تبليغاتX
 جنبش بزرگ وبلاگی موج سبز سوم اعتراض به جنایات احمدی نژاد و حامیانش و حمايت قاطع از مهندس موسوی 18 تیرماه 1388 نواندیشان جوان

پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388

اندر حکایت توسعه نیافتگی مردم ایران(نقدی بر سخنان آقای ابطحی)

 

 یادداشت آقای ابطحی (توسعه نیافتگی ملت ایران)

 

 همان طور که در یادداشت دیروز جناب آقای ابطحی که لینک آن در بالاست خواندید ایشان ایرانیان را به عدم توسعه یافتگی سیاسی متهم فرمودند.خواستم نقدی به سخنان ایشان بزنم.

کلیت سخنان جناب آقای ابطحی در مورد توسعه نیافتگی مردم ایران را با شروطی می پذیرم.سخن جناب ابطحی در صورتی می تواند به طور کلی درست باشد که بستر حاکمیت ایران از توسعه یافتگی برخوردار باشد اما وقتی که ما همچنان در خم اول جاده پرپیچ و خم دموکراسی در ایران مانده ایم و در حالی که بیش از صد سال از کاشت اولین نهال دموکراسی در ایران یعنی انقلاب مشروطیت می گذرد و دائما در حال در جا زدن هستیم آیا این انتظاری گزاف نیست؟

به راستی علت این همه در جا زدن چه می تواند باشد.آیا در این میان فقط مردم مقصر اول و آخر این رخداد تلخ هستند یا آفات دیگری هم بر جامعه ایرانی وارد است که مانع از تشکیل اتوپیای(مدینه فاضله) ملت ایران در طول قرن های طولانی شده است.

چه عواملی باعث شکست جنبش مشروطیت و کودتای 28 مرداد و در نهایت ابتر ماندن انقلاب سال 57 مردم ایران شد.در این میان آیا سیاستمداران دگر اندیش توانستند نقش خود را به خوبی ایفا کنند و بستر دموکراسی را در ایران مستحکم کنند یا هر بار با جان گرفتن این نهال با سپردن حاکمیت به دست دیکتاتور منشان دسترنج ملت  رابر باد دادند؟

مورد دیگری که در این توسعه نیافتگی نقش اساسی داشت انحصار طلبی و قدرت طلبی نیروهایی است که به حکومت دست یافتند.همان طور که در تاریخ یک قرنی مشروطیت بارها دیده ایم این افراد بوده اند که تاثیر گذار بوده اند و هیچ گاه حزب یا گروه خاصی را ندیده ایم که نقشی اساسی در حاکمیت داشته باشد.

اکنون نیز وضع به همین منوال است.گروه های اصلاح طلب پیشرو که جناب ابطحی نیز  جزو آنها بودند چطور روزی توانستند مهدی کروبی شیخ کهن سال  خود را دور بزنند و از یک سال پیش خاتمی را تحریک به حضور در انتخابات و تکرار خود کنند.آیا این گونه رفتار های جناب ابطحی و دوستانشان نشانه توسعه یافتگی بود.چرا هیچ گاه این عزیزان حاضر نشدند تا با گرداوری همه بزرگان اصلاح طلب به پیشنهاد شورای حکمیت مهدی کروبی حتی فکر کنند و یکسره ساز خود را کوک کردند.

شاید پاسخ ایشان این باشد که مهدی کروبی را دارای آنچنان محبوبیتی برای انتخاب مردم نمی دانستند و نامزد دیگری هم در صحنه نبود تا از وی حمایت کنند.اما چرا با حضور میرحسین این عزیز این قدر خشمناک شده و وی را به عهد شکنی با سید متهم کردند.ایا این رفتار شما نشانه توسعه یافتگی است.

دیگر گروه های اصلاح طلب پس از انصراف خاتمی پس از مدتی دست از ناله و شکایت برداشتند و واقع بینانه به ظرفیت کاندیداها نگریسته و با این که شاید در کابینه میرحسین جایی نداشتند اما با درک وضعیت کنونی  دست به اقدامی عاقلانه زده و دعوت رهبر بزرگ اصلاحات را لبیک گفته و به حمایت میرحسین روی آوردند.اما جناب ابطحی توسعه یافته تشخیص شخصی خویش را سرلوحه قرار داده و حتی از حزب متبوع خویش(مجمع روحانیون مبارز) هم تبعیت نکرده و به سمت ستاد شیخی رفتند که تا مدتی پیش حتی از زبان آوردن نامش هم ابا داشتند.

