نواندیشان جوان
سپاس آن کس را مي گويم که به من انديشيدن را آموخت نه انديشه ها را
دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387
آبرو ریزی المپیک و سیاست های دوگانه نظام
امروز می خوام درباره دو تا موضوع باهاتون حرف بزنم..
۱-اوضاع واحوال ورزش که اصلا رو به راه نیست ملت امسال که انتظار داشتند تو ورزش به خاطر خدمات عظیم!! دولت نهم یه چیزی بشیم حسابی دمقن و بد جور ضد حال خوردن.البته مثه همیشه از ماست که بر ماست .سال هاست که داریم برای همه چیز های داشته و نداشته مان فقط به به و چه چه می کنیم اینم نتیجش.

آقای علی آبادی هر روز این ور و اون ور دارن پروژه های ورزشی را افتتاح میکنن و سرانه ورزشی را در کشور دو برابر می کنن اما به این نکته توجه ندارن که قهرمانی تنها به فضا احتیاج نداره بلکه به یه روح بزرگ چون مایکل فلپس امریکایی هم احتیاج داره.به یک روح قهرمانی روحی جنگنده و بدنی قدرتمند که با برنامه ریزی بتواند در زمان معین به حداکثر امادگی خود برسد نه یک ماه زودتر و یا در تورنمنتی بی اهمیت...
چرا کارشناسان خود را به کشور های پیشرو اما با شرایط نزدیک به ما چون ترکیه و کره نمی فرستیم تا از روند آماده سازی قهرمانان آنان الگو برداری کنیم.بگذریم درباره علل ناکامی بسیار می توان نوشت اما باز هم دعا می کنم تا لا اقل کشتی گیران و تکواندو کاران که البته تمام مدال های ما در المپیک قبل غیر از رضا زاده را آنها کسب کردند جور دیگر ورزشکاران را بکشند ناامید نیستیم چون که انسان به امید زنده است .فقط این المپیک را نیز می توان یکی ازشاهکار های دولت نهم که مخصوصا در امر ورزش نیز ادعا های فراوانی داشت به شمار آورد دولتی که تنها استاد حرافی است و در عمل حرفی برای گفتن ندارد.شاید مقایسه درستی نباشد اما در دو دوره دولت خاتمی ایران ۵ مدال طلا و تعداد زیادی نقره و برنز گرفت دو بار هم به جام جهانی رفت ولی در دولت نهم...

۲-اگر بخواهیم از مردی به عنوان چهره سیاسی و تاثیر گذار در عرصه رسانه هادر یکی دو هفته اخیر نام ببریم تنها اسمی که به ذهن ها متبادر میشود حسین شریعت مداری مدیر مسئول کیهان و نماینده ولی فقیه در این روزنامه است.اگر ماجرای رای اعتماد به وزیر کشور جدید آقای کردان نبود ما هیچ گاه از میزان برندگی این آقا با اطلاع نمی شدیم .قطعا ماجرای نقل قول جنجالی رئیس جمهور را که شنیده اید وّهمین طور سر مقاله آقای مدیر مسئول در روزنامه متبوعشان را .
به راستی چقدر دقیق در مورد اظهار نظر رهبری در دیدار با رئیس جمهور صحبت کرده اند به راستی چه کسی می تواند در چنین جایگاهی از چنین اطلاعاتی آگاهی داشته باشد مگر این که خطی و ربطی با بیت معظم له داشته باشد وی با این سر مقاله خود توانست جو مجلس را در جلسه فردای رای اعتماد به تشنچ بکشد و شاهد بودیم که برخی از نمایندگان نیز خط درخواستی وی مبنی بر تکرار رای اعتماد را پی گیری می کردند اما خدا را شکر با نامه دفتر رهبری مبنی بر صحیح بودن نقل قول رئیس جمهور ماجرا ختم به خیر شد وگرنه این آدم هیچ گاه دست از ماجراجویی تا رسیدن به هدفش بر نمی داشت.
وی همین طور در آن مقاله در روزنامه دولتی که از بودجه بیت المال ارتزاق می کند رای مرحله بعد خود را نیز از همین حالا در صندوق احمدی نژاد انداخت تا ملت نیز از این حرکت انقلابی ایشان پیروی کنند.
