تبليغاتX
 جنبش بزرگ وبلاگی موج سبز سوم اعتراض به جنایات احمدی نژاد و حامیانش و حمايت قاطع از مهندس موسوی 18 تیرماه 1388 نواندیشان جوان

دوشنبه بیست و نهم مهر 1387

و آقایی که آن بالاست...

دیروز نشریه شهروند امروز مصاحبه جالبی با علی مطهری فرزند شهید مطهری انجام داده بود که نکات بسیار جالبی را در خود داشت .وی در این مصاحبه از مسائلی که در این چند ماهه  از فعالیتش در مجلس بر وی گذشته روایت های جالبی کرده است .اما نکته جالب توجه در این مصاحبه صحبت های وی در مورد تلقی بسیاری از نمایندگان مجلس در مورد نظریه ولایت فقیه بوده است.
 
برداشت برخي از اينها از ولايت‌فقيه بسيار عجيب است. مي‌گويند اول برويم از آقا سوال كنيم. اگر نظر آقا اين بود، ادامه بدهيم.
به نظر من اينگونه سخن گفتن بهانه است. براي اينكه از زير بار مسووليت شانه خالي كنند. و الا معنا ندارد كه ما براي هر كاري كه داريم خدمت آقا برسيم و از ايشان سوال كنيم. اصلا اين كار استقلال فكر و حريت نماينده را زير سوال مي‌برد. ولايت‌فقيه كه به معناي تعطيلي عقل نيست. ولايت‌فقيه يك اصل مترقي است. هر كس بايد كار خود را انجام دهد. اگر زماني رهبري احساس كردند كاري صلاح نيست، علنا اعلام مي‌كنند. نه اينكه يكي بيايد و بگويد با رهبري ديدار داشته و از سخنان ايشان اين‌گونه استشمام كردم كه نظر آقا مخالف يا موافق فلان موضوع است.
این ها صحبت های فرزند تئوری پرداز انقلاب است کسی که تا زمان حیاتش بسیاری از مبانی حکومت کنونی را تبیین می کرد و حالا فرزندش به یادآوری اصول فراموش شده این انقلاب می پردازد وخاطر نشان می کند که رفتار کنونی که وی در حاکمان کنونی می بیند شباهتی به آنچه که بنیان گذار این انقلاب به مردم معرفی می کرد ندارد.وی همچنین در جایی دیگر به طور تلویحی بیان می کند که رهبر انقلاب نیز عاری از خطا نیست و حتی در برخی موارد باید وی را نسبت به اشتباهاتش آگاه کرد نه اینکه چشم وگوش بسته هر آنچه توسط وی گفته می شود بپذیریم:
گاهي من يك چيز مي‌دانم. بايد گفت و توضيح داد و عمل كرد. ما بايد برداشت خودمان را از ولايت فقيه تصحيح كنيم. يكي از مشكلات برخي از اصولگرايان اين است كه تلقي درستي از ولايت‌فقيه ندارند. همين باعث خمودي، تملق و چاپلوسي شده است. اگر يك نفر را قبول كرديم وقتي انحرافي از او ديديم بايد بگوييم
باز هم می گویم این صحبت های یک اصلاح طلب نیست بلکه صحبت های یک رایحه خوش خدمتی است .
سالهاست که نظام کنونی کشور از اصول آن به شدت فاصله گرفته است و تفکر چابلوسی یا همان ذوب در ولایت تمام ارکان این نظام را آلوده کرده است و هر کس که بیشتر لفظ آقا را به کار ببرد چاقوی برنده تری دارد.سال هاست که شاهد لقب های گوناگون و دهان پر کن به شخص اول نظام هستیم .سال هاست که کسی نمی تواند از گل بالاتر به نفر اول نظام بگوید وگرنه به اتهام ضدیت با ولایت فقیه به بد ترین مجازات ها محکوم می شود .آیا این است میراث مردی که در هنگام ورودش وعده آزادی به ملت خود داد یا این که هم چنان دوران استبداد ۲۵۰۰ ساله  به ۲۵۳۰ سال خود نزدیک می شود.آیا این همان خر نیست که پالانش عوض شده است.نمی دانم شاید هم به قول فتحعلی شاه این مردم را جز این شایسته نیست...
به هر حال در همین رابطه مصطفی تاج زاده بحث کاملی پیرامون ولایت فقیه داشته است که به شکلی جامع تر مبین نظریات  مطهری است .بخش مهمی از این نظریات را که ارتباط بیشتری با صحبت های آقای مطهری دارد را در زیر می گذارم و لینک نظریات اخیر این دو فعال سیاسی ایران از دوجناح سیاسی را نیزدر پایین آن قرار می دهم و از دوستانی که علاقه مند به مباحث پیرامون ولایت فقیه هستند می خواهم که هردوی انها را به دقت مطالعه کنند مطمئنا مسائل زیادی بر آنها روشن خواهد شد:
تفسير اقتدارگراها از ولايت فقيه 
يك فقیه از سوي امام غايب برگزیده و توسط خبرگان رهبری كشف مي‌شود. او فراتر از قانون ودارای اختيارات مطلق است و در برابر هیچ کس جز خداوند پاسخگو نيست. سخن او حكم قانون را دارد.
اعتقاد قلبي و التزام عملي به ولي فقيه (به تعبیر آنان ذوب شدن در شخص رهبر) لازمه بهره‌مندي از حقوق سياسي (حضور درارکان قدرت حتی در نهادهای انتخاباتی) و حتي حقوق مدنی (انتشار روزنامه، تشکیل حزب و...) است . ولی فقیه نه تنها مشروعيت حكومت خود را از مردم نمي‌گيرد ( منصوب امام عصر است)، بلکه مشروعيت بخش نهادها ، سیاست ها و اشخاص است . او در تمام زمینه ها حق دخالت دارد
 قدرت به طور مطلق بايد در انحصار رهبر و اطاعت شهروندان بايد مطلق و بی چون و چرا باشد. انتقاد به رهبردشمنی با پیغمبر، ساختارشكني، براندازي و همسويي با بيگانگان است و منتقدان نه فقط بايد از همه حقوق قانوني و خداداد خود محروم شوند، بلكه زنده ماندنشان نشانه رأفت نظام ولايي است. اين ولايت ، مرزسرزميني نمي شناسد و شيعيان و حتي مسلمانان جهان را شامل مي شود».
                                              مصاحبه علی مطهری با شهروند امروز
                                       پاسخ های تاج زاده به سوالاتی پیرامون ولایت فقیه
نوشته شده توسط نو اندیش در 0:53 قبل از ظهر | موضوع:
• لینک ثابت  • 

