یکشنبه بیست و دوم دی 1387
تردید ها و از دست رفتن زمان
این روزها آن طور که از خبر ها بر می آید تردید های خاتمی در مورد حضور در انتخابات دهم دوباره افزایش یافته و او اعلام کرده است که اعلام تصمیمش را به ماه های آتی موکول کرده است.این در حالی است که او چند هفته پیش در دیدار با چلچراغی ها از اعلام نظرش تا یکی دو هفته بعد خبر داده بود اما دلیل این همه تردید چه می تواند باشد.در شرایط فعلی عنصر زمان برای اصلاح طلبان بسیار حیاتی است.
در مطلبی از مطلعین اصلاح طلب خواندم که او برای غلبه بر تردیدهایش می خواهد با رهبری نظام دیدار داشته باشد. شبیه کاری که سال ۷۵ انجام داد و نتیجه بخش هم بود.اما در شرایط کنونی این دیدار نمی تواند برای او چاره ساز باشد زیرا رهبری نظام قطعا اگر چه قلبا راضی به حضور وی نیست اما برای مصلحت نظام در ظاهر هم مخالفتی نشان نخواهد داد.وی به جای این دیدار ها بهتراست تکلیف خود را با میلیون ها هوادارش روشن کند که ماه هاست چشم انتظار نظر نهایی سید شان هستند.
از خاتمی انتظار بیش از این می رود که این قدر خود و اطرافیانش را در حالت تعلیق نگه ندارد.فرصت برای تصمیم گیری و اجماع در حال از دست رفتن است .ما منتظر شنیدن تصمیم سید هستیم .
تکمیلی: سید:یا من می آیم یا آقای میر حسین موسوی
فکر میکنم امروز سید تکلیف همه را روشن کرد.از او بابت تصمیم فوق العاده اش تشکر می کنم.با حضور هر یک از این دو عزیز پیروزی قطعا با اصلاح طلبان خواهد بود.واقعا ذوق زده شدم.
جمعه سیزدهم دی 1387
غزه کربلایی دیگر

از اول محرم و به خصوص پس از ماجراهای غزه که واقعا دل آزادگان جهان را خون کرده بود خیلی دوست داشتم که یه مطلب بنویسم که حداقل از این مجالی که در اختیار دارم ابراز همدردی خودم را با مسلمین مظلوم غزه اعلام دارم و از غاصبان صهیونیست نیز که به قول مولایمان علاوه بر این که دین ندارند بویی هم از آزادگی نبرده اند ابراز انزجاری کرده باشم.به هر حال این فرصت تا امشب که شب پنجم ماه محرم بود حاصل نشد .سال های سال بود که این سوال ذهنم را مشغول کرده بود که چطور کوفیان و معاصران امام حسین در حالی که حق این قدر آشکار بود با ایشان این گونه خائنانه و بزدلانه برخورد کردند .از خود می پرسیدم که با وجود این که این قدر مرز بین جبهه کفر و حق پررنگ بود چگونه توانستند این موضوع را برای خود توجیه کنند و بزرگترین ظلم را در حق خاندان پاک اهل بیت روا دارند.می اندیشیدم که جایگاه من در آن زمان چه بود و در قبال امام زمان خودم چگونه رفتار می کردم.
آری امسال تا حدودی جواب این سوال های خودم را گرفتم.شاید این خواست خدا بود که ماجرا های فاجعه بار غزه که انسان را به یاد روز عاشورا و سرزمین کربلا می اندازد همزمان شود با اغاز ماه محرم تا یک مقایسه ای بین زمان حال و زمان رویداد کربلا داشته باشیم.شاهد کوفیان امروز جهان اسلام باشیم که چه راحت در مقابل ظلم آشکار سکوت می کنند و حتی در جاهایی همدست ظالم در ظلم می شوند.مصری که ماه ها در جرم غاصبان در حصر غزه شریک شده و اکنون نیز مانع از هرگونه امداد رسانی به هم دینان خود می شوند یا عرب هایی که برای خاتمه غائله تقصیر را به گردن حماس می اندازند و ازآنها می خواهند که دست از خونخواهی کشیده و تن به صلح سیاه بدهند.