اما وی یکی دو روز پیش پس از اظهارات هاشمی رفسنجانی در انتقاد از سیاست های اقتصادی دولت
به وی نیز رحم نکرد و به طور غیر مستقیم وی را به کذب گویی در نقل قول از رهبری انقلاب متهم کرد.
وی یک بار دیگر و در ماجرای حذف شعار مرگ بر امریکا و نقل قول وی از امام نیز ادعای خود را تکرار کرده بود.
به راستی این انسان که سوابق مبهم و سیاهی در سالهای گذشته از پیروزی انقلاب دارد به چه مجوزی به خود این اجازه را می دهد به عالم و آدم بر چسب بچسباند خاتمی را به رد صلاحیت تهدید کند رفسنجانی به عنوان نزدیک ترین فرد به امام واز ارکان نظام را هر چقدر می خواهد بنوازد و حتی رئیس جمهور محبوبش را هم به کذب گویی متهم کند و هیچ کس جلو دارش نباشد آن وقت سایتی چون الف که در دستان یه اصول گراست نیز به خاطر چاپ مدرک دکترای جعلی فیلتر می شود و سالانه مطبو عات زیادی تنها به دلیل انتقاد از سیاست های دولت به محاق توقیف می روند آنگاه افرادی چون شریعت مداری چکمه های آهنین به پا دارند و هیچ کس هم جلو دارشان نیست .
از این سیاست های یک بام و دو هوا در نظام جمهوری اسلامی بسیار زیاد است که شمارش آنها بس دشوار می آید هیچ کس هم کاری نمی تواند بکند مگر دعا برای ظهور!!!!!
راستی میلاد امام زمان مبارک...

دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387
ادامه سریال های حماقت در المپیک پکن
سلام خیلی عصبانیم از خیلی چیزا این بار میخوام از المپیک بنویسم و درد دلاما که تو گلوم گیر کرده براتون بگم شاید یه کم سبک بشم.
اول از همه از دست این صدا وسیمای پرسانسور که دیگه ذله شده ام .در افتتاحیه یه کم امیدوار کننده ظاهر شدن اما در بقیه روزها دارن افتضاح کار می کنن.در حالی که بزرگترین رویداد ورزشی جهان در حال انجام است آقایون دور هم میشینن و با هم گپ می زنن خیلی مسخره س به خدا تحمل چهره خیابانی با اون حرفهای احمقانه ش کفر آدمو در می یاره .اینها همه در شرایطی است که رقابت های جذاب شنا دو و میدانی ژیمناستیک و بقیه رشته های زیبا در حال انجامه و اون وقت مردم بدبخت باید بشینن و قیافه این آدمای....را تماشا کنن.
این در حالی است که صدا وسیما در روز افتتاحیه سعه صدری باور نکردنی به خرج داد و مراسم را با سانسور کمی پخش کرد وکمی امیدوارمان کرد اما حالا...
بگذریم می رسیم به دیگر مسائل حاشیه ای المپیک :
اول از همه از پرچمداری ایران توسط یک بانوی محجبه باید گفت که علیرغم لباس فرم بد رنگی که به هیئت ایرانی پوشانده شده بود یک حرکت زیبا و پسندیده به شمار می آمد..
اونوقت جالبه امام جمعه شهر مشهد افاضه فرمودند که این حرکت مغایر شئونات اسلامی به خصوص در اخر الزمان است.نمیدونیم باید به کدوم ساز آقایون رقصید آیا اشاعه حجاب حرکتی مغایر شعائر اسلامی است نمیدونم چرا اینا را که میشنوم یاده خوارج متعصب خشک مغز به رهبری ابو موسی اشعری میفتم.
مورد دوم هم که بر می گرده به شاهکار این دوره آقایون در مورد شنا و محمد علیرضایی که با جان کندن تونسته بود سهمیه المپیک را به دست بیاره ..وی دوباره چوب بی شعوری مسولین ایرانی را خورد و به خاطر دفاع از آرمان های ملت فلسطین درون استخری که شناگر رژیم اشغالگر صهیونیستی نیز بود...شیرجه نزد تا مبادا به آرمان فلسطین و ملت تحت ستم این کشور لطمه ای وارد شود.ملتی که پس از شنیدن این خبر از فرط شادی از این همدردی فداکارانه محکم تر از قبل بمب ها را به خود می بندند و درون اسرائیلی های ...خود را منفجر می کنند.
