص می دهند و ثابت هم شده که بینندگان زیادی هم به خود اختصاص داده است.
علت این محدودیت ها همان طور که گفتم بر اثر فشار برخی از عالمان دینی کشور است که بدون توجه به عواقب فتاوای غیر کارشناسی خود جوانان ایرانی را از دیدن برنامه های مورد علاقه شان محروم می کنند.
به قول محمد علی ابطحی که یکی دو روز پیش در مورد حرف های امام جمعه مشهد گفته بود گویا اقایان فکر میکنند که کدخدای این کشور هستند و می توانند هر چه دوست داشتند برای این ملت بپسندند.نمی دونم زمان قبل از انقلاب که خیلی از این اقایون در مقابل موج فساد ها سکوت کرده بودند یاد اجرای احکام دینی از تاریخ گذشته خود نبودند که اکنون اینقدر فریاد وا اسلامای آنان گوش همه را کر کرده است.
بارها گفته ام که نیاز دینی امروز ما تنها در اجتهاد احکام دینی جدید تامین میشود نه در حجره های دربسته نشستن و فتوا دادن.
به امید اینکه خداوند به علمای ما بصیرت دهد تا نیاز های واقعی جامعه امروز را بشناسند وبا وقوف کامل به این نیاز ها احکام جدید را از متون فقهی اجتهاد کنند.
این هم عکس هفته :

یکی نیست به این اقا بگه تو که اینقدر سر جونت می ترسی این خود شیرینی ها چیه از خودت در میاری...
چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387
باز هم کروبي باز هم تاوان...
سلام و درود به همه همراهای عزیزم که با نظراتشون منو دلگرم به نوشتن می کنند.خیلی دوست داشتم که زود به زود آپ می کردم اما مشغله و همین طور سوزه های کم خبری این اجازه را به من نمی دهد که با شما بیشتر همراه باشم..
تو این یه هفته اخیر اتفاق خاصی نیفتاده است.کابینه که هنوز دست نخورده باقی مونده وبه نوعی آقایون موندند که به حرف کی گوش بدهند.رفتن وزیر اقتصاد که قطعیه اما وزیر کشور بد جوری توسط نمایندگان مجلس طرفداری میشه..تو این دو سه روز اخیر معلوم می شه که زور کی بیشتره...
.یه چیزی که دوشنبه شب از خبر۲۰:۳۰ شنیدم و دوباره مرا عصبانی کرد صحبت های دبیر حزب اعتماد ملی بود.دیگه کم کم ایمان می آورم که وی یک نفوذی از طرف اصول گرایان در میان اصلاح طلبان است تا مانع اجماع حد اکثری نیروهای دوم خردادی شود .وی در مصاحبه به اصطلاح مطبوعاتی اش باز هم صحبت های ۲۰:۳۰ پسندش را تکرار کرد و از اصلاح طلبانی که با ایشان ائتلاف نکرده بودند انتقاد کرد.

البته وی حرف های مهم دیگری هم در مورد تخلفات و تقلب در انتخابات زد که مشخص بود توسط صدا وسیما هیچ گاه پخش نمی شود. اما باز هم مثل همیشه سخنان اختلاف انگیزش را نیز تکرار کرد تا به خاطر این حرف های صد من یه غازش بار دیگر افتخار ظاهر شدن بر صفحه تلویزیون را پیدا کند.
کروبی با اعتراف به شکست حزبش در تهران گفت که از اول هم می دانست که در مقابل ائتلاف ۲۸ گروه اصلاح طلبان به رهبری خاتمی حزبش به تنهایی حرفی برای گفتن ندارد.
یکی نیست به این آقا بگوید خدا پدرت را بیامرزد تو که این را میدانی چرا چوب لای چرخ ائتلاف
می گذاری...
بعضی وقت ها که باخودم دنیای بدون کروبی را فرض می کنم به نتایج شیرینی می رسم.