شنبه بیستم مهر 1387

به پشتوانه رای ملت با یک شرط وارد شو!!

((به نظرم آقای خاتمي تنها در شرايطي مناسب است بيايد كه قاطعانه‌تر اقدام کند و از پيش اعلام نماید كه به فلان تعداد اهداف ولو حداقلي مي‌خواهد دست بيابد و بر سر اين اهداف ايستادگي و پایداری خواهد كرد، از آن‌ها عقب نخواهد نشست و طبق وعده عمل خواهد نمود. به عنوان مثال حرکت در جهت نيل به دموکراسی واقعی و اجتناب از پذیرش یک شبه‌دموکراسی تحمیلی از جمله اين اهداف مي‌تواند باشد)).
این ها جملات مرد کار کشته ای است که از سال های پس از انقلاب تاکنون در جایگاه های مختلف این نظام قرار داشته و به نوعی از نقطه اوج که وزارت کشور در دو دوره و نمایندگی امام در سالهای متمادی بوده تا حزیض که گوشه زندان اوین در سالهای اخیر باشد را از سر گذرانده و  اکنون دچار استحاله درونی شده و چارچوب کنونی قدرت را برای خدمت به مردم به هیچ وجه مناسب نمی داند!!
عبدالله نوری مسلما فرد ایده ال گرایی نیست .او صادق ترین فرد به آرمان اصلاحات است کسی است که به خاطر پایبندی به عهدش اولین مغضوب دوران اصلاحات بود و توسط حکومت از قدرت کنار گذاشته شد.
این اولین انشعاب  و انزوای یکی از فرزندان امام و انقلاب پس از رحلت آن بزرگوار نبود پیش از او میر حسین موسوی هم که به سختی در چهار سال پایانی عمر امام به گواهی تاریخ توسط رئیس جمهور وقت در جایگاه نخست وزیری تحمل شد با رحلت امام کنج عزلت گزید این داستان برای خاتمی و موسوی خوئینی ها و بسیاری از خط امامی های سابق تکرار شده بود و مسلما دلیل اصلی این کناره گیری فاصله گرفتن نظام از آرمان های بنیانگذارش بود ولا غیر..
اکنون سال هاست که میر حسین که از همه نزدیک تر به صاحب کنونی این انقلاب بود عطای مسولیت در این چارچوب را به لقایش بخشیده و  به هیچ وجه قصد بازگشت ندارد موسوی خوئینی ها هم  به نوعی همین روال را پیش گرفت نوری اما کمی دیرتر به این نتیجه رسید اما اکنون هفت هشت سالی می شود که از او هم خبری نیست و مسلما همه می دانیم که آنها دیگر از تاراج میراث امام کاملا اطمینان پیدا کرده اند اما چاره ای جز سکوت ندارند اما خاتمی راه دیگری را بر گزید او که در مقطعی حرکتی رادیکال تر از این افراد را برگزیده بود یک بار دیگر به کار در این چار چوب تن داد اما به آرمانش وفادار نماند و یاران واقعی اش روز به روز از او دور شدند اکنون اما یار دیرینش از او می خواهد که این بار در صورت حضور اشتباه گذشته اش را تکرار نکند و به عهد خود با مردم پایبند بماند حتی به قیمت سخت ترین فشار ها...چیزی که خوشبختانه این بار در شرط های خاتمی نیز به وضوح دیده می شود:
(تفاهم با ملت بر سر خواسته هایشان)
این جمله را بگذارید در برابر این جمله عبدالله نوری :
او از پيش اعلام نماید كه به فلان تعداد اهداف ولو حداقلي مي‌خواهد دست بيابد و بر سر اين اهداف ايستادگي و پایداری خواهد كرد، از آن‌ها عقب نخواهد نشست و طبق وعده عمل خواهد نمود.
 