به هرحال بر طبق ضرب المثل یه سوزن به خودت بزن به جوال دوز به مردم ای کاش جناب ابطحی ابتدا خویش را به توسعه نیافتگی متهم می کرد و بعد به مردم و جوانانی که واقع نگرانه در شرایط کنونی میرحسین را دارای شرایط لازم برای ریاست جمهوری می دانند این انگ نچسب را می زدند.


نوشته شده توسط نو اندیش در 12:0 بعد از ظهر | موضوع:
• لینک ثابت  • 

دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388

حجت تمام است...

امواج خروشان حمایت از میرحسین موسوی در پاسخ به لبیک سید محمد خاتمی :

مربع قدرت چهارحزب بزرگ اصلاح طلب در حمایت از میرحسین موسوی:

پس از حمایت رسمی حزب مشارکت و مجاهدین انقلاب:

حزب کارگزاران و مجمع روحانیون مبارز هم رسما حمایت خود را از میرحسین موسوی اعلام کردند.

ستادهای انتخاباتی 88 نیز همگی به جمع حامیان موسوی پیوسته اند.

بزرگان اصلاح طلب نیز لحظه به لحظه به جمع حامیان میرحسین موسوی اضافه می شوند.

مصطفی معین نامزد اصلاح طلبان پیشرو در انتخابات 84 : 

                        میرحسین کشور را به سمت تعالی و توسعه می برد.

همان طور که در بالا خواندید این موج سهمگین حمایت از میرحسین در عرض یک هفته از پایان تعطیلات نوروزی شکل گرفته است .بدین ترتیب حمایت اکثریت قریب به اتفاق احزاب بزرگ اصلاح طلب از میرحسین کامل شده است و حجت برای رقیب انتخاباتی ایشان که ماه هاست تنها با پشتیبانی حزب خودساخته اش وارد کارزار انتخابات شده تمام  شده و حتی دیگر نیازی به تشکیل شورای بزرگان اصلاح طلب برای تعیین نامزد واحد نیست و میدان رقابت به خوبی نشان دهنده همه چیز است.

و اما نکته مهم در این میان چیزی است که سال های سال بود اصلاح طلبان در انتظار آن بودند یعنی وحدت حداکثری تمامی نیروها  که این بار شکل گرفته است و آنها با این وحدت نظر به امید خدا قطعا پیروز انتخابات ریاست جمهوری خرداد امسال خواهند بود..بزرگی معتقد است که تا انسان ها من درون خود را نکشند هیچ گاه به موفقیت بزرگی در زندگی دست پیدا نمی کنند این بار هم اصلاح طلبان توانسته اند من خویش را تبدیل به ما کنند و نتیجه آن را نیز به امید خدا به زودی کشت خواهند کرد.

نوشته شده توسط نو اندیش در 0:16 قبل از ظهر | موضوع:
• لینک ثابت  • 

شنبه بیست و دوم فروردین 1388

سر تیتر سخنان مهم رهبر بزرگ اصلاحات در خصوص دلایل انصراف و حمایت خود از مهندس موسوی

اگر سال 84بی‌تدبیری ما نبود ملت کار خود را می‌کرد

وی با اشاره به تقسیم شدن حدود 18 میلیون رای بین کاندیداهای اصلاح‌طلب اظهار داشت:«این آرا گرچه متعلق به یک تفکر و گرایش بود، ولی با تقسیم شدن آن کسانی انتخاب شدند که با این تفکر نا سازگار بودند.»

اصولگرایی یعنی میزان رای مردم است

این اسلام، اسلام انقلاب ماست که امام(ره) آن را بیان کردند و میزان را رای مردم دانستند و آنها را ارباب دانستند.« اتفاقا اصولگرایی این است که آیا ما به این اصل پایبند هستیم و از ان دفاع می کنیم یا به نام دفاع از اصول، این مهمترین اصل اجتماعی را زیر پا می گذاریم و یا روشهایی را بکار می گیریم که لکه دار می شود.»

بعضی ها که حاضر نیستند هزینه بعضی حرفها را بپردازند، از جیب ملت ایران حرف می‌‌ز‌نند.

«تاثیرگذاری که ما در دنیا داشتیم، با تاثیرگذاری که در دنیا قبلا داشتیم و نقشی که جمهوری اسلامی ایران می توانست ایفا کند، الان می تواند ایفا کند؟ دیروز ما را در مجامع بین المللی بیشتر تحویل می گرفتند یا امروز؟»

وی افزود:«ممکن است بعضی ها که حاضر نیستند هزینه بعضی حرفها را بپردازند، خوششان بیاید که از جیب ملت ایران حرفهایی زده شود که فایده ندارد و زیانهایی هم دارد و آنها لذت ببرند و چوبش را دیگری بخورد.»