چگونه می توانند این جنایات بزرگ را که دیدن تصاویرش جگر انسان را پاره پاره می کند را مشاهد کنند و این گونه سر خود را چون کبک در برف فرو برند.قطعا حق را درک می کنند اما چیزی که مانع از داد خواهی میشود ترس و منفعت طلبی و مال اندیشی های دنیوی است .ترس این که شاید روزی به سرنوشت صدام دچارشوند و حکومت های دیکتاتوری خویش را نیز از دست بدهند
اکنون این حدیث زیبا که می فرماید کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا به خوبی معنای خود را پیدا می کند که همه زمان ها عاشورایی هست مظلومی هست و ظالمی هست.همواره خداوند بندگانش را در بوته آزمایش قرار می دهد اما به راستی یاری گران ندای هل من ناصر ینصرنی حسین نیز شاید به اندازه همان ۷۲ نفر هم نباشند حتی این را در باره خودمان نیز می گویم.بله آیا تاکنون فکر کرده ایم که وظیفه ما در قبال این فجایع چیست؟آیا همدردی صرف کافی است؟پاسخ به این سوالات خیلی چیز ها را برایمان مشخص می کند.
آری بیا صادق باشیم.... ما نیز اگر در روز عاشورا بودیم حسین را تنها می گذاشتیم
جمعه ششم دی 1387
حاکمیت و تحمیق ملت...
اهورا مزدا ، اين سرزمين را ، اين مرز و بوم را ، از کينه ، از دشمن ، از دروغ ، از خشکسالي حفظ کند . ..
هر چه قدر تلاش کردم که در مورد این ماجرا سعه صدر به خرج بدهم و قرار هفتگی مون را هم زیر پا نگذارم و مزاحم اوقات شریف شما نشم نشد که نشد.مگه این صداو سیمای لعنتی می گذاره ما یه ذره آروم باشیم.
بله درست یکشنبه هفته قبل بود که توی اخبار انگلیسی شبکه چهار یه دفعه چشم مبارکمون خورد به یه تصویر خیلی عجیب جالب و نادر در دنیای سیاست .بله همون لنگه های کفش معروف خبرنگار عصبانی و رئیس جمهور زرنگ و اون نخست وزیر مات و مبهوت را میگم دیگه....
در اولین نگاه اون چیزی که توجهم را جلب کرد واکنش خیلی جالب بوش به این انتفاضه محیر العقول بود.بعد به خودم گفتم چرا پس توی این بخش های پربیننده ۲۰:۳۰ یا ۲۲ نشون ندادند!!!و ما باید این صحنه را توی اخبار انگلیسی ببینیم.به این نتیجه ساده لوحانه رسیدم که شاید این صحنه را به دلیل مصالح مسلمین و ضد تبلیغ دینی مثل موارد دیگه تشخیص دادند که پخش نکنند گفتم چه عجب یه دفعه سانسور مثبت از این صدا وسیما دیدیم و از این که این صحنه جالب را که دیگه قرار نبود پخش بشه دیده بودم خیلی ذوق زده بودم اما افسوس از این ساده لوحی احمقانه.....
بله...در کمتراز چند ساعت و در اخبار ساعت ۱۴ صد ها بار این صحنه حماسی و شجاعانه از سیما پخش شد و این تازه شروع یک ماجرایی بود که قرار بود به زودی انتفاضه لنگه کفش نام بگیرد و به دستور جنتی دبیر شورای نگهبان در راهپیمایی ها هم مورد استفاده گسترده قرار بگیرد.
همان شب در بخش ۲۰:۳۰ شاهد یک گزارش احمقانه دیگر از مرد بندولکی سیما یعنی مرأتی بودیم که در این ژانر تبحر زیادی دارد و به خوبی از نظرات ملت از همه جا بی خبر گزارش های پرسانسور جانانه ارائه می کند.در اولین قدم از انتفاضه لنگه کفش شاهد پرتاب لنگه کفش از طرف مردم به یک تیر چراغ برق بودیم و تنها از مردم خواسته شد که فرض کنند دقت کنید فرض کنند که این تیر بوش است واز آنها می خواست که با غیض و دقت تمام لنگه کفش را به درستی بزنند.ماجرا به همین جا ختم نشد و از این پس به مدت ده روز تا همین امشب در سال نواوری شاهد نوآوری های پی در پی در این زمینه بودیم که از مدارس شهرهای دور افتاده کشور اغاز شد ودر سراسر کشور به طور گسترده مورد استقبال قرار گرفت و در نهایت دیروز به میان بسیجیان دانشگاه تهران هم رسید که در آن لنگه کفش های جمع اوی شده به سمت ادمک بوش پرتاب شد تا اوج خلاقیت و نواوری جوان ایرانی در این سال به منصه ظهور برسد.