این دقیقا همان چیزی است که همه علاقه مندان به خاتمی خواستارش هستند و تنها در این صورت خواستار حضور مجدد خاتمی هستند مطمئنا در صورت این عهد و تفاهم با ملت آنها او را در راه نیل به این خواسته ها تنها نخواهند گذاشت حتی اگر به قیمت عبور از حاکمان کنونی این نظام باشد .
ای کاش خاتمی آنقدر جسارت داشت که با یک شرط وارد انتخابات می شد و شرط دومش را که امکان عملی شدن وعده هایش در ساختار کنونی حاکم بر کشور بود را به ملت وامی گذاشت .. به پشتوانه رای میلیونی ملت.. همان گونه که امام همین کار را کرد  و به این حمایت ایمان داشت.ما از خاتمی جسارت وفای به عهد می خواهیم چیزی که بدون رو در واسی در هشت سال ریاست جمهوری از او به ندرت دیدیم هر چند می دانستیم که او  آرام آرام می سوزد و آب می شود اما راهی جز ادامه وضع موجود برای خود قائل نبود.خاتمی عزیز ای کاش که به پشتوانه این حمایت با یک شرط وارد می شدی.این ملت و این جنبش به جای رئیس جمهور به یک سر و یک رهبر احتیاج دارد آری ما رهبر می خواهیم نه  یک رئیس جمهور تدارکاتچی!!
نوشته شده توسط نو اندیش در 0:44 قبل از ظهر | موضوع:
• لینک ثابت  • 

شنبه سیزدهم مهر 1387

این بار سخنی با ابطحی عزیز و دیگر دوستان اصلاح طلب

سید محمد خاتمی:آمدن در صورتی معنا دارد که یک گام نسبت به گذشته جلوتر برویم
رییس جمهور سابق کشورمان گفت: هر تصمیمی باید مبتنی بر این باشد که تا چه حد میتوان به مردم و کشور خدمت کرد و باید زمینه خدمت و حرکت در چارچوب اصول و به سوی آرمانها فراهم باشد.
 