ای کاش وی در سال ۷۸ از گوشه نشینی اش بیرون نمی آمد و همچون اسلافش چون موسوی خوئینی ها از بیرون گود نظاره گر بازی سیاست مداران اصلاح طلب بود.
ای کاش سال ۸۱ و در اواخر مجلس که حالشان بد شد....
و ای کاش مردم در انتخابات این قدر ساده لوحانه به شعار پنجاه هزار تومانی اش که پنجاه تا تک تومانی هم ارزش نداشت آن رای را نمی دادند تا اکنون وی دچار توهم محبوبیت شود..
وی هیچ وقت از افکار ساده لوحانه اش دست بر نمی دارد و همچنان به ترک تازی اش ادامه می دهد. فقط از یه بابت خدا را شکر می کنیم که وی رئیس جمهور نشد تا بیش ازاين آبروی اصلاحت را ببرد.
خبر دیگری که در این هفته تاسف همه را برانگیخت انفجار بمب در یکی از تکایای شیراز بود که جمعی از مردم نماز گرار و مومن را که در حال انجام مراسم مذهبی بودند به خاک و خون کشید.دیشب یکی از مسولان مربوطه به این نکته اشاره کرد که علت انفجار به طور قطع مواد منفجره نگهداری شده در یکی از غرفه های این تکیه بوده است.در همین رابطه می خواستم به نکته ای اشاره کنم.
هر سال نمایشگاه های يادبودي دفاع مقدس در ایام سال به مناسبت های مختلف در کشور برگزار می شود وبه بهانه آن تعداد زیادی از مهمات زمان جنگ در غرفه های مختلف به نمایش در می آید.
همیشه برایم این سوال مطرح بوده که هدف برگزاری چنین نمایشگاه هایی چی می تونه باشه.. و اصلا چه دلیلی دارد که مردم به بهانه یاد ایام دفاع مقدس با این مهمات خطرناک روبرو شوند..اين کودک به کدامين گناه بايد اکنون زير خروارها خاک باشد.

آقايان تا کی می خواهند بر اقدامات خود سرانه و غیر منطقی خود ادامه دهند تاکی ملت باید تاوان ندانم کاری آنان را پس بدهند..

سالانه با مقدس نشان دادن برخی مکان های جنگی جوانان را ترغیب به بازدید از آن نقاط می کنیم و جانشان را به خطر میاندازیم.امسال در بازدید از مناطق جنگی تعداد زیادی از جوانان بر اثر تصادف اتوبوس کشته شدند همین طور برخی اتوبوس ها نیز دچار حمله تروریستی شدند..
سالانه به بهانه حفظ ارزش های دفاع مقدس میلیون ها تومان از بیت المال خرج بر پایی نمایشگاه هایی می شود که به جز تلف کردن وقت و هزینه هیچ دستاورد دیگری ندارد...
البته هدف این نوشته کم کردن ارزش کار شهدای عزیزمان نیست آنان در راه آرمان هایشان و دفاع ازخاک و ناموسشان به شهادت رسیدند..
اما اکنون عده ای با سو استفاده از نام شهدا کسب خوبی برای خود راه انداخته اند.
خداوندا ما را از جهلی که در آن گرفتار آمده ایم رهایی بخش...
پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387
از دروغ سيزده تا سوتي هفده...
خب یه مدت به دلیل تعطیلات نوروز از سوزه خبری نبود .اما با پایان این ایام یه بار دیگر دستگاه پر از خبر درجه یک که همان دولت نهم خودمان باشد کارش را اغاز کرد واولین گاف خود را در همان روز اول توسط سخنگوی دولت به جای گذاشت.

ماجرا از این قرار بود که در روز شنبه ۱۷ فرودين تعدادی از روزنامه ها و خبرگزاری ها از احتمال تغییرات در کابینه سخن گفتند.و مهمترین این تغییرات را دروزارت اقتصاد پیش بینی کردند.