رئیس بنیاد باران همچنین اظهار داشت:« آیا جایگاه نظام جمهوری اسلامی که باید برای ما الگو باشد و اینقدر برای آن خون داده شده، همانی است که باید باشد؟ اگر نیست، باید تغییر پیدا کند. »

تغییر یعنی بازگشت به اصول

من می گویم در آن وضع نیستیم و اگر اینطور است باید اوضاع تغییر کند. بنابراین تغییر پیدا کردن یعنی بازگشت به اصول، تامین مصالح و منافع ملی در چارچوب ضوابطی که موجود است. اصلا اصلاحات حرکتی بر پایه دین و در چارچوب قانون اساسی است.»

ما و مهندس موسوی هر دو می‌گوئیم«اسلام ناب»

سید محمد خاتمی سپس با اشاره به برخی انتقادات مطرح شده از سوی اعضای ستاد انتخاباتی خود در خصوص گفتمان مهندس میرحسین موسوی گفت:«در اینجا صحبتهایی شد که چندان به مصلحت نبود و جفای به عزیزی چون مهندس موسوی بود.»

وی تصریح کرد:«ایشان می گوید "اسلام ناب"، ما هم می گوییم اسلام ناب و اتفاقا وقتی می گوییم اسلام ناب، یعنی اسلام مقابل تحجر و اسلامی که طرفدار استبدادباشد و حرمت مردم را نگه ندارد و موافق پیشرفت جامعه نباشد، این اسلام، اسلام آمریکایی است.»
رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها اظهار داشت:«اسلام ناب اسلامی است که در عین اینکه ظریف ترین و لطیف ترین ارزشهای اخلاقی را در جامعه تزریق و تقویت می کند، باعث پیشرفت و آزادی و آبادانی کشور می شود.»

رئیس دولت اصلاحات افزود:«ایشان روی "عدالت" تکیه می کنند، مگر ما تکیه نمی‌کنیم؟ البته ممکن است تعریف ها کاملا بر هم منطبق نباشد، برخی عدالت را در بعضی ابعاد می بینند، اصلاحات آن را همه جانبه می داند و با دادن حق هر ذی حقی به او تحقق پیدا می کند.»

مگر به من نمی‌گفتید هیچ چیز نمی‌خواهیم جز تغییر؟

من گله نمی کنم، ولی برخی دوستان چطور حالا انتظار دارند که همه ایده‌آلهای اصلاح طلبی یک شبه تحقق یابد؟ مگر ما در 8 سال چقدر توانستیم ایده هایمان را تحقق ببخشیم؟ مگر همه سراغ من نمی آمدند و می گفتند که ما هیچ چیز نمی خواهیم و فقط می خواهیم که مملکت از این وضع بیرون بیاید و فقط تغییر ایجاد کنید؟»
رئیس دولت اصلاحات افزود:« البته فقط تغییر کافی نیست؛ تغییر باید بگونه ای باشد که حرکت ما را در مسیری که قبول داریم تسهیل کند، ولی ایده آلی و توهمی فکر نکنیم، هرکسی که به صحنه بیاید، ما به صد در صد اهدافمان نمی رسیم. من همین الان بگویم که اگر مردم فکر می کنند هر حکومتی، ولو پیامبر اکرم(ص) در راس آن باشد، می آید و یک شبه مشکلات را حل می کند، اشتباه می کنند.»

آیا لازم است بنده قسم بخورم که پیغامی در کار نبوده که کنار بروم؟

بنده واقعا از بعضی از این حرفهایی که زده می‌شود تعجب می‌کنم که گفته می شود به بنده پیغامهایی داده شده است که کنار بروم آیا لازم است بنده قسم بخورم که اینگونه نبوده است؟ واقعا اینگونه نبوده است. »

«یا گفته می شود که گفته اند تا یک نفر دیگر وارد شود و در مقابل ما قرار بگیرد. این حرفها اصلا دور از شان ماهاست. اصلا مگر می شود تصور کرد که بنده و مهندس موسوی با یک بازی که سرنخ آن دست دیگران باشد به صحنه آمده باشیم؟»

« اصلا یکی از علل کنار رفتن من این بود که آقای مهندس موسوی یک شخصیت اخلاقی نجیب شریف است، من هم مشهور به اخلاقی بودن هستم و اینجا احساس می کردم که رقابت بر سر قدرت است. می گفتند که تا شب انتخابات صبر کنید، ولی به مردم چه بگوییم؟ بگوییم که وارد صحنه بشوید و در آخر معلوم نیست بیاییم! این بازی کردن با افکار مردم نیست؟»

اگر دوستان حاضر در صحنه تدبیر نکنند تاریخ ما را نخواهد بخشید

امروز فقط باید به پیروزی فکر کرد و این با حضور مردم و بخصوص جوانان ممکن است. این لحظه بسیار حساسی است و نیز دوستانی که الان در صحنه هستند باید تدبیر کنند. تاریخ ما را نخواهد بخشید اگر بار دیگر دچار اشتباهی شویم که بعد بگوییم کاش جور دیگری می شد.»