این جملات را سید محمد خاتمی در شهر کرد گفته است که چون سخنان دیگر خاتمی بسیار متین و حساب شده به زبان رانده شده است.چیزی که از فهوای کلام خاتمی در چند هفته اخیر به چشم می آید تیز هوشی وی در زیر نظر داشتن اوضاع کنونی کشور است.مشخصا وی در حال بررسی شرایط کشور است تا تصمیم نهایی خود را بگیرد و باید به وی نیز این حق را بدهیم که با جمیع شرایط چه از لحاظ مطابقت با افکارش و چه از لحاظ بررسی شرایط کشور  بتواند تصمیم به حضور یا عدم حضور بگیرد چون اوست که باید پاسخگوی  میلیون ها رای دهنده خود باشد.
از طرف دیگر مشاهده می کنیم که بزرگان اصلاح طلب نیز به شدت خواستار حضور خاتمی بدون هیچ قید و شرطی هستند و وقتی در موردعلت پافشاری آنها پرسیده می شود پاسخ همگی آنها وضع بد کنونی کشور است .
در آخرین مورد از این اظهار نظر ها  روز گذشته محمد علی ابطحی در وب نوشتش با اشاره به سخنان خاتمی در شهر کرد می نویسد:
 آقای خاتمی شما دیگر توقعات را بالا نبرید.  تعدادی از ماها که قلم می زنیم و بیشتر اوقات به منافع خودمان فکر می کنیم به اندازه ی کافی به جای توجه به واقعیت های موجود و نیاز مردم به بالابردن توقعات مشغولیم. مگر اینکه تصمیم دارید کاندیدا نشوید که شعارهای سخت می دهید؟ خیلی از مردم ایران که دیگر فقط اصلاح طلبان دیروز نیستند فقط به تغییر وضع موجود با دغدغه برای آینده ی ایران واسلام فکر می کنند. همین. بیشتر از اینش باشد برای بعد..
وی اظهار نظر خاتمی مبنی بر حرکت رو به جلو نسبت به گذشته را بالابردن توقع مردم تلقی می کند.
در صورتی که من و حتی بسیاری از علاقه مندان به اصلاحات در ایران خواستار حضور جدید و پر طراوتی از خاتمی در عرصه انتخابات هستیم.حضوری که با تعهد وی به مردم برای پیشبرد واقعی اصلاحات در ایران همراه باشد حضوری به دور از هر گونه محافظه کاری در پیگیری اهداف اصلاح طلبانه حضوری که موانع حکومتی وی را از پیشبرد  آرمان ملت باز  ندارد این ها شعار سخت نیست.
 این ها حق مردم است که باید به آنها پس داده شود حقی که سال هاست توسط حاکمان به یغما برده شده است و ما خواستار باز پس گیری آن هستیم.
توقع ما در این سه سال پایین نیامده است ما همچنان به دنبال آزادی و عظمت نام ایران هستیم.دغدغه ما در حال حاضر تنها تغییر وضع موجود نیست که بخشی از آن است.
نمی دانم به ابطحی عزیز چه بگویم اما از ایشان که از دوستان نزدیک سید عزیز مان هستند می خواهم که شرایط را به درستی برای وی توضیح دهند نه این که سعی در وارونه جلوه دادن نظرات ملت کنند.
هر چند من اطمینان دارم خاتمی عزیز خود بیش از همه به این می اندیشد و لاغیر.
نوشته شده توسط نو اندیش در 3:17 قبل از ظهر | موضوع:
• لینک ثابت  • 

شنبه ششم مهر 1387

خاتمی کجایی که یادت بخیر...

سلامی دوباره به همه دوستای روزه دارم که این چند روزه سیمشون وصل شده و  حال و هوای خوبی پیدا کردن.واقعا حیفه که داره این ماه زیبا با اون همه لحظه های ماندگارش به سرعت به پایان می رسه.به هر حال امیدوارم که نماز روزه هاتون قبول باشه وهممون پس از این ماه با توشه ای از معنویت خودمونو برای یه سال بیمه کرده باشیم..

 ببخشید هم که  روی قرار حداقل هفته ای یک بارم آپ نکردم و نتونستم بهتون هم سر بزنم چون که به دلایلی به اینترنت دسترسی نداشتم.