آری همه این ها در حالی اتفاق افتاد که پرتاب کننده از کرده خود پشیمان از ملت و نخست وزیر کشور خود عذر خواهی کرده بود اما در ایران هر شب با پخش چند صدباره این صحنه ها و اجرای عملی آن در فردای آن روز آتش کینه و نفرت را درون وجود کودکان و نوجوانان خود شعله ور می کردیم.
کاری به درستی یا نادرستی عمل این خبرنگار ندارم که به نظرم به هیچ وجه برای افکار عمومی دنیا قانع کننده نبوده و عایدی جز خراب تر شدن وجهه مسلمان در نزد افکار عمومی دنیا نداشت اما...
نتیجه ای که یک بار دیگر بر من اثبات شد استفاده ابزاری از مردم کشورم تحمیق مداوم آنان ودر نهایت حرکات افراطی و رادیکالی است که بار ها و بارها از سوی مسولان این نظام مشاهده شده است و باعث بدنامی ایرانی متمدن در نزد افکار عمومی جهانیان شده است.

به راستی کوروش بزرگ که منادی حقوق بشر در دنیا بود وبرای دشمنش هم خواستار نیکی و اصلاح بود از وضعیت اسفناکی که بر مردم کشورش می گذرد و حاکمانی که ملتشان را مدام تحمیق می کنند چه می اندیشید.خوشا به حالش که نیست تا رنج مصیبتی که بر نوادگانش می رود را تحمل کند.او اکنون شاهد این است که دعاهایش در حق ملتش به لطف حاکمیت گیرا نشده است از او می خواهم که برای ملتش این گونه دعا کند:
خداوندا ما را از جهلی که در آن گرفتار آمده ایم نجات بخش...
دوشنبه دوم دی 1387
روزهای سخت سید...
شاه بیت غزل حافظ عزیز در شب یلدای امسال در فالی که سید عزیز ما برای چلچراغی ها گرفته این بیت زیباست که الحق گره گشای بسیاری از مشکلات خواهد بود.

سید ما امسال برخلاف سالیان گذشته میزبان چلچراغی ها بود تا ناگفته های بسیاری را با آنها در میان بگذارد که شاید تا یکی دو هفته دیگر که او تصمیم نهایی اش را به مردم خواهد گفت همچنان در سینه حاضران مکتوم بماند.

اما چیزی که می شود به ضرص قاطع به آن اشاره کرد وضعیت سختی است که سید محمد خاتمی در او گرفتار شده ...بیم و امید هایی که او را با خود درگیر کرده و تصمیم گیری را برای او بس دشوار ساخته است.
از سویی او به شدت دوست دارد که به دور از هیاهوی سیاسی به علاقه های شخصی اش در دهه هفتم زندگی بپردازد و بنیاد بارانش را هدایت کند اما از سویی دیگر با وضعیت نگران کننده ای که در این سه سال بر کشور حاکم شده رو به روست .
از طرفی دوست دارد که به عنوان یک مرد دموکرات شاهد چرخش قدرت در حکومت باشد تا فردا متهم به قدرت طلبی نشود اما از سوی دیگر می بیند که هیچ شانسی برای تایید صلاحیت یک اصلاح طلب محبوب که ارمان اصلاحات را پیگیری کند و به قول خودش ارای خاموش و ناراضیان را به کیسه انها بریزد وجود ندارد.
به این می اندیشد که آیا قدمی به جلو خواهد برداشت یا به دلیل مانع تراشی های حاکمیت یک باردیگر در جا خواهد زد.
هزاران تردید دیگر با او همراه است اما او چهره جوانانی را که هفته پیش در دانشگاه در پی هر جمله مایوسانه سید به شدت گرفته می شد و با هر جمله امیدوارکننده اش گل از گلشان می شکفت را هم به یاد می آورد. چگونه می تواند دل آنها را بشکند جوانانی که با این شعار به سالن آمده بودند : ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم..
اما از سوی دیگر باز هم تخریب ها بر علیه او پس از دیدارش با دانشجویان صد چندان شده کسانی که به قول خودش از هر توطئه ای برای منصرف کردن او از کاندیداتوری کوتاهی نمی کنند از رای به تفسیر سخنان رهبری گرفته تا متهم کردن او به سکولاریزه کردن حکومت و...از ناظران انتخاباتی که از هم اکنون خواستار برنده شدن یک نفردیگر هستند همه و همه او را بسیار نگران و عصبی کرده ولی شاید عزم او را برای حضور محکم تر کند تا به آنها بفهماند که این تهدیدات هیچ تاثیری در اراده او و ملت برای تغییر وضعیت کنونی ندارد.
حالا او قول داده که تا یکی دو هفته دیگر مردم را از چشم انتظاری در خواهد آورد. ما نیز اصراری نداریم که او حتما بیاید.ما عاشقان او هستیم وعاشق هیچ گاه خوهان رنج و مشقت معشوق خود نخواهد بود فقط دوست داریم که او تصمیمی بگیرد که مصلحت ایران و ایرانی در آن نهفته باشد .
پس منتظر می مانیم تا یار چه خواهد....

