دوشنبه بیست و نهم مهر 1387
و آقایی که آن بالاست...

به نظر من اينگونه سخن گفتن بهانه است. براي اينكه از زير بار مسووليت شانه خالي كنند. و الا معنا ندارد كه ما براي هر كاري كه داريم خدمت آقا برسيم و از ايشان سوال كنيم. اصلا اين كار استقلال فكر و حريت نماينده را زير سوال ميبرد. ولايتفقيه كه به معناي تعطيلي عقل نيست. ولايتفقيه يك اصل مترقي است. هر كس بايد كار خود را انجام دهد. اگر زماني رهبري احساس كردند كاري صلاح نيست، علنا اعلام ميكنند. نه اينكه يكي بيايد و بگويد با رهبري ديدار داشته و از سخنان ايشان اينگونه استشمام كردم كه نظر آقا مخالف يا موافق فلان موضوع است.

يك فقیه از سوي امام غايب برگزیده و توسط خبرگان رهبری كشف ميشود. او فراتر از قانون ودارای اختيارات مطلق است و در برابر هیچ کس جز خداوند پاسخگو نيست. سخن او حكم قانون را دارد.
شنبه بیستم مهر 1387
به پشتوانه رای ملت با یک شرط وارد شو!!

شنبه سیزدهم مهر 1387
این بار سخنی با ابطحی عزیز و دیگر دوستان اصلاح طلب

شنبه ششم مهر 1387
خاتمی کجایی که یادت بخیر...
سلامی دوباره به همه دوستای روزه دارم که این چند روزه سیمشون وصل شده و حال و هوای خوبی پیدا کردن.واقعا حیفه که داره این ماه زیبا با اون همه لحظه های ماندگارش به سرعت به پایان می رسه.به هر حال امیدوارم که نماز روزه هاتون قبول باشه وهممون پس از این ماه با توشه ای از معنویت خودمونو برای یه سال بیمه کرده باشیم..
ببخشید هم که روی قرار حداقل هفته ای یک بارم آپ نکردم و نتونستم بهتون هم سر بزنم چون که به دلایلی به اینترنت دسترسی نداشتم.
خب تو این دو هفته دلم می خواست یه مطلب در مورد صحبت های اخیر خاتمی عزیز در شهر اهواز در مورد ضرورت رویکرد تهاجمی توسط اصلاح طلبان مطلبی داشته باشم که خب نشد .فقط به طور خلاصه باید به تیز هوشی سید اصلاحات و زمان شناسی وی اشاره ای داشته باشم و اینکه در این چند ساله به دلیل سکوت اصلاح طلبان اقتدار گرایان آنقدر به پیش آمده اند که حتی به خود این اجازه را دادند تا در مورد رد صلاحیت محبوب ترین شخصیت و رئیس جمهور تاریخ ایران به بحث بپردازند کسی که در دو دوره نزدیک به ۴۳ میلیون رای را به خود اختصاص داد .این در حالی است که در انتخابات اخیر مجلس نیز آنقدر عرصه را تنگ کردند که وزرای دولت خاتمی به راحتی آب خوردن رد صلاحیت شدند و کسی نتوانست حتی این اقدام را محکوم کند.
مطمئنا ادامه این سکوت عایدی جز محو شدن نام اصلاحات از تاریخ سیاسی ایران نمی تواند داشته باشد این درحالی است که با عملکرد کنونی دولت احمدی نژاد بدون هیچ گونه تلاشی برای تبلیغ و اثبات دستاوردهای دوران اصلاحات مردم به راحتی تفاوت را تشخیص می دهند پس جا دارد که اصلاح طلبان خود نیزحداقل با ارائه آمارهای مقایسه ای این را به مردم گزارش دهند تا آنها به راحتی بتوانند برای آینده کشور خود تصمیم گیری کنند و به نوعی قدر عافیت دستشان بیاید!!
مورد دیگری که این هفته برای چهارمین بار پیاپی شاهد آن بودیم سفرهای احمدی نژاد به نیویورک برای سخنرانی و انجام مصاحبه های رنگارنگ با خبرنگاران رسانه های امریکاییست.رئیس جمهور ایران که به شدت مقام خود را با یک مبلغ دینی اشتباه گرفته هر سال در صحن سازمان ملل به بیان موعظه به سران ملت ها می پردازد و از آنها می خواهد که به راه راست هدایت شوند

چهار سال است که شاهد این سفرها هستیم که دستاوردش تظاهرات ضد ایرانی در خیابان های مقابل مقر سازمان ملل سخنرانی های موعظه گرانه و مصاحبه هایی که در بیشتر آنها وی در جایگاه متهم به موارد اتهامی از قبیل اظهاراتش درباره هولوکاست نابودی اسرائیل ساخت بمب اتمی و موارد نقض حقوق بشر در کشورش پاسخ می دهد و ای کاش پاسخی در خور شان ملت ایران می داد.پاسخ هایی تکراری که به هیچ وجه مخاطب ایرانی را هم مجاب نمی کند چه رسد به خبرنگارانی که از پیش نیز قضاوت هایی در مورد ملت و دولت ایران دارند.
برای نمونه آخرین مورد آن را که همین یکی دو روز پیش در جمع خبرنگاران شاهدش بودیم را ذکر میکنم .وی در پاسخ به این سوال که چه کسی در ایران حرف اول و اخر را می زند : با نیشخندی پاسخ داد که در ایران مردم ما حرف اول و اخر را می زنند همه چیز در ایران با رای مردم صورت می گیرد!!!!!!
آخرین نمونه گاف های وی نیز در مصاحبه با لری کینگ خبرنگار سی ان ان اتفاق افتاد که وی سارا پیلن را نامزد ریاست جمهوری امریکا نامید در حالی که وی معاون اول مک کین نامزد جمهوری خواهان است که با تعجب مجری با سابقه این شبکه رو به رو شد.
القصه احمدی نژاد در حالی چهار بار و بدون وعده به آمریکا سفر کرد که شاهد دستاورد خاصی در سفرهای وی نبودیم .بهترین و بزرگترین صفتی که به احمدی نژاد در این چهار سال در جهان رسانه اطلاق شد خبر سازی وی بود.در حالی که سید محمد خاتمی با یک سفر به امریکا در دوران چهار ساله اول خود ایده گفتگوی تمدن ها را به جهانیان معرفی کرد که در نهایت منجر به معرفی سال ۲۰۰۱ به عنوان گفتگوی تمدن ها شد و نام وی را به عنوان یک رئیس جمهور صلح طلب و روشنفکر به جهانیان معرفی کرد.

به راستی آیا روزی دوباره فرا خواهد رسید که ما به داشتن رئیس جمهوری چون خاتمی در مجامع بین المللی افتخار کنیم ...