بلافاصله در جلسه هفتگی سخنگوی دولت آقای الهام در پاسخ به این خبر بادی به غبغبشان انداخته و آن خنده معروفشان را سر داده وفرمودند بالاخره روزنامه ها یه ده بیست روزی سوزه نداشتند و حالا هم احتمالا یکی از اون خبرهای سیزده ای( شما بخوانید دروغ سیزده) را ساخته اند.
صدا وسیما با بازتاب گسترده این سخنان جناب سخنگو یک بار دیگه این عده روزنامه نگاران شایعه پراکن را به بحران سازی بی مورد متهم کرد.اما در همان روز در مصاحبه با وزیر اقتصاد وی تلویحا به این نکته اشاره کرد که دردولت نهم تا به حال شایعات بسیاری به واقعیت گراییده هر چند وی گفت اکنون مشغول به فعالیت است..
خلاصه یکی دوروزی گذشت وآن روزنامه ها که اکثریت شان نیز اصلاح طلب بودند بر حرف خود درباره تغییرات کابینه تاکید کردند تا سه شنبه شب که اقای هاشمی ثمره رسما اعلام کرد که تا چند روزدیگر تغییراتی در کابینه صورت خواهد گرفت که حتی بیش از وزارت اقتصاد است .شخص رئیس جمهورنیز دروبلاگ شخصی اش با زمینه سازی این تغییرات بار دیگر بر این نکته تاکید کرد که دولت نهم دولت اصالت هدف است نه اصالت فرد...
دیشب هم که خبر ۲۰:۳۰در یک خبر جالب به نقل از آقای سخنگوی بامزه اعلام کرد که در روز شنبه من از تغییرات کابینه اطلاعی نداشتم و در دیدار روز یکشنبه با رئیس جمهور از این موضوع با خبر شدم!!!
عجب سخنگوی به روزی داره این دولت به خدا...
البته از آقای الهام بیش از این هم انتظار نمی ره آچار فرانسه دولت لابد کارهای خیلی مهمتری دارند که وقت نمی کنند قبل از حضورشان در اولین جلسه با رسانه ها آخرین خبر ها را با رئیس جمهورچک کنند.
خلاصه دروع سیزده تبدیل شد به یه سوتي بزرگ دیگه در پرونده دولت خدمتگزار.
دولتی که انگار قرار نیست هیچ وقت کامل باشه و هر روز وزیراش در حال جابه جایی هستند
در هر صورت ما نیز ضمن خسته نباشید خدمت وزیران اقتصاد و کشور (به خصوص این دومی که تو این دوماهه به خوبی از عهده وظایف محوله بیرون آمدند) یک خداقوت هم خدمت سخنگوی پر مشغله دولت عرض می کنیم.
ای کاش که آقای احمدی نزاد یه کم به فکر این بنده خدا باشه و به جای عوض کردن وزرای تک شغله یکی از مسولبت های سنگین جناب سخنگوی چند شغله را از دوش ایشان بر می داشتند شاید ایشان نیز چون وزرای دیگر یه نفس راحتی میکشیدند و دیگه از این سوتي ها هم نمی دادند...

جناب سخنگو شغل های عالی مستحکم...سوتي های عالی مستدام...
به به چه بیتی.....
دوشنبه نوزدهم فروردین 1387
ماجرای چرت شبانه و خواب زمستانه
بالاخره پس از مدت ها بی خبری و سکوت رسانه ای با پایان تعطیلات نوروز جریان رسانه ای کشور یک باردیگر کار خود را شروع کرد اما بر خلاف سال گذشته که با بازداشت ملوانان انگلیسی سوزه بکر و خبرسازی در اختیار رسانه ها قرار گرفت اکنون هیچ خبری روزنامه ها را وادار به تیتر سازی مشابه نکرده است.
من نیز نمی خواستم آپ کنم اما به دلیل اینکه می خواهم با حداقل دو سه مطلب در هفته با شما همراه باشم تصمیم گرفتم که در مورد خبری که اوایل عید به گوش رسید تحلیلی کوتاه داشته باشم.