هر چه در توان دارم به کار می بندم.

شما بزرگ هستید و نماینده یک جامعه سرفراز تاریخی هستید، شما نسلی هستید که باید بار سنگینی اعتلای کشور و ملتتان را به دوش بکشید و ظرفیت فراوان داشته باشید و اولویت را تشخیص دهید و با همان همت و شور در صحنه باشید.»

خاتمی با بیان اینکه « نسل جوان ما در حالی که لطیف ترین شور و احساسات را دارد از عقلانیت درخور توجهی برخوردار است»، اظهار داشت:«همه در کنار هم جلو برویم و من هم به عنوان فرد کوچک در عرصه داخلی و خارجی حضور دارم و آنچه را در توان دارم به کار می بندم و فکر می کنم وقتی ظرفیتی فراهم می شود،از آن باید استفاده کرد.»

نوشته شده توسط نو اندیش در 10:57 قبل از ظهر | موضوع:
• لینک ثابت  • 

شنبه بیست و دوم فروردین 1388

وبلاگ نواندیشان جوان از این پس هر روز با پست های داغ انتخاباتی همراه شما خواهد بود

سلام بر دوستان عزیز همراه:با گرم تر شدن فضای انتخابات و موج حمایت های عظیم از مهندس موسوی در راه پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری خرداد ماه 88 تصمیم گرفتم که تا پایان انتخابات علاوه بر تحلیل های هفتگی خود به صورت روزانه مهم ترین تحولات در عرصه انتخابات و نقطه نظرات مهندس موسوی کاندیدای مورد حمایت گروه های اصلاح طلب پیشرو همین طور سخنان رهبر بزرگ اصلاحات سید محمد خاتمی و دیگر بزرگان اصلاح طلب را به صورت گلچین و روزانه علاوه بر بخش پیوندهای روزانه به صورت پست برای شما دوستان عزیزم قرار دهم.در نتیجه از این پس بیشتر بهم سر بزنین و از آخرین اخبار انتخابات هر روز آگاه شوید.ممنون




اعلام حمایت رسمی جبهه مشارکت ایران اسلامی

و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی

ازمهندس میرحسین موسوی

نوشته شده توسط نو اندیش در 10:6 قبل از ظهر | موضوع:
• لینک ثابت  • 

سه شنبه هجدهم فروردین 1388

لطف خدا یا لطف رئیس جمهور...

همه چیز از یک ملاقات مهم شروع شد.وقتی که پس از آن همه کشمکش و دادگاه با سرمربی سابق تیم ملی خسته و سرگردان به نمایشگاه مطبوعات رفته بود به ناگاه متوجه حضور رئیس جمهور در محل نمایشگاه شد.دل پر دردی از دایی داشت می خواست برای کسی درد دل کند چه بهتر که این شخص اولین مقام اجرایی کشور باشد که دستش به همه جا هم می رسد شاید فرجی شود و دردسرهای او تمام شود.آخر هنوز چند هفته ای از آن صبح کذایی که مامور با احضاریه در خانه اش آمده بود و او را به دادسرا برده بودند نمی گذشت.آن روز اگر دوستان ریش دار به دادش نرسیده بودند شاید شب را نیز باید در بازداشت گاه سپری می کرد.

به هر حال او توانست در آن روز وقت ملاقاتی از رئیس جمهور بگیرد تا بغچه دلش را برای او بازکند.دیدار انجام شد و از آن پس بود که معجزات یکی پس از دیگری در زندگی او آغازشد.یک ماه از دیدار نگذشته بود که در غیاب دشمن خونی اش که در مکه به سر می برد به سر مربی گری سایپا رسید و توانست مسلسل وار تیم های رقیب را یکی پس از دیگری از میان بردارد.

همه انگشت به دهان مانده بودند که چگونه مربی تمام شده خود را احیا کرده بود اما او خود نیز نمی دانست و در مقابل این سوال تنها گریست.هنوز مدت زیادی از این گریه اش نگذشته بود که اوضاع داشت به روز اول باز میگشت و دیگر خبری از آن بردها نبود اما اتفاق مهمی در راه بود....