تازه ماجرا از اون جا جالبتر می شه که چون می دونن این کار غیر قانونی است و با منشور ورزش هم خوانی ندارد ورزشکار بیچاره را چیز خور می کنن تا وی را مصدوم جلوه دهند تا مبادا از مسابقات به کل اخراجشان کنند. دیروز دعا کردم کاش یکبار این کار را در مورد ما بکنند تا حساب کار دست اقایان بیاید تا دیگر دست به این فداکاری ها نزنند.
دیروز ورزشکار از خود گذشته دور قبل(پهلوان آرش میر اسماعیلی) که به لطف بدشانسی(بخوانید شانسی) که آورد در المپیک قبلی شرکت نکرد و صد میلیون پول نا قابل این ملت را به جیب زد در همان دور های ابتدایی از دور مسابقات حذف شد تا آرزو می کرد ای کاش امسال هم این شانس را داشت و یک اسرائیلی پیدا می شد تا او این بار هم بی بهره نماند اما این اتفاق نیفتاد.
واقعا کلافه ام از این همه حماقت و نفهمی که درون این حکومت ساری و جاری است خدایا در مقابل این همه جهالت به ما صبر عطا کن.
به هر حال امیدوارم به خاطر این ملت مستضعف فردا حمید سوریان و بعد هم احسان حدادی بتونن حداقل از نام ایران دفاع کنن تا اندک شادی را به مردم کشورشان هدیه کنند .
راستی یه هدیه هم براتون دارم یه دوست خوب توی وبلاگ زیباش آخرین عکس های ندیدنی المپیک را (به کوری چشم صدا و سیما)هر روز می زنه که ازش تشکر می کنم و همین زیر لینکش را براتون قرار می دم .شما هم اگه وبی یا سایتی در این زمینه سراغ دارین معرفی کنین تا اینجا قرار دهم.ببینید و لذت ببرید از ندیدنی های زیبای المپیک ۲۰۰۰۸ پکن.



سه شنبه پانزدهم مرداد 1387
سکوت دیگر بس است در مقابل افراطیون باید ایستاد
هر چه می گذرد به قول آقای رئیس جمهور صدای جیغ های بنفش رساتر به گوش ها می رسد.نعره هایی که از عصبانیت از حلقوم های مرتجعین خارج می شود تا مبادا حماسه دوم خرداد یک بار دیگر تکرار شود.کسانی که به علت عملکرد ضعیف دولت نهم که مدعی عدالت ورزی و خدمت رسانی بود حالا تنها راه نجات خود را در تخریب چهره حریف قدر خود می بینند.
آنها به کمک رسانه های کثیر و قدرتمند خود سعی می کنند تا از ورود سید اصلاحات جلوگیری کنند.
حسین شریعتمداری نماینده ولی فقیه در کیهان که شخصیتی است معلوم الحال و کسانی که از گذشته وی بی اطلاع هستند باید کتاب عالیجنابان سرخ پوش را بخوانند چندی است که به شدت در سرمقاله های خود سعی در تهدید سید محمد خاتمی به رد صلاحیت می کند.وی اخیرا در یکی از یادداشت هایش با اشاره به اینکه گزینه اصلی اصلاح طلبان بدون شک خاتمی است به وی انذار داده که خود را در معرض خطر رد صلاحیت قرار ندهد..
قاسم روانبخش دبیر سیاسی نشریه پرتو سخن و از شاگردان مصباح نیز اخیرا گفته : اگر خاتمی كه در مقام یك روحانی مسلمان قدرت را به دست گرفت و در دوران ریاست بر دولتهای هفتم و هشتم، حرمت ارزشها را شكست و كارنامه قابل قبولی از خود بر جای نگذاشت، قصد كاندیداتوری در انتخابات آینده ریاستجمهوری را داشته باشد و صلاحیت او از سوی شورای نگهبان تایید شود، این مسئله برای مردم سوال برانگیز خواهد بود.