همان طور که می دانید در تعطیلات نوروز امسال اقای رسول منتجب نیا قائم مقام حزب اعتماد ملی به نمایندگی از حزب متبوعشان نامه ای را به رئیس جمهور سابق نوشتند و ایشان را نصیحت کرده که اقای خاتمی چشمانشان را بیشتر باز کنند و اجازه ندهند که عده ای از اطرافیانشان از ایشان سو استفاده کنند و خواستار اعلام برائت آقای خاتمی از این گروه شدند.
وی که به عنوان سرلیست حزب اعتماد ملی در تهران کاندید شده بود به مقامی بهتر از ۶۵دست نیافته است.این در حالی است که در طرف دیگر سرلیست ائتلاف اصلاح طلبان یعنی مجید انصاری که آقای خاتمی از انان حمایت کردند در رده ۲۹ جای گرفت و به مرحله دوم راه یافت.۱۰ نفری که از اصلاح طلبان به مرحله دوم راه یافته اند نامزدهای اختصاصی ائتلاف اصلاح طلبان هستند و هیج نامزد تخصصی اعتماد ملی به مرحله دوم راه نیافت.این یک شکست بزرگ برای حزبی بود که از ابتدای رقابت های انتخاباتی سعی داشت با اعلام برائت تلویزیونی از برخی گروه های اصلاح طلب حساب خود را از آنان جدا و دل حاکمان کنونی را به دست آورد.
به همین دلیل بود که به گفته محمد علی ابطحی که در وبلاگ شخصی اش نوشته بودائتلاف اصلاح طلبان عده ای از چهره های شهیر این حزب چون منتجب نیا و فاطمه کروبی را به دلیل مصاحبه های ۲۰:۳۰پسند ازلیست خود خارج کردند.
ای کاش اعتماد ملی و در راس آن آقای کروبی به وزن کم خود در مقابل اقای خاتمی اعتراف می کردند و همگی زیر پرچم وی وارد صحنه رقابت ها می شدند. به نظر من آقای کروبی پس از انتخابات ریاست جمهوری دچار نوعی خود شیفتگی شد و گمان کرد که مردم به وی و برنامه های وی اعتقاد داشتند که رای بالایی کسب کرد.برای همین تصمیم گرفت که حزبی مجزا تشکیل دهد و حساب خود را از اصلاح طلبان دیگر جدا کند.اما باید این حقیقت را بپذیرد که اگر آن شعار عجیب اما دهان پر کن ۵۰۰۰۰تومان نبود شاید نام وی به جای محسن مهر علیزاده در انتهای لیست قرار می گرفت.
تا زمانی که اعتماد ملی و برخی گروه های دیگر اصلاح طلب به بی فایده بودن فعالیت های خود اذعان نکرده و تنها به کارشکنی در ارائه لیست واحد در انتخابات ادامه دهند وضع همین است که مشاهده می کنیم.

امیدوارم آقای کروبی که با چرتی که در شب انتخابات زدند به ناگاه از ریاست جمهوری کنار رفتند اکنون از خواب سه ساله زمستانی خود بیدار شده و پس از این اننخابات وزن واقعی خود و حزب متبوعشان را شناخته باشند و بدانند که با مصاحبه های حکومت پسند هیچ آبی برای وی وحزبشان گرم نمی شود پس تا دیر نشده به زیر پرچم اصلاحات واقعی که در دستان سید محمد خاتمی است باز گشته وبا همکاری وی بتوانند آب رفته را به جوی باز گردانند....
پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387
تحليل کلي بر سريال هاي نوروزي.مرد هزار چهره بهترين سريال آتنه فقيه نصيري بهترين بازيگر
امروز و پس از پایان تعطیلات نورزی می خواستم تحلیلی کلی بر سریال های تلویزیون داشته باشم.سه سریال در شبکه های سیما پخش شد که به ترتیب از ضعیف به قوی نگاهی به ان می اندازیم.