او که توانسته بود به دستور رئیس جمهور و به قلم بذرپاش مدیر محبوب احمدی نژاد سرمربی سایپا شود یک بار دیگر هم به همین شکل  و این بار با تایید علی ابادی توانست سرمربی تیم ملی فوتبال شود آن هم جایگزین چه کسی؟؟؟کسی که تا چند ماه قبل شب و روز را از او گرفته بود.گویی ورق روزگار برگشته بود و شهریار فوتبال ایران را از اوج به زیر کشانده بود تا بازی های خود را به همه نشان دهد.

مایلی کهن دیشب و بلافاصله پس از انتصابش به سمت سرمربی گری تیم ملی این را لطف الهی دانست اما اگر کمی دقیق تر بیندیشد و به دیدار چند ماه قبلش با احمدی نژاد فکر کند شاید به یاد بیاورد که این تنها لطف احمدی نژاد بود و نه لطف الهی...

فردوسی پور دیشب نمی توانست تعجب و حیرت خود را از این انتخاب کتمان کند اما شاید او هنوز به روزگار کنونی خیلی خوش بین بوده که این انتصاب را باور نکرده وگرنه در این دولت به کرات چنین اتفاقی تکرار شده او در میان سخنانش نقل قولی از دایی دو شب پس از برکناری اش کرد.دایی به او گفته بود که شک نکند که جایگزین او مایلی کهن است و نه کس دیگر .شاید دایی از همه ما بیشتر به امور آگاهی دارد که هنوز در مورد برکناری اش حرفی به زبان نیاورده و روزه سکوت گرفته زیرا او می داند که برکناری اش فنی نبوده و تنها سیاسی بوده است.او در هنگام خروج احمدی نژاد از ورزشگاه اخراج شد و شاید همان جا هم مایلی کهن توسط رئیس جمهور به عنوان سرمربی تیم ملی معرفی شد.

علاقه مندان واقعی فوتبال ایران که کار ما را در عدم صعود به حام جهانی تمام شده فرض می کنند تنها یک امید دارند که این انتصاب آخرین انتصاب ویران گر احمدی نژاد باشد و شاید در آستانه انتخابات ریاست جمهوری تیر خلاصی بر عملکرد خسارت بار  و جبران ناپذیر او در مقام رئیس جمهور ایران...

نوشته شده توسط نو اندیش در 9:27 قبل از ظهر | موضوع:
• لینک ثابت  • 

یکشنبه شانزدهم فروردین 1388

استراتژی انتخاباتی میرحسین موسوی

 میرحسین موسوی سال 88  که سالی سرنوشت ساز برای او و مردم ایران است را با یک سخنرانی انتخاباتی مهم آغاز کرد و در آن سخنانی را به زبان آورد که حاوی نکاتی چند است:

تماشاگران(www.tamashagaran.veb.ir)

۱.علت اصلی حضور وی در انتخابات جاری احساس خطری است که وی از وضعیت کنونی حاکم بر کشور کرده است.دغدغه ای که به نظر وی در 16 سال سکوتش برایش وجود نداشته است.

ما همه امسال دور هم برای تغییر اساسی جمع شده‌ایم. میل به تغییر از روی هوا و هوس نیست. بلکه به دلیل نیازی است که احساس می‌کنیم کشور به آن دارد. افرادی که به این مساله فکر می‌کنند و در اینجا حضور دارند چنین چیزی را در ذهن دارند که روندها، روندهای مناسبی برای پیشرفت کشور نیست و خطراتی متوجه کشور است و برنامه‌هایی که اجرا می‌شود، شایسته خواسته‌های به حق مردم نیست.

2.تاکید اصلی سخنان وی بر بخش اقتصاد است.جایی که محمود احمدی نژاد بیشترین شعارها و برنامه هایش به این حوزه معطوف بود.

قانون مداری: قوانین را چون با سلیقه ما سازگار نیست دور نزنیم.                      

شفاف شدن قرار داد های نفتی:270 میلیارد پول نفت را کجا هزینه کردیم.پنهان کاری به ضرر کشور است.به هیچ وجه دست مردم به قراردادهای نفتی نمی رسد.

امور مربوط به برنامه ریزی:باز بینی بودجه یکی از اولویت ها خواهد بود.

و خط فقر کشور :ریزش معناداری به زیر خط فقر داشته ایم.

وی در سخنانش با دلایل متقن همه موارد بالا را در دولت نهم زیر سوال میبرد.