به راستی این اقایان چگونه به خود اجازه می دهند که حرف از رد صلاحیت شخصیتی چون خاتمی را به زبان بیاوردند .به قول علی یونسی وزیر اطلاعات اسبق کشور رد صلاحیت خاتمی حتی نباید به فکر کسی خطور کند چه برسد که ان را در رسانه های عمومی که از بیت المال مردم ارتزاق می کنند بیان کنند.
اصلاح طلبان نباید در مقابل این جسارت ها سکوت پیشه کنند این سکوت یعنی اجازه دادن به آنها برای برداشتن قدم های بعدی.
البته همه ما می دانیم که این افراد و سرکردگانشان در موسسه های مذهبی و در مناصب حکومتی از این هم بالاتر را بر اصلاح طلبان جایز می شمارند و به قول آقای باهنر زنده ماندن برخی از آنان به خاطر رافت اسلامی حکومت است وگرنه به دستور یکی دیگر از این آقایان تا حالا کلی از این افراد را گذاشته بودند سینه دیوار ...باید خدا را به علت این رافت اسلامی شکر گذار باشیم.
به هر صورت و در حالی که عرصه روز به روز بر مردم تنگ تر می شود شب و روز مردم در بی برقی و گرما به سر می برند .در پرونده هسته ای شرایط روز به روز سخت تر می شود و سایه تهدید هر روز بر این کشور سایه افکنده است و مردم هر لحظه منتظر شنیدن خبر های بد هستند رئیس جمهور مردمی در حالی که درسرتا سر مصاحبه اش در مقابل خبرنگار آمریکایی لبخندی مضحک به لب دارد در پاسخ به سوال خبرنگار مورد نظر در مورد وضعیت سخت مردم ایران می گوید این چیزی داخلی است به شما ربطی ندارد مردم در آسایش کامل و اوج دوستی وصفا هستند.نمی دانم در سرما سرشان را چون کبک در برف فرو می برند در گرما در کجا فرو می برند که بگوییم ایشان نیز چنین کاری میکنند.ندیدن این همه مصیبت کاری است بس دشوارتر از پذیرفتن این مشکلات.
نمی دانم این انرژی هسته ای که سال هاست به خاطرش ملت دارند تاوان می دهند کی می خواهد ساعات گرم و تاریک ملت را خنک و روشن کند آیا این انرژی تا کنون چیزی جز تاوان برای این ملت به بار داشته است.
همه خسته ایم و شکسته دل از این همه درد و مصیبت.نمی دانم چرا ملت دیگر نمی خواهد از جایش بلند شود .اما این را می دانم که این سکوت دردناک این اجازه را به چنین افرادی می دهد تا قدم هایشان را برای نابودی جمهوری شکننده کنونی و مسخ آن به یه حکومت اسلامی طالبانی محکم تر و بلند تر بردارند.آنها تا همین جا هم خیلی جلو آمده اند وقتی به خود اجازه می دهند که رئیس جمهور بیست و چند میلیونی و محبوب ترین فرد تاریخ انقلاب را رد صلاحیت کنند دیگر چه باکی از ملت مستضعف دارند.باید بیدار شد خواب بس است همت چاره ساز است...
جمعه چهارم مرداد 1387
نگاهی به طرح هدفمند کردن یارانه ها : از شعار تا عمل
چند هفته ای است که طرح تحول اقتصادی دولت نهم در راس خبرهای رسانه های گروهی قرار گرفته است و همه کارشناسان و صاحب نظران از دو جناح به تحلیل و بررسی این طرح پرداخته اند.
اما دو نکته در میان تمام این سخنان مشترک بوده است:
۱.ایده هدفمند کردن یارانه ها بسیار مثبت و سازنده است اما چگونگی اجرای آن مهم است.
۲.این طرح در سال پایانی فعالیت های دولت نهم انتخاباتی است.
سعی میکنم این دو ایده را کمی بسط دهم و آن را برای شما باز کنم.