خب تو این دو هفته دلم می خواست یه مطلب در مورد صحبت های اخیر خاتمی عزیز در شهر اهواز در مورد ضرورت رویکرد تهاجمی توسط اصلاح طلبان مطلبی داشته باشم که خب نشد .فقط به طور خلاصه باید به تیز هوشی سید اصلاحات  و زمان شناسی وی اشاره ای داشته باشم و اینکه در این چند ساله به دلیل سکوت اصلاح طلبان اقتدار گرایان آنقدر به پیش آمده اند که حتی به خود این اجازه را دادند تا در مورد رد صلاحیت محبوب ترین شخصیت و رئیس جمهور تاریخ ایران به بحث بپردازند کسی که در دو دوره نزدیک به ۴۳ میلیون رای را به خود اختصاص داد .این در حالی است که در انتخابات اخیر مجلس نیز آنقدر عرصه را تنگ کردند که وزرای دولت خاتمی به راحتی آب خوردن رد صلاحیت شدند و کسی نتوانست حتی این اقدام را محکوم کند.

مطمئنا ادامه این سکوت عایدی جز محو شدن نام اصلاحات از تاریخ سیاسی ایران نمی تواند داشته باشد این درحالی است که با عملکرد کنونی دولت احمدی نژاد بدون هیچ گونه تلاشی برای تبلیغ و اثبات دستاوردهای دوران اصلاحات مردم به راحتی تفاوت را تشخیص می دهند پس جا دارد که اصلاح طلبان خود نیزحداقل با ارائه آمارهای مقایسه ای  این را به مردم گزارش دهند تا آنها به راحتی بتوانند برای آینده کشور خود تصمیم گیری کنند و به نوعی قدر عافیت دستشان بیاید!!

 مورد دیگری که این هفته برای چهارمین بار پیاپی شاهد آن بودیم سفرهای احمدی نژاد به نیویورک برای سخنرانی و انجام مصاحبه های رنگارنگ با خبرنگاران رسانه های امریکاییست.رئیس جمهور ایران که به شدت مقام خود را با یک مبلغ دینی اشتباه گرفته هر سال در صحن سازمان ملل به بیان موعظه به سران ملت ها می پردازد  و از آنها می خواهد که به راه راست  هدایت شوند

 

 چهار سال است که شاهد این سفرها هستیم که  دستاوردش تظاهرات ضد ایرانی در خیابان های مقابل مقر سازمان ملل سخنرانی های موعظه گرانه و مصاحبه هایی که در بیشتر آنها وی در جایگاه متهم به موارد اتهامی از قبیل اظهاراتش درباره هولوکاست نابودی اسرائیل ساخت بمب اتمی و موارد نقض حقوق بشر در کشورش پاسخ می دهد و ای کاش پاسخی در خور شان ملت ایران می داد.پاسخ هایی تکراری که به هیچ وجه مخاطب ایرانی را هم مجاب نمی کند چه رسد به خبرنگارانی که از پیش نیز قضاوت هایی در مورد ملت و دولت ایران دارند.

برای نمونه آخرین مورد آن را که همین یکی دو روز پیش در جمع خبرنگاران شاهدش بودیم را ذکر میکنم .وی در پاسخ به این سوال که چه کسی در ایران حرف اول و اخر را می زند : با نیشخندی پاسخ داد که در ایران مردم  ما حرف اول و اخر را می زنند همه چیز در ایران با رای مردم صورت می گیرد!!!!!!

آخرین نمونه گاف های وی نیز  در مصاحبه با لری کینگ خبرنگار سی ان ان اتفاق افتاد که وی سارا پیلن را نامزد ریاست جمهوری امریکا نامید در حالی که وی معاون اول مک کین نامزد جمهوری خواهان است که با تعجب مجری با سابقه این شبکه رو به رو شد.

القصه احمدی نژاد در حالی چهار بار و بدون وعده به آمریکا سفر کرد که شاهد دستاورد خاصی در سفرهای وی نبودیم .بهترین و بزرگترین صفتی که به احمدی نژاد در این چهار سال در جهان رسانه اطلاق شد خبر سازی وی بود.در حالی که سید محمد خاتمی با یک سفر به امریکا در دوران چهار ساله اول خود ایده گفتگوی تمدن ها را به جهانیان معرفی کرد که در نهایت منجر به معرفی سال ۲۰۰۱ به عنوان گفتگوی تمدن ها شد  و نام وی را به عنوان یک رئیس جمهور صلح طلب و روشنفکر به جهانیان معرفی کرد.

به راستی آیا روزی دوباره فرا خواهد رسید که ما به داشتن رئیس جمهوری چون خاتمی در مجامع بین المللی افتخار کنیم ...

نوشته شده توسط نو اندیش در 2:35 قبل از ظهر | موضوع:
• لینک ثابت  •