3.نکته ای که در میان است انتقادی است که در میان محافل اصلاح طلب به وفور آن را می شنوم.برخی این اشکال را به مهندس موسوی وارد می کنند که چرا او به عنوان یک اصلاح طلب در گفتمانش از کلید واژه های اصلاح طلبی استفاده نمی کند.خدمت این دوستان باید گفت که حتی اگر نگاهی کلی به سخنان ایشان داشته باشیم متوجه خواهیم شد که گفتمان موسوی به شدت اصلاح طلبانه است.لااقل می توان گفت دوستانی که روزی خاتمی را برای بازگرداندن اوضاع به ماقبل دوران سیاه احمدی نژاد دعوت به حضور می کردند باید از این گفتمان موسوی رضایت کامل را داشته باشند.علاوه براینکه خود موسوی در سخنانش به این مسئله پاسخ می دهد:من خیلی دقیق گفتم اصلاح‌طلبی هستم که اصول را گم نمی‌کنم و دائم به آن بر می‌گردم.

با نگاهی دقیق به صحبت های میرحسین می توان این مسئله را استنباط کرد که وی از اینکه تنها متعلق به اردوگاه اصلاح طلبی تلقی شود به شدت پرهیز می کند.او خواهان (جبهه ای برای تغییر شرایط  کنونی) از تمام نیروهاست و این شاید دغدغه بزرگ برخی اصلاح طلبان برای حمایت علنی از وی باشد.

4.و نکته پایانی شعار کلی انتخاباتی میرحسین است که توسط وی مطرح شد:دولت امید با آزادی و عدالت.دو گفتمان حاکم در 12 سال گذشته در شعار وی دیده می شود.وی خواستار توجه توامان به این دو اصل شده و غفلت از هر یک از این دو را موجب خسران کشور و ملت می داند.

دو واژه عدالت و آزادی نباید به صورت تقابلی با هم به کار گرفته شود بلکه این دو مفهوم ارتباط عمیقی با هم دارند و ما باید دنبال هر دو باهم باشیم. در مورد عدالت بحث کرده‌ام و در مورد آزادی در آینده بیشتر صحبت خواهم کرد.

 و در پایان باید گفت که میرحسین  موسوی چشم انداز روشنی را برای آینده ایران ترسیم کرده است.امیدوارم که همگی ما دوستاران اصلاح با انصاف تمام و به دور از هرگونه غرض ورزی جناحی با خوش بینی به وی و برنامه هایش برای پیروزی وی در انتخابات آتی تمام تلاش خود را انجام دهیم.

نوشته شده توسط نو اندیش در 10:1 قبل از ظهر | موضوع:
• لینک ثابت  • 

چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388

کیست که مقصر واقعی این شکست را برکنار کند؟؟؟

شنبه شب ورزشگاه آزادی: سی دقیقه از زمان بازی می گذرد که ناگهان تلویزیون تصویر محمود احمدی نژاد رئیس جمهور اسلامی ایران را که در میان بی توجهی تماشاگران وارد ورزشگاه می شود را به نمایش می گذارد.از آن لحظه بود که بینندگان متوجه حساسیت بی اندازه این بازی می شوند زیرا تمام مسولان عالی رتبه ورزش کشور به علاوه شخص اول اجرایی کشور از نزدیک مشغول تماشای بازی هستند.

تماشاگران(www.tamashagaran.veb.ir)

نیمه اول با تک موقعیتی که مهدوی کیا از دست می دهد بدون گل به پایان می رسد.هنوز ده دقیقه از آغاز نیمه دوم نگذشته که ایران به زیبایی گل برتری را به ثمر می رساند.از این لحظه بیننده تلویزیونی هر 5 دقیقه یک بار مجبور است که به مدت 20 ثانیه چهره خندان رئیس جمهور را تماشا کند.کارگردان تلویزیونی که حتی لحظه ای با خود فکر نمی کند که خوش خدمتی اش ممکن است دقایقی بعد برایش گران تمام شود هم چنان این وظیفه را تا دقیقه 78 ادامه می دهد.در این لحظه به ناگاه ورق بازی برمی گردد و عربستان از دفاع از هم پاشیده ایران به راحتی عبور می کند و گل تساوی به ثمر می رسد.از این لحظه همه ورزشگاه و تماشاچیان تلویزیونی و به خصوص بازیکنان در شوکی عمیق فرو می روند  کاخ آرزوهایی که بیست دقیقه پیش ساخته شده بود به راحتی در حال ویران شدن بود.از این لحظه فوتبال اصیل ایرانی ذات خود را نشان داد و بازیکنان ایران با استرس تمام سعی می کنند که توپ را به گونه ای به داخل محوطه جریمه تیم عربستان ارسال کنند اما تیم عرب با هوشیاری و آرامش تمام برنامه فنی خود را اجرا می کند.دقیقه 86 فرا می رسد و عربستان از روی یک کرنر به گل برتری می رسد.دیگر خبری از تصویر رئیس جمهور نیست و تماشاگران هم به سرعت ورزشگاه را ترک می کنند.بازیکنان ایران هم تا سوت پایان بازی مات و مبهوت درون زمین راه می روند.