سریال پیامک از دیار باقی به کارگردانی مرد همیشه در صحنه تلویزیون سیروس مقدم.کسی که به جرات می توان گفت پر کارترین مرد تاریخ تلویزیون ایران است وسالی کمتر از دو سریال را در کارنامه خود ندارد و به دلیل این کمیت همیشه از کیفیت کارهای وی کاسته می شود.هرچند مجموعه های وی همواره جز پربیننده ترین ها بوده اند.پس از سریال موفق اغما که رمضان سال گذشته از وی پخش شد و بینندگان زیادی را به دلیل سوزه بکر خود جذب کرد وی عید امسال با یک سوزه کاملا تکراری که ترکیبی بود از مسافری از هند چند میگیری گریه کنی و تا حدودی میوه ممنوعه میهمان خانه های مردم بود.داستان از درون مایه کافی برخوردار نبود.تعلیق داستان هم در قسمت های پایانی بیشتر از انکه بیننده را تحریک به دنبال کردن ماجرا کند موجب آزار بیننده می شد.داستان به هیچ وجه کشش لازم برای ۱۵ قسمت را نداشت.همین طور در قسمت هایی ازسریال باور های دینی مردم به منظور بالا بردن طنز داستان به تمسخر گرفته شد.تنها نکته مثبت سریال استفاده از بازیگران خوب بود محمد رضا شریفی نیا پس ازمدت ها غیبت هر چند با حضوری کلیشه ای در نقش مرد چند زنه اما همچنان با بازی قدرتنمند خودبینندگان را به تحسین بازی خود وادار می کرد. همین طورپس از مدتها حضور افسانه بایگان نیز ستودنی بود .شیلا خداداد و حامد کمیلی در حد بازی های فوق العاده خود در مسافری از هند و اغما نبودند.
مجموعا این سریال به غیر از چند بازی قدرتمند حرفی برای گفتن نداشت.
دومین مجموعه تلویزیونی نشانی به کارگردانی رامبد جوان و نویسندگی فلورا سام بود.رامید جوان در سومین تجربه تلویزیونی خود در مقایسه با گمگشته از موفقیت کمتری برخوردار بود .سوزه داستان همچون پیامک از دبار باقی از کشش لازم برخوردار نبود اما بازی هنرمندانه بازیگران این سریال این نقیصه را تا حدودی جبران کرد.
آتنه فقیه نصیری در این سریال درحد یک فوق ستاره بازی محسور کننده ای رابه نمایش گذاشت.به نظر من بهترین بازیگر سریال های امسال او بود که در نقش یک دختر خارجی ایرانی الاصل توانست نقش محوری خود را به خوبی ایفا کرده وداستان را به پیش ببرد.هر چند از بازی تاثیر گذار امیر حسین صدیق در نقش داماد خانواده نیز نمی توان به سادگی گذشت.

در مجموع می توان این سریال را در حد متوسط اما جزء سریال های خوش ساخت به شمار اورد.
و اما سریال مرد هزار جهره ....
ظهور دوباره مهران مدیری پس از کارنه چندان موفق وتجاری باغ مظفر.
پس از چندین سال یک بار دیگر شاهد یک طنز واقعی و به تمام معنا بودیم.سریالی که با انتخاب یک سوزه جذاب و با کشش وچذابیت فراوان توانست پر بیینده ترین سریال نوروزی لقب بگیرد.مرد هزار چهره با انتخاب یک سوزه کاملا اجتماعی وبه روز توانست زوایای غیر قابل مشاهده برخی مشاغل را به مردم نشان دهد

اين سريال سيزده قسمتي تلاش كرد با برگزيدن چهار حوزه پزشكان و متخصصان، نيروي انتظامي و قدرتمندان حكومتي، شعرا، هنرمندان و روشنفكران و سرانجام مافيا و انتقاد از تمام آنها، به نوعي ايجاد تعادل پايبند باشد. با اين حال، به غير از حوزه چهارم كه به دليل اغراق بيش از اندازه، چندان براي مخاطب واقعنمايي نميكند، در حوزه اول و دوم (پزشكان و پليسها) ضمن نقد جدي به آنها، معدود افراد دانا و متعهدي را نيز نشان ميدهد كه چون پزشك معاون بيمارستان و يا سروان رشيدي تلاش ميكنند روند را تغيير داده و با روشهاي خود چون نظامپزشكي و بازرسي كل، دروغگو را رسوا كنند.