در مورد تحلیل اول باید گفت که یکی از آفت های اقتصاد کنونی ایران وابستگی بیش از حد به درآمد های نفتی و انتظارات عامه مردم در مورد سهم آنان از این درامدها است که به خصوص درسالهای اخیر با شعار احمدی نژاد و همین طور گران شدن افسانه ای قیمت نفت این انتظار به بالاترین حد خود رسیده است.از طرف دیگر رئیس جمهور مدعی است که بیش از ۹۰ هزار میلیارد تومان از درامد های نفتی کشور به صورت یارانه در میان مردم توزیع میشود .از سویی همه می دانیم که بخش اعظم این درامد ها به بخش انرژی تعلق می گیرد که بر حسب آمار ارائه شده مصرف کننده اعظم (بیش از ۷۰ درصد) این انرژی سه دهک برخوردار جامعه ما هستند که با یک حساب سر انگشتی می توان بی عدالتی محض در توزیع یارانه ها را تشخیص داد.
پس باید به دنبال گزینه ای رفت که با واقعی سازی قیمت این اقلام و رها سازی قیمت آن یارانه این بخش را حذف کرد تا به گفته احمدی نژاد بتوان یارانه ها را میان بخش هدف که همان هفت دهک پایینی یا غیر برخوردار جامعه هستند توزیع کرد.
تا این جا همه موافق این طرح هستیم اما کار از جایی عیب پیدا می کند که چگونه این پول را به این قشر پرداخت کنیم.سوال های متعددی به وجود می آید که ذهن کارشناسان را به خود مشغول می دارد:
آیا ایده پرداخت نقدی یارانه ها ایده مناسبی است .آیا این ایده منجر به هجوم نقدینگی به اقتصاد کشور نمی شود ؟
آیا پس از آزاد سازی نرخ اقلام شاهد تورم شدید در اقتصاد کشور نخواهیم بود؟
آیا روش خود اظهاری برای مشخص کردن جامعه هدف این طرح روش مناسبی است.تاچه حد می توان بر امار به دست امده از این پرسش نامه ها اعتماد کرد؟
تعداد زیادی از کارشناسان معتقدند که پرداخت نقدی یارانه ها در کوتاه مدت اثر بخش است اما در بلند مدت اقتصاد کشور را دچار تورم و نقدینگی سنگینی می کند و به جای پرداخت نقدی دولت باید طی یک برنامه بلند مدت و منطقی یارانه ها را به کلی حذف کند و نه در یک حرکت آنی .و با سرمایه گذاری های بلند مدت باعث اشتغال بیشتر و در نتیجه بهره وری بیشتر اقتصاد و همین طور مردم از این درامدها شود.
مورد دومی که می خواهیم درباره آن صحبت کنیم انتخاباتی بودن این طرح است.
پس از شعار آوردن نفت بر سر سفره های مردم و عملی نشدن این ایده ها پس از سه سال و وخیم تر شدن وضعیت معیشت مردم دولتمردان نهم برنامه های خود را شکست خورده می بینند و اطمینان دارند که در شرایط کنونی احتمال پیروزی مجدد آنها در دور بعدی چیزی نزدیک به صفر است.
به همین دلیل دست به یک اقدام ضربتی در پرکردن جیب مردم در این فاصله کمتر از یکسال به انتخابات ریاست جمهوری زده اند تا مردم هیجان زده از این اقدام فوق العاده دولت رای های خود را به سمت رئیس دولت کنونی سرازیر کنند.
طبق بر آوردها اولین پرداخت نقدی این یارانه ها در فرودین ماه و اردیبهشت ماه خواهد بود که در آستانه انتخابات دولت را به هدفش خواهد رساند .
این طرح قطعا دارای آثار تورمی خواهد بود که این اثر به طور حتم بعد از انتخابات خود رابر اقتصاد کشور
نمایان خواهد کرد .پس سناریو به طور دقیقی چیده شده است تا هم دولت به وعده خود در سال پایانی خود عمل کرده باشد و هم نتیجه مورد نظر خود را نیز به دست آورده باشد.
در کل شاید این طرح را نیز بتوان جزو طرح های پوپولیستی دولت به حساب اورد با این تفاوت که شاید این بار خارج از حرف چیزی دست این ملت مستضعف را بگیرد...