بازی در میان ناباوری همگان تمام می شود و قطار آفریقای جنوبی هم از مسیر ایران دور و دورتر.از این لحظه اما همه چیز در حاشیه فوتبال ایران شروع می شود. در حالی که افکار عمومی ایران آمادگی شنیدن هر خبری جز برکناری سرمربی تیم ملی را دارد در کم تر از 24 ساعت این اتفاق می افتد.در ابتدا همه تعجب می کنند اما نگاهی به مدیریت سه و نیم ساله دولت نهم نشان می دهد که ماسمالیزاسیون و به بیان دیگر پیدا کردن مقصر به صورت فوری در این دولت مسبوق به سابقه است.

محمود احمدی نژاد از ابتدای ریاست جمهوری اش در آستانه رقابت های جام جهانی وقتی که با لباس ورزشی در تمرین تیم ملی حاضر شد نشان داد که فوتبال چقدر برایش دارای اهمیت است.پس از حضور ضعیف ایران در جام جهانی 2006  هنوز لحظاتی از پایان آخرین بازی ایران در این جام نمی گذرد که خبر 20:30 اعلام می کند که رئیس فدراسیون فوتبال ایران از سوی رئیس سازمان تربیت بدنی برکنار شد.این برکناری و اقدام نسنجیده  همان طور که خود مستحضرید باعث تعلیق  فوتبال ایران شد و اتفاقاتی که پس از آن در رابطه با ریاست علی ابادی بر فدراسیون گذشت نیز نشان از توجه ویژه رئیس جمهور به این بخش بود.

در دومین اقدام پس از شکست ایران در ضربات پنالتی از کره در جام ملت ها شاهد برکناری قلعه نوعی از سمتش بودیم این اقدام نیز در راستای تحریف افکار عمومی نسبت به مشکلات موجود در ساختار فوتبال و ورزش ایران و پیدا کردن مقصر واقعی بود.

پس از برکناری قلعه نوعی از تیم ملی ذولفقار نسب کاشناس فوتبال در مصاحبه ای تلویزیونی اعلام کرد که فوتبال ایران تخصص زیادی در استعداد سوزی دارد. در حالی که استفاده درست از هوش فنی قلعه نوعی در زمانی بهتر می توانست هم برای او و هم فوتبال ملی ایران چاره ساز باشد مدیریت دیمی این فوتبال باعث نابودی این سرمایه شد و البته که او غافل از این بود که این فاجعه قرار است به طرزی وحشتناک تر تکرار شود.

و اما این بار نوبت علی دایی بود که باید تاوان مدیریت دیمی حاکم بر ورزش و حتی کل مدیریت اجرایی را می داد.در کمتر از چند ماه اما بحث ها در رابطه با مربی آینده تیم ملی بالا گرفت و در حالی که همگان افشین قطبی را سرمربی تیم ملی می دانستند این علی دایی بود که به انتخاب مقامات دولتی سکان هدایت تیم ملی را برعهده گرفت.این در حالی بود که تا آن زمان نام وی حتی در میان گزینه های سر مربی گری تیم ملی دیده  نمی شد.قصد این را ندارم که از دایی دفاع صرف کنم که او را در آن چه بر سرش آمد مقصر می دانم و درصدی از ناکامی تیم ملی را  در ارتباط مستقیم با مدیریت مغرورانه و مستبدانه او بر تیم ملی و عدم توجه وی به افکار عمومی میدانم.

اما اعتقاد راسخ دارم که بخش بزرگی از ناکامی تیم ملی فوتبال ایران در سه سال و نیم گذشته  به دلیل مدیریت غلط حاکم بر ورزش ایران است.مدیریتی که به جای برنامه ریزی بلند مدت و سعه صدر برای به بار نشستن تلاش هایش عجولانه و احساسی با مسائل برخورد می کند و در برخورد اخیرش با اسطوره بلا منازع فوتبال ایران کسی را که می توانست در سال های آینده منشا خدمات شایانی برای کشورش باشد را با انتخابی علط و نابجا و با برکناری ای شتاب زده و فرافکنانه  نه تنها در میان هم وطنانش بلکه در سرتاسر دنیا بی اعتبار کرد.

این البته بخش کوچکی از کارنامه دولت احمدی نژاد در بخش ورزش است.ناکامی المپیک پکن هم که نشان دهنده مدیریت کاملا غلط حاکم بر ورزش ماست و این تازه بخش ورزش ماست در بخش های دیگر اجرایی کشور نیز..... و تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل.

نوشته شده توسط نو اندیش در 3:39 بعد از ظهر | موضوع:
• لینک ثابت  • 

یکشنبه نهم فروردین 1388

و اما هویت ملی....