با اين حال گويا به اعتقاد سازندگان مجموعه، در حوزه هنرمندان آن معدود شخصيت مثبت هم وجود ندارند و همه روشنفكران اهل منقل و وافور و توهم و خيال نشان داده شدند.
انتقاد از مدركگرايي در خانوادهاي كه همه دكتر بودند و نقض حقوق شهروندي و شيوههاي اعترافگيري، اینکه در جامعه تمام کارهای خشن و خلاف قانون با نام های زیبا و داخل پرانتز فرهنگی انجام می شود نیز از ديگر سوژههاي اين مجموعه بود و نشان داد وقتي افراد ناتوان به رياست برسند، نيروهاي كارآمد چون سروان رشيدي به بازداشتگاه ميروند و نيروهاي ناكارآمد چون سرباز ۴۸ ماه خدمت، ارتقاي درجه گرفته و همهكاره ميشوند.
مجموعه طنز شبكه سوم سيما در بخش آخر نيز بر پيام اصلي خود تأكيد كرد و پس از به ريشخند گرفتن برخي مصاحبههاي بيربط صداوسيما و چهرهسازيهاي افراطي مطبوعات از افرادي چون «مرد هزار چهره»، نشان داد كه تمام مردم و زيانديدگان از جرايم امثال «مسعود شصتچي» شريك جرم او در «اشغال نابجاي پستها و مسئوليتها و مشاغل حساس» و ضربه زدن به خودشان به شمار ميروند و از همين روي، به رغم متناسب بودن مجازاتي چون اعدام براي او، خود نيز به دليل شراكت در جرم، راضي به مجازات وي نميشوند، هرچند توان اين كارمند ساده ثبت احوال شيراز در سوار شدن بر احساسات مردم نيز در رهايي بخشيدن وي از مجازات اعدام بيتأثير نبود.
مورد ديگري که ميتوان در مورد اين سريال اشاره کرد وقت شناسي دست اندرکاران تلويزيون در پخش اين سريال درايام نوروز و در سکوت رسانه اي بود اين سريال قطعا در هر زمان ديگري که روي انتن مي رفت با اعتراض هاي زيادي روبه رو مي شد و حتي شايد با محافظه کاري که از صدا وسيما سراغ داريم به محاق توقيف مي رفت.
چیزی که در پایان در مورد این سریال می توان به ان اشاره کرد حذف برخی از صحنه ها که در تیزر این مجموعه پخش شد می باشد.برای مثال حضور رضا رشید پور در صحنه ای از این سریال دیده شد که بعدا از این سریال به دلایل نا معلومی حذف شده است همین طور حضور محمد رضا حسیینان نیز در سریال دیده نشد.
در مجموع از مهران مدیری و تیم نویسندگانش غیراز این انتظارنمی رود.به امید دیدن کارهای جسورانه تری از وی در طنز ایران هستیم
در یک جمع بندی می توان گفت که سریال های نوروزی امسال تلویزیون درمقایسه با سال های گذشته از کیفیت بسیار بهتری برخوردار بود. اما همجنان می توان به ساخت سریال های بهتری نیز با حضور نویسندگان و کارگردانان با استعداد و جوان ایرانی
امیدوار بود.سریال هایی که علاوه بر جنبه سرگرم کنندگی می توانند همچون مرد هزار چهره در نوروز امسال و میوه ممنوعه در رمضان سال گذشته از لحاظ مضمون ومعنا گرایی نیز حرفی برای گفتن داشته باشند.
-
در جهت حفظ امانت قسمتي از تحليل فوق درمورد سريال مرد هزار چهره از سايت تابناک گرفته شده است.
دوشنبه دوازدهم فروردین 1387
یک بار دیگر رفراندوم...
امروز دوازدهم فروردین سالروز رفراندوم قانون اساسی برای پذیرش جمهوری اسلامی است.
اگر بگوییم که برگزاری این انتخابات یک حرکت کاملا دموکراتیک درطول تاریخ ایران بوده است سخنی به گزاف نگفته ایم.
امام پس از ورود به ایران به رغم قدرت تشکیل حکومت بدون برگزاری انتخابات و به اتکای حضورقاطع مردم در پیروزی انفلاب در ۲۲ بهمن ۵۷اعلام کرد که
الگوی جمهوری اسلامی باید مورد قبول اکثریت مردم ایران باشد وبه همین منظور دستور برگزاری رفراندوم پذیرش جمهوری اسلامی را صادر کرد.
رفراندوم را می توان صریح ترین نوع نظرخواهی درباره حکومت تلقی کرد .به همین منظور برگزار کنندگان چنین انتخاباتی را باید انسان های دموکراتی دانست وشجاعت آنها را تحسین کرد.
اتفاقی که در طول این سی سال تنها یک بارافتاده است و اکنون پس از ۳۰ سال و در حالی که اکثریت روشنفکران و سیاست مداران نو گرا- به خصوص پس از روی کار آمدن دولت و مجلس اصلاح طلب - چندین سال است به لزوم برگزاری چنین رفراندومی
برای مشخص شدن میزان مقبولیت جمهوری اسلامی و ولایت فقیه اشاره کرده انداما این خواسته معقولانه
از طرف حاکمیت به شدت محکوم شده است.
حاکمیت در این سال ها همواره با تکیه بر راهپیمایی ها و انتخابات از بالا بودن میزان محبوبیت نظام در میان مردم سخن گفته است .
اما با یک نگاه کلی در میابیم که این گونه انتخابات به هیج وجه نمی تواند نشان دهنده مقبولیت نظام در بین مردم باشد.
در انتخابات شوراهای شهر وروستا و همین طور مجلس گرایش های قومی باعث حضور مردم می شود.در شهرهای بزرگ هم که چنین گرایش هایی وجود ندارد
حضور مردم به هیچ وجه چشمگیر نبوده است.در دو انتخابات اخیر مجلس حضور مردم در شهرهای تهران و اصفهان حدود ۳۰درصد بوده است که آمار بسیار
ناامید کننده ای به نظر می رسد اما حاکمیت همواره با تحریف این نتایج اشاره ای همراه با غلو به نتیجه کلی انتخابات داشته است برای نمونه درانتخابات اخیر مجلس
اعلام حضور ۶۰درصدی مردم توسط وزارت کشور را داشتیم.اما با بررسی آمارهای رسمی شمارش آرا که توسط سایت تابناک که سایتی نزدیک به حاکمیت است
مشخص شد که ۵۵ درصد در انتخابات شرکت داشته اند که اکثریت بسیار شکننده ای است و با درنظر نگرفتن آمارشهرها وروستا های کوچک می توان ادعا کرد که حاکمیت
مقبولیت لازم را در میان مردم ندارد.
مورد دیگری که برای اثبات لزوم برگزاری رفراندوم می توان به آن اشاره کرد تغییر نسل انقلاب است.
امام خمینی در بدو ورود به ایران در بهشت زهرا اعلام کرد که چرا ما باید به حکومتی که پدران ما آن را
برگزیده اند بیهوده تن دهیم ما می خواهیم خودمان حکومت مد نظرمان را انتخاب کنیم.
اکنون و پس از گذشت سی سال از انقلاب مردم ایران یک بار دیگر نسل سوم این انقلاب خواهان توجه به این جمله امام هستند.
به امید اینکه روزی این خواسته منطقی توسط حاکمیت شنیده شود . انتظاری که به تحقق رسیدنش حداقل در وضعیت موجود بعید به نظر می رسد.
جمعه نهم فروردین 1387
از ماسمالیزیشن تا هویت ....
بعد از یک هفته و حتی شاید بعد از یک سال دوباره آمده ام تا دوباره افکارم را با شما دوستان وهمراهانم سهیم کنم.