با درود بر همه ایرانیان وطن پرست و تبریک مجدد سال نو یادداشت های خود را در این سال با نام خدا آغاز می کنم.به دلایلی که در ادامه خواهم گفت علاقه مندم که امروز از هویت ملی مان برای شما بگویم.

امسال توفیقی حاصل شد تا سال  جدید را در کنار مقبره بزرگ مرد ایران زمین افتخار و مایه مباهات مردم کشورم کوروش کبیر تحویل کنم.آن هم با گروهی که عشق وطن در درونشان به شدت شعله ور بود برای من فرصتی بود تا با بخش دیگری از مردم کشورم آشنا شوم.گروهی که به ظاهر تعصبی بر مذهب و دین خود نداشتند ولی در مقابل در ملیت خویش غرق شده بودند.

لحظات ورود به محوطه پاسارگاد لحظات پرشکوهی بود.همه دوستان در حال ترنم ترانه  (دوباره می سازمت وطن) داریوش بودند.هر لحظه که به مقبره با عظمت کوروش نزدیک می شدیم چهره های بچه ها از شادی و نشاط گلگون تر می شد گویی به آغوش پدر خود بازگشته بودند.برای من که تا آن روز بر بخش ملی خود تا آن حد توجه نداشتم خیلی لحظات باشکوهی بود.وقتی از اتوبوس پایین می امدیم لیدر تور به هر کدام از بچه ها شاخه ای گل داوودی داد تا دسته جمعی تقدیم روح بزرگ پدر ایران زمین کنیم. همگی به سمت مقبره راه افتادیم.در این لحظات به این فکر می کردم که علت این همه بی توجهی حاکمیت به کسی که حتی در قران از او به نام ذوالقرنین به نیکی یاد شده چه می تواند باشد هر چند جواب آن را تا حدودی در این چند سال گرفته بودم.غبار مظلومیتی که سال ها بود بر این مقبره نشسته بود روح انسان وطن پرست را به شدت آزار می داد.

به هر ترتیب ما به مقبره کوروش بزرگ رسیدیم و با زمزمه کوروش پدر ما گل ها را تقدیم وی کردیم.پس ازآن لحظه به لحظه به تعداد جمعیت افزوده شد به طوری که تا لحظه تحویل سال هزاران نفر در گوشه گوشه این مکان مقدس دور سفره های هفت سین بزرگی جمع شده بودند.کسانی که مسلما عاشق ترین افراد به وطن خویش بودند.موبدی زرتشتی تا لحظه تحویل سال با خواندن اشعار حماسی و مطالب زیبا از شاهنامه و اوستا میهمانان کوروش را از شور وطن لبریز کرد.

واما لحظه با شکوه تحویل سال فرا رسید اما دریغ از یک رادیو تا ما بتوانیم به وسیله آن لحظه دقیق تحویل سال را متوجه شویم.مردم با تلفن های همراه خود و در ارتباط با نزدیکان لحظه تحویل سال را با شمارش معکوس جشن گرفتند.بلافاصله پس از تحویل سال همگی به احترام کوروش به پاخواسته و سرود ای ایران را زمزمه کردند و این بود لحظات بهترین و باشکوه ترین سال تحویل عمرم که با شما عزیزان تقسیم کردم.

و اما دیروز نیز شاید بدترین لحظه سال 88 تاکنون را در زمان پایان بازی ایران و عربستان تجربه کردم.زمانی که سوت پایان بازی به صدا در آمد گویی آواری از مصیبت بر سرم خراب شده بود.فکر اینکه در مقابل چشم صد هزار هوادار وطن و میلیون ها ایرانی تیم ملی کشورم در مقابل دشمنان دیرینه ما ایرانی ها این گونه نا باورانه شکست خورد تا همین حالا هم مرا آزار می دهد.چیزی که مرا در این جا آزار داد نه کم شدن شانس صعود ایران به جام جهانی که رقص اعراب در میانه ورزشگاه آزادی بود شاید اگر حریف ایران کشوری چون ژاپن یا کره جنوبی بود این قدر برایم هضم این شکست سخت نبود.

به هرحال این لحظات هم می گذرد عرصه های دیگری در راهند .برای جام جهانی نیز هنوز همه چیز تمام نشده و همت قطعا چاره ساز است ولی ایران و ایرانی هم چنان پاینده و جاودان هستند..این هویت ملی ماست که نباید هیچ گاه توسط احدی مورد هتاکی قرار گیرد.باید نگهبان میراث کوروش بزرگ باشیم و از این شکست ها درس بگیریم.

نوشته شده توسط نو اندیش در 10:34 قبل از ظهر | موضوع:
• لینک ثابت  •