امیدوارم که تا پایان سال بتوانم به آنچه که در شروع وبلاگ نویسی ام مد نظرم بود قدمی نزدیک تر شوم.
در این سال از لحاظ دورنمای سیاسی حادثه قابل توجهی نداریم.در این سال خدا را شکر انتخابات فرمایشی در کار نیست
و حداقل این مردم می توانند نفس راحتی از دست این مسئولان بکشند.
اما سالی است که احزاب در حال تکاپو برای تعیین کاندیدای خود برای ریاست جمهوری هستند.این سال برای
اصلاح طلبان سالی تعیین کننده است زیرا انها باید در یک انتخاب مهم و با رایزنی های کافی نامزد خود برای
انتخابات ریاست جمهوری را انتخاب کنند امیدوارم که این احزاب با کمی فدا کاری وزیرکی نامزدی واحد را
درزیر چتر جبهه اصلاحات روانه رقابت های انتخاباتی کنند
تا در یک مبارزه نه چندان مشکل با محمود احمدی نزاد که به سرعت در حال از دست دادن محبوبیت نیم بند
خود است یک بار دیگر کفه ترازو را به سود جریان دموکراسی خواه و ازادی طلب سنگین کند.این دور از
دسترس نیست اما نیاز به کمی فداکاری و فراست دارد.بگذریم....
افتضاحات انتخابات مجلس هم که خدا را شکر به طرز زیبایی ماسمالی شد تا در سکوت رسانه ای ناشی
از تعطیلات نوروز وبه گوش نرسیدن هیچ گونه اعتراضی وبر اساس مهندسی انتخابات تمام
برنامه ریزی ها به طرز دقیقی اجرا شود تا یک مجلس انقلابی و فرمانبردار ومطیع به خواست اقایان تشکیل
شود.
ان شا الله که این مجلس فرمایشی در انجام وظایف محول شده اش به خوبی عمل کند
به لطف خدا در سال نوآوری وشکوفایی باز هم خبرهای خوش زیادی خواهیم شنید.
از پیروزی صد باره هسته ای بگیر تا اعلام قطعی شدن بنزین آزاد همین طور افزایش قیمت نجومی اقلام حیاتی مردم و قطعنامه های بعدی شورای امنیت و...
خب این از سال نوآوری و شکوفایی که خدا تا آخرش را بخیر کند اما
یک چیز دیگه که امسال در هنگام سال نو توجه مرا به خود جلب کرد بی توجهی رسمی مسولان عالی رتبه
نظام به سنت باستان ایرانیان که همانا نوروز باشد بود.برخی مسولین در هنگام تحویل سال نو پس از تبریک مناسبت های دینی برای خالی نبون عریضه تبریک سال نو را به احترام این که مردم این روزها را جشن می
گیرند به جا آوردند.خب اشکالی ندارد بالاخره اقایان در لباس دین...
اما یک هفته قبل از آن و در اوج تبلیعات رسانه ای برای شرکت مردم در انتخابات همه مسولان به خصوص
رسانه جناحی با پخش چندین باره نماهنگ های ملی سعی در تقویت حس ملی پرستی مردم کردند وآنها را در
مقابل دنیای استعمار قرار دادند و از آنها خواستند تا یک بار دیگر
با حضور گرم و حماسی خود مشتی...
حالا از سیاست آقایان که سالهای سال است به خوبی بازدهی خود را نشان داده بگذریم اما به راستی
کدامیک مهم تر است هویت ملی یا هویت دینی؟
اگه دوست داشتین نظراتتون را بگین. من خودم دارم در این باره تحقیقات مفصلی را انجام می دهم
ان شا الله در یک فرصت مقتضی مقاله ای کامل
در این باره می نویسم.
این هم از آپ این بار ما .اینا را نوشتم تا بدونین که به کوری چشم دشمنان اگه خدا بخواهد امسال هم با شما هستم. امیدوارم تو این سال نو شما هم
با نظرات گرمتون بیش از پیش مرا دراین کار دلگرم کنید